طی 9 ماه گذشته، یكی از مهم ترین برهه هایی كه اندیشه امام راحل مورد هجمه مكرر برخی جریانات خاص داخلی و خارجی قرار گرفت، سردادن شعارهای انحرافی همچون «جمهوری ایرانی» و «نه غزه، نه لبنان» بود. اما در این زمینه نه تنها موسسه عكس العمل درخوری نشان نداد كه در واقع با سكوت معنادار خویش مشخص نبود در پی اثبات چه چیزی است؟ و همین امر منجر شد تا به تدریج برخی جریانات سیاسی مطرود از سوی امام (ره) در زمان حیات ایشان، همچون نهضت آزادی و یا مرحوم منتظری با به صحنه آمدن، مدعی حمایت از اندیشه امام (ره) شوند! تا در عمل كسانی كه در طول حیات آن بزرگوار كارنامه عملكرد خود را به ثبت رسانده بودند از امامی سخن بگویند كه در هیچ جای صحیفه نور وجود نداشت و تنها آن را باید در تخیل و اوهام وصف كنندگان «امام مجازی» جستجو می كرد.

این روند تا آنجا ادامه یافت كه در 16 آذرماه سال جاری، پیاده نظام جریان فتنه در دانشگاه تهران با اهانت به تمثال مبارك امام راحل، عملا منویات درونی خویش را علنی ساخت و موجی از خشم و انزجار مردم را در فضای سیاسی كشور منجر شد، اما آنچه كه در عمل از سوی موسسه مذكور همصدا با بسیاری از شبكه های بیگانه اتفاق افتاد، تردید افكنی در اصل ماجرا بود و این همان نكته ای بود كه رهبر معظم انقلاب در 22 آذرماه و در جمع طلاب و روحانیون مبلغ در آستانه ماه محرم، بدان اشاره داشتند:«به مجردى كه دیدید به عكس امام اهانت شد، به جاى اینكه اصل قضیه را انكار كنید، كار را محكوم كنید؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقیقت كار را بفهمید، عمق كار را بفهمید؛ بفهمید كه دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى میكند، چه میخواهد، دنبال چیست »

اما در آخرین مورد باید به سخنان مغرضانه عبدالكریم سروش پیرامون امام خمینی (ره) و اساسی ترین اندیشه معظم له، «ولایت فقیه» اشاره داشت. فارغ از پاسخ دادن به آنچه كه سروش در گفتگوی خویش با نشریه لوموند مطرح ساخته، آنچه كه بسیار نامفهوم و نارساست ادامه سكوت موسسه ای است كه قرار است طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی در 14 آبان ماه 68 عهده دار حفاظت و عدم تحریف آثار و اندیشه های امام بزرگوار باشد.

متاسفانه روند عملكرد جناحی و متعصبانه موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) تا جایی است كه قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، در 18 خرداد ماه حمید انصاری قائم مقام این موسسه در گفتگو با خبرگزاری مهر، به انتشار «پیامكی» پیرامون جمله ای از سوی حضرت امام (ره) درباره یكی از كاندیداهای اصلاح طلب موضع گیری نمود اما طی سالیان اخیر كسی به یاد ندارد موسسه مذكور و یا هیچ یك از مسئولان آن، نسبت به سخنان تحریف شده امام راحل و یا اهانت های جریان های خاص سیاسی به بنیانگذار انقلاب، كوچكترین عكس العملی نشان داده باشند، تا آنجا كه حتی پس از ادعاهای «فاقد سند» علی اكبر محشتمی پور در بهمن ماه سال 86 پیرامون تطهیر نهضت آزادی از سوی امام (ره)، هیچ گاه عكس العملی از سوی این موسسه مشاهده نشد.

ادامه روند فوق موجب شد تا در دی ماه سال جاری مخبر كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز از عملكرد متعصبانه و جناحی این موسسه نتواند چشم پوشی كند و صراحتا تاكید كرد: « دست‌اندركاران و مسئولان موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) به خاطر دلبستگی‌ها و وابستگی‌های سیاسی و جناحی خود هیچ گاه در مقابله با اهانت‌های به امام واكنش نشان ندادند و در مقابل آن سكوت كردند و زمانی كه آقای صانعی نیز سخنان امام خمینی را تحریف كرد و برخی از دلسوزان انقلاب به این اقدام عكس‌العمل نشان دادند موسسه تنظیم و نشر آثار امام در مقابل این تحریف آشكار سكوت پیشه كرد » و بعد از آن نیز برخی نمایندگان مجلس با انتقاد از عملكرد این موسسه خواستار تحقیق و تفحص از روند خرج شدن بودجه كلان سالانه متعلق به آن شدند.

فارغ از دیگر انتقادات مطروحه به عملكرد موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) به خصوص در فضای مجازی، كه به عنوان مثال هم چنان پس از سالها از رونق گرفتن استفاده از اینترنت در كشور، متن كامل صحیفه امام (ره) با قابلیت جستجو در فضای مجازی قرار نگرفته است، سكوت های معنادار این موسسه را چطور باید تفسیر نمود؟

این سوالی است كه پاسخ آن دیگر در افكار عمومی ابهامی ندارد، اما آیا وقت آن نرسیده كه حجت الاسلام سید حسن خمینی، به فكر تغییر جدی در مدیریت آن موسسه جهت «حفظ، نشر و تنظیم» حقیقی آثار امام (ره) باشد؟