تبليغاتX
طاهرنیوز

طاهرنیوز
 
اخبار سیاسی فرهنگی اجتماعی
-------- لطفا درنظرسنجی انتخاباتی مجلس شرکت کنید جستجودرگوگل
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
---
یادداشت فاطمه رجبی - فقط محاکمه
 
پایگاه خبـری انصارنیوز




 

1.
کودتای لجنی به سرکردگی اجرایی موسوی، خاتمی و کروبی تمام و کمال به انجام رسید، و با امدادهای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با سرکوبی و رسوایی کامل رویارو شد. کودتای لجنی نه به "مسایل پس از انتخابات" مربوط بود، و نه "اعتراض رای دهندگان به موسوی" عامل آن شد. بلکه این کودتای همه جانبه "از سوم تیر 84" طراحی شد و در 22 خرداد 88 اوج گرفت و نمایان گردید.

 

2.

نهم دی ماه 88 که ملت اهل بیتی ایران در اعتراض و انزجار به جنایات عاشوراستیز و کفرآمیز موسوی خونخوار، خاتمی جنایتکار و کروبی خائن و جنایتکار به صحنه آمدند، "یوم الله" بود، که در آن "رفراندم ملی علیه سران فتنه و ستیزه گران با حسین علیه السلام" انجام شد. در این رفرداندم شعارهای "کروبی بی سواد – عامل دست موساد"، موسوی بی بی سی – عامل انگلیسی"، و "مرگ بر موسوی"، "مرگ بر خاتمی"، "مرگ بر کروبی" فریاد یکپارچه ملی در سراسر ایران اسلامی بود. ای کاش "تشخیص مصلحت" اجازه می داد تا گوشه ای از فریادهای ملت از سیمای جمهوری اسلامی پخش شود که چنین نشد، اما جهانیان آن را شنیدند و دریافتند.

 

3.

اما مهم ترین نکته این رفراندم ملی، در پاسداری از اسلام و تشیع آن بود، که "خروش ملت علیه هاشمی رفسنجانی" را به نمایش گذارد! علاوه بر شعارهای مکتوب و شعارهای فریادی مردم سراسر ایران علیه هاشمی، می توان به نمادهایی که "قضاوت مردم را نسبت به هاشمی و مثلث فتنه او" به نمایش درآورده بود اشاره کرد. یقینا فیلم های تهیه شده از "طناب های دار را که نام سران فتنه به اضافه هاشمی پای آن نوشته شده بود" یک "سند این ادعا" است.

 

4.

مردم خوب می فهمند و اگر خواص به دلایل منافع به یغما برده، "بصیرت" خود را از دست داده اند، اما مردم دارای بصیرت کافی و وافی هستند. از این روی پرونده 30 ساله هاشمی رفسنجانی و خانواده، و خویشان و بستگان و مدیران و دوستان نزد این ملت باز است و هر روز بر قطر آن افزوده می شود.

 

5.

مردم می دانند فرزندان 8 یا 9 ساله هاشمی در آغاز انقلاب امروز چه ها که در پرونده ندارند، از جرائم اقتصادی که فقط یک قلم رشوه خواری نفتی، اما "ده ها میلیاردی" آن در دادگاه ها و رسانه های خارجی رسوایی ابدی برای او به بار آورد. مردم دیده اند و می دانند که دختران هاشمی بی مانندترین شاه کارها را در طول تاریخ برای یک پدر دارنده لباس روحانیت به انجام رسانیده اند، به همین دلیل می پرسم: فاطمه هاشمی که پرونده اش از فائزه ظاهرا سبک تر است چه ارتباطی با پادشاهی وهابی سعودی دارد که در کنفرانس ریاض دعوت شده بود؟ این مساله جدای از روابط صمیمانه شخص هاشمی با این خاندان کثیف و پادشاهی و ضدشیعه است که سفرهای دوگانه و هربار 100نفره او را به میزبانی آل سعود ثمر داده است. و البته هر دو سفر در 4 سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد! حال اگر بپرسیم فائزه هاشمی این زن پلید که رسواترین حرکات اسلام ستیز و انقلاب برافکن را به پشتوانه آشکار همین پدر به انجام رسانید، در سرکردگی اشرار عاشوراستیز در خیابان های تهران چه می کرده؟ قطعا سوالی بی مبنا است، زیرا دوستی و ارتباط و شاید ... با وهابیت آل سعود ثمری جز حسین کشی در روز عاشورا نخواهد داشت!

 

6.

مهدی هاشمی این مجرم جنایتکار پس از حضور و شرکت گسترده در کودتای لجنی که گوشه هایی از آن توسط محمدعلی ابطحی و دیگران افشا شد، و پرده های سیاهی از آن را مردم به عینه در خیابان ها دیدند، چندماه است به لندن گریخته و در دامان انگلیسی های مهربان با این خاندان، سرنهاده است. آیا هاشمی رفسنجانی در این ماجرا مانند ماجراهای دنباله دار دخترانش بی گناه است؟ او در مشهد و در پاسخ به سوالات دانشجویان در ارتباط با این پسر مفسد، پاسخی هولناک می دهد که حتی شاهنشاه معدوم ایران نمی توانست ظاهرا چنین قانون ستیزانه و خدایگانی پاسخ دهد! می گوید: "مهدی خیالش راحت راحت است. او می خواهد به ایران بیاید، من گفته ام بماند و دکترا بخواند"!

و شاید دریغ از لیسانسی که این فرزندان نخبه هاشمی داشته باشند، چه رسد به دکترا!

 

7.

فائزه هاشمی همراه با خواهر جلیله اش و همراه با دختر و دیگر زنان فامیل در آتش سوزی و مسجد سوزی و قرآن سوزی و قتل و جنایت های خیابانی حضور داشته، او در برخی مواقع که یک لحظه آن را سیمای جمهوری اسلامی نشان داد، "سرکردگی اشرار" را افتخاری بر عهده گرفته است. دو بار دستگیر شده، ولی... آیا حتی اشرف پهلوی آن زن پلید و ننگین در کودتای امریکایی 28 مرداد، خود چنین حضوری داشت؟ واقعا هاشمی چه فکر می کند؟ او می پندارد مردم انقلاب اسلامی کردند تا وی و خانواده اش را به سلطنت برسانند؟ سلطنتی فراتر از قانون، خودمختار، هتاک و برانداز؟

 

8.

همسر هاشمی خود یک "شهبانو" است. روزگاری که فائزه پلید با درج پیام همسر ننگین شاه در روزنامه اش، و رفتن به زیارت قبر شاه ملعون در مصر، و اعلان احترام و دوستی نسبت به خانواده منحوس سلطنت، و برداشتن نخستین گام های شریعت ستیزی در روزنامه اش به تاخت و تاز مشغول بود و پدرش برای ریاست مادام العمر بر جمهوری ایران، که هرگز عملا پذیرایش نگردیده، سرگرم، در یک محاکمه نافرجام همین دختر، همسر هاشمی او را به "حضرت صدیقه کبری" سلام الله علیها تشبیه کرد و ... اعوذ بالله من الشیطان الرجیم که چه خانواده همگون و همکاری بر ملت ایران حاکم شده اند.

همین همسر هاشمی است که در ظهر جمعه 22 خرداد "فرمان شورش پس از انتخابات سر می دهد تا هدف شوم همسرش در "نه به احمدی نژاد" را برای رسیدن به نقشه های شوم امریکا و اسرائیل در "تغییر" و "نه به احمدی نژاد" یاری رساند.

 

9.

هاشمی کسی است که پرونده اش مملو از مسایلی است که "تشخیص مصلحت" همواره بر آن سرپوش نهاده است. خاطرات هاشمی رفسنجانی گویای بسیاری از "محفل سازی" های اوست که در دوران امام دنبال می شده است. "موسوی"، "مسیح مهاجری"، "محمدرضا بهشتی"، و حتی "علیرضا بهشتی" اعضای ثابت بسیاری از این محفل ها هستند. می توان از همین خاطرات و دیدارهای هاشمی با محسن رضایی و ... دریافت که هاشمی چگونه خود را بر نظام، امام و ملت تحمیل کرده و آنچه خواسته است انجام داده است.

 

10.

هاشمی همیشه حاکم بوده و هیچ قانونی را برنتافته است. او همواره یا شخصا یا توسط ایادی رسوا درصدد تغییر به نفع خودش بوده است. حتی "تغییر قانون اساسی برای مادام العمر شدن ریاست جمهوری هاشمی" یا همان برپایی پادشاهی که توسط مهاجرانی و مهاجری این دو عنصر همسو و همراه و همفکر دنبال شد و با شکست مفتضحانه از صحنه به در شد.

 

11.

هاشمی هرگز آرای بالای ملت را نداشته است. او هرگز به رای ملت احترام ننهاده و "اقلیت" خود را "اکثریت" خوانده و "تحمیل" خویش را "عین حق". می توان آرای ریاست جمهوری اش را گواه گرفت. اما یک نکته عجیب و پرابهام در پرونده رای آوری او وجود دارد، و آن رای بالای هاشمی در خبرگان آخر است در سال 85. چگونه مردم تهرانی که در سال 84 با آرای پایین به هاشمی، احمدی نژاد را بر می گزینند، در سال 85 با دو میلیون و اندی به هاشمی اعتماد می کنند که به مجلس خبرگان راه یابد؟ همان زمان اخبار منتشره درباره نقش دختران هاشمی در رای آوری پدر – یعنی تقلب و تخلف – گزارش داده شد. اما خداوند شخص هاشمی را مأمور کرد "پرده از ماجرا بر دارد".

وی در سخنرانی مشهد خود گفت: "مهدی ما که از کمیته صیانت از آرا در انتخابات خبرگان تجربه خوبی داشت، به ستاد اصلاح طلبان رفت تا همان تجربه را در اختیار آنها بگذارد." این هم اقرار به یک جرم آشکار دیگر!

 

12.

آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین و فقیه بزرگوار شورای نگهبان در دو مرحله انتقادهای بی حق و البته ناچیز و سرپوشیده ای به هاشمی رفسنجانی ابراز داشته است. این گام کوچک از انجام وظیفه روحانیت در قبال اسلام و تشیع، روحانیت و نظام اسلامی و ولایت فقیه است و البته بسیار دیرهنگام صورت می گیرد.

 

13.

هاشمی رفسنجانی با روش 30ساله از در "تخریب و تهدید" برآمده تا این فقیه وارسته را مجبور به عقب نشینی کند. چرا این روش ارعاب آفرینی و و تهدیدآفرینی از دستور کار هاشمی خارج نمی شود؟ کدام حق وی را مجاز می کند تا با هر شخصیت، قانون و ملاک و معیاری از سر تهدید و تخریب برآید؟ با این هدف که وی و خانواده اش هم چنان فراقانونی، آزاد و رها بمانند؟!

 

14.

هاشمی در پاسخ به آیت الله یزدی از "حقوق مردم" و "دفاع از رهبری" سخن رانده است که جز "خنده و انزجار" از سوی ملت واکنشی ندارد. کدام مردم؟ کدام حقوق؟ مردمی که در 16 ساله حاکمیت هاشمی و مزدورش خاتمی "له" شدند و ثروت و منافع ملی شان و فرهنگ و دینشان و ایمان و اعتقادشان به یغما رفت؟ مردمی که در آن 16سال توسط تروریسم ایمانی و تروریست های ایمانی توسعه و اصلاحات به سرکردگی هاشمی رفسنجانی مورد هدف قرار گرفتند و در کودتای لجنی با شرکت و حضور همه جانبه فرزندان هاشمی به قتل رسیدند؟ بسیجی هایی که به شهادت رسیدند، زخمی شدند و بدتر از همه هتک حرمت شدند، در یورش اشراری که فائزه و فاطمه، مهدی و یاسر با حضور ننگین خود آنها را تهییج و حمایت می کردند؟ مردمی که حدود 5 سال است از سوی هاشمی با تهدید و تخریب، تنش آفرینی و هر گونه تهاجم نرم مواجه هستند و سخت آن را در کودتای لجنی و نامزدهای سه گانه هاشمی لمس نمودند؟

کدام "رهبری" همان رهبری و ولایت که یک روز هاشمی برایش نقشه "شورای رهبری" می کشد و دیگر روز از "شورای فقاهت" و اگر نشد مهره های ننگینی را در کودتای لجنی جلو می اندازد و خود نظاره گر "تغییر" امریکایی می شود و البته همچنان حامی پنهان و آشکار آن؟

 

15.

هاشمی تهدیدآفرین و خطرساز گفته است: "از صحبت های آقای یزدی بوی توطئه می آید". آیا کودتای لجنی که هاشمی موید و حامی آن است و برای مجرمان درجه 2 زندانی اشک می ریزد و خواهان آزادی این جنایتکاران می شود، توطئه نبوده و نیست؟ آیا رفتار جنایتکارانه و خائنانه موسوی و خاتمی، این مزدوران هاشمی علیه اسلام و انقلاب توطئه نیست؟ آیا شرکت انجمن پادشاهی، منافقین، بهایی ها به همراه فرزندان هاشمی رفسنجانی در مسجدسوزی، قرآن سوزی و آدم کشی توطئه نیست؟ و آیا نمازجمعه خود او که بی نمازهای رسوا را با کفش و بدون حجاب به نماز آورد و پس از آن آتش سوزی و تخریب، تعقیبات نماز شد، توطئه نبود؟ آیا حمله به پایگاه های بسیج توسط لشکری که دختران و پسران هاشمی در میانشان بودند، توطئه نبود؟ هاشمی چه می پندارد؟ مردم را چه فرض کرده است؟

 

16.

هاشمی تهدیدساز و خطرآفرین، طبق روال گذشته برای ساکت کردن منتقد و معترض، آیت الله یزدی را تهدید کرده که: "درباره مسایل ایشان در زمان امام راحل، و جلسه انتخاب رهبری و قوه قضائیه مطالبی را گوشزد خواهم کرد."

اولا هیچ کس پرونده سنگین تر از هاشمی در این مملکت ندارد.

ثانیا مسایل آیت الله یزدی و دیگر فقهای بزرگوار در دوران امام، همان انتقادها و اعتراضات به تصمیم ها و برنامه های موسوی جنایتکار بود که امروز حقانیت آن بر همگان اثبات شد، و هاشمی همه آنها را در خاطرات خودساخته اش آورده است.

ثالثا در مورد انتخاب رهبری هیچ کس اندازه موسوی خوئینی ها این عنصر پشت پرده کودتای لجنی، و روی پرده کودتای 18 تیر 78، در ماجرای انتخاب رهبری مخالفت های رسوا ندشته اند.

رابعا فقیهی چون آیت الله یزدی شایستگی آن را داشته اند که نظری غیر از اهداف دراز مدت و کوتاه مدت هاشمی، در راستای اعتلای اسلام و نظام اسلامی ابراز دارند.

و خامسا مسایل قوه قضائیه آیت الله یزدی اگر قابل گوشزد باشد، یقینا تسامحی است که با هاشمی و فرزندان و مدیران و خویشان او داشته اند.

 

17.

واقعا آیت الله یزدی دارای دختری چون فائزه و فاطمه است؟ آیا برای روی کارآوردن براندازان اصلاح طلب و شخص خاتمی بیگانه پرست "تلاش توطئه گرانه" کرده است؟ آیا با وهابیت آل سعود مراوده و دوستی و شراکت دارد؟ آیا پسرانی چون یاسر و مهدی دارد؟

نسل جوان بدانند یکی از افتخارات آیت الله یزدی در ریاست بر قوه قضائیه که "منحصر به فرد" است آن است که "هنگامی که یکی از روحانیون چپ گرا از ایشان شکایت نمود، آیت الله یزدی شخصا و نه توسط وکیل به پاسخگویی در قوه قضائیه ای که ریاستش را بر عهده داشت پرداخت. چنین است که این فرد می تواند امروز با تمام "ایثار" و بدون "هراس" از توطئه و تخریب هاشمی در مقابل او قد علم کند.

چگونه است که تا زمانی که آیت الله یزدی مدافع و حامی هاشمی است، جایگاه بالا و قابل احترام دارد، اما به محض کمترین انتقاد و اعتراض، "دارای مسایل در قوه قضائیه" شده و "مسایل زمان امام او" افشا می شود؟!

 

 

سخن آخر

اگر قوه قضائیه همچنان "نظاره گر" در مقابل کودتاگران بماند و فرمان رهبری مبنی بر "مرّ قانون" تنها شامل چندنفر به اصطلاح پادشاهی خواهان شود، و هاشمی و خاتمی و کروبی و موسوی و شاهزاده های هاشمی کماکان فراتر از قانون بمانند، این هاشمی نیست که برنده می شود، بلکه این بار ملت آگاه و بپاخاسته است که تصمیم به عقب راندن هاشمی و نقشه هایش گرفته است و آن را تا آخرین گام دنبال خواهد کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم بهمن 1388 توسط طاهرزاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  

تبادل لینک

خرید بک لینک