تبليغاتX
طاهرنیوز

طاهرنیوز
 
اخبار سیاسی فرهنگی اجتماعی
-------- لطفا درنظرسنجی انتخاباتی مجلس شرکت کنید جستجودرگوگل
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
---

موسوي: اشتباهات امام را مي گويم اما هنوز مصلحت نمي دانم!! (خبر ويژه)
اظهارات اخير موسوي درباره قابل نقد بودن سيره حضرت امام خميني با استقبال گسترده رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب مواجه شد.
رسانه هاي ضدانقلاب ضمن انتشار مصاحبه موسوي با سايت كلمه كه تحت عنوان «گفت و گوي صريح ]!؟[ كلمه با ميرحسين موسوي پيرامون ابعاد شخصيتي امام خميني منتشر شده بود» ، به ويژه آن بخش از سخنان وي را كه امام را قابل نقد و در عين حال در شرايط فعلي به دور از مصلحت مي دانست برجسته كردند. سايت ضدانقلابي گويانيوز كه رسماً براي سازمان سيا مزدور استخدام مي كند، براي مصاحبه وي اين تيتر را برگزيد «منظور از نگريستن به دوران اول انقلاب، بازگشت به آن دوره نيست». دويچه وله هم تيتر زد «موسوي: منظور از دوران امام بازگشت به آن نيست».
موسوي در مصاحبه با سايت خود ابتدا كوشيد دوران پس از رحلت حضرت امام را در تقابل با زمان حضور آن حضرت قلمداد كند و به همين دليل هم ژست طرفداري و دلبستگي به امام گرفت اما در پايان مصاحبه به اين سوال پاسخ داد كه «آيا معتقد نيستيد كه به دوران امام هم نقد وارد است»؟
جريان ضدانقلاب به ويژه طي يك سال اخير به بهانه نقد دوران امام، تخطئه و تخريب سياست هاي اصولي حضرت امام را در دستور كار قرارداد و از سران فتنه نظير موسوي و كروبي هم خواست كه همين رويه را در پيش بگيرند نامه نگاري از موضع پايين به شيخ آلت دست منافقين و مطرود حضرت امام، و همزمان، ارتباط گيري از موضع ضعف و ندامت با گروهك هايي نظير نهضت آزادي نتيجه سياست جديد سران فتنه بود به نحوي كه ابراهيم يزدي گفت اصلاح طلبان تا ده سال قبل حاضر نبودند با ما طرف گفت وگو باشند اما اكنون حاضر به مذاكره و ائتلاف با ما هستند در حالي كه ما هرگز از مواضع خود كوتاه نيامده ايم.
در چنين روندي سايت كلمه لزوم نقد دوران امام را در پايان مصاحبه خود با موسوي پيش كشيد كه وي گفت: «يكي از اجزاء اعتقادات ما اين است كه تعداد معصومين 14 نفر است و بقيه بندگان خدا جايزالخطا هستند و هميشه در معرض لغزش. مگر آنكه خدا آنها را حفظ كند. در مورد دوران مورد بحث هم همينطور است. ولي چه ضرورتي دارد كه وقتي دو تيغه قيچي، يعني متحجران داخلي و دشمنان بي نقاب خارجي آن دوران و تصوير حضرت امام را هدف قرار داده اند، من هم زبان به نقد بگشايم. مسلماً به دليل فضاي زهراگين موجود، كلام گفته نشده از دهان ربوده خواهد شد و درست شبيه چارچوب توطئه اي كه به عنوان پاره كردن تصوير حضرت امام پياده شد، مورد سوءاستفاده داخلي و خارجي قرار خواهد گرفت. امروز دشمنان جنبش سبز دنبال طعمه و بهانه هستند تا پيوندي كه همه ما را به هم وصل مي كند از بين ببرند. در كشور ما ميليون ها نفر به امام علاقه دارند كه من هم يكي از آنها هستم. به رسميت شناخته شدن اين علاقه و معناي رهايي بخش آن در شرايط كنوني سرمايه بزرگي است كه ما حق نداريم در اين زمينه اشتباه كنيم.»
در برابر اين اظهارات مغالطه آميز بايد از آقاي موسوي پرسيد كه اولا آيا امام جايزالخطا بودو شما جايزالخطا نيستيد كه مستبدانه و ديكتاتور مآبانه در برابر قانون اساسي، حقوق و منافع و رأي مردم سر به شورش و ياغي گري گذاشتيد. و حتي انتقادهاي برخي دوستان و نزديكان خودتان را در زمينه توهم بودن ادعاها نپذيرفتيد؟ ثانياً آيا با مغالطه جايز الخطا معرفي كردن حضرت امام مي توان ارتجاع را جاي انقلاب اسلامي نشاند، با گروهك هاي ضد دين و انقلاب طرح دوستي ريخت و در خيانت به كشور و ملت آن قدر پيش رفت كه دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام در جبهه استكبار هورا بكشند؟ آيا لازمه اين سخن كه معصومين 14 نفر بيشتر نبودند، هم پيمان شدن با تروريست هاي منافقين و تندر و پژاك و كومله، و گروهك هاي خائني چون بهائيت و نهضت آزادي و جبهه ملي و فدائيان خلق و... در جريان آشوب هاي خياباني و اوج آن حرمت شكني روز عاشوراست؟!
البته معلوم است سران فتنه در كشوري كه در هيچ جاي جهان بي نام و ياد خميني شناخته شده نيست و حوادث پس از انتخابات هم ثابت كرد محبت امام در قلب ملت موج مي زند، فعلاً شرايط را براي نقد و تخطئه امام مناسب ندانند و دعوت به تداوم نفاق براي پرهيز از ريزش بيشتر بقاياي فتنه سبز كنند اما اين حضرات آيا مي توانند ادعا كنند كه آنچه در يك سال گذشته عمل كردند، غير از عارضه و مواجهه با سيره حضرت امام بوده است؟ چه آن زمان كه كوشيدند با ادعاي دروغ تقلب، افكارعمومي را بي اعتماد و بدگمان كنند و چه پس از آن كه از موضع ديكتاتوري در برابر قانون و جمهوريت، سر به شورش خياباني با چاشني آدم كشي و آتش سوزي و تخريب و ساختارشكني گذاشتند و كارشان به همراهي با گروهك هاي محاربي كشيد كه جمهوري اسلامي و ولايت فقيه را مانند همين حضرات خار چشم و سد راه مي ديدند. نهايتاً هم كه كارشان به نشان دادن چراغ سبز به آمريكا و رژيم صهيونيستي و جسارت به ساحت بنيانگذار جمهوري اسلامي و حضرت امام حسين(ع) كشيد.
به يقين سران فتنه در ادامه راهي كه مي پيمايند مجبورند نه تنها قاطعيت حضرت امام در برابر استكبارجهاني و گروهك هاي محارب وابسته را تخطئه كنند بلكه به خاطر خوشايند اين جريان ها احكام اسلامي و قرآني نظير ولايت، جهاد، حجاب، امر به معروف و نهي از منكر، قصاص، لزوم مرزبندي با كفار و منافقين و... را هم يكي پس از ديگري انكار كنند چرا كه به تعبير قرآن «عاقبت كساني كه بدي پيشه كنند، اين است كه آيات الهي را تكذيب كنند»(سوره روم-آيه 10) و باز «به خاطر پيمان شكني نقض ميثاق، آنها را لعنت و قلب هايشان را پر از قساوت و سنگي كرديم.»
(سوره مائده-آيه13)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 توسط طاهرزاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  

تبادل لینک

خرید بک لینک