نظام يك حزب بيشتر ندارد و آن حزب ولايت و انقلاب است
دكتر محمود احمدينژاد عصر روز شنبه، در همايش
مسوولان نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري حاضر شد تا به گفته خود به بيان آنچه درد دلهايش درباره فضاي تربيتي دانشگاه است، بپردازد.
به گزارش رجانيوز، رئيسجمهوري اسلامي ايران در خصوص مأموريتهاي دانشگاه، گروههاي معارف و نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها نكات دقيقي بيان كرد تا نشان دهد كه سابقه حدود 20 سال استادي او در دانشگاه علم و صنعت و ارتباط نزديك وي با تشكلهاي دانشجويي، اساتيد و دانشجويان، موجب نشده كه پنج سال فعاليتش در جايگاه رياست جمهوري و پيش از آن در شهرداري تهران، وي را از ريزترين نكات تربيتي غافل كند.
احمدينژاد از جناحبنديها در داخل نظام نيز انتقاد كرد و گفت: از روزي كه در كشور جناحبندي درست شد فاتحه برخي از آرمانها خوانده شده است. نظام ولايت يك حزب بيشتر ندارد و آن حزب ولايت است.
احمدينژاد در ابتداي سخنانش با تبريك عيد مبعث و با طرح اين اين سوال كه ماموريت دانشگاه چيست؟ گفت: اوايل انقلاب شعاري كه مطرح ميشد اين بود كه ما ميخواهيم دانشگاه را از مدركگرايي خارج كنيم و به سمت ماموريت اصلياش سوق بدهيم و يكي از اهداف انقلاب فرهنگي نيز همين بود. البته من الان كاري ندارم كه اين موضوع تحقق پيدا كرده يا نه، ولي هستند افرادي در بين مديران و برنامهريزان كشور كه تصور ميكنند موضوع دانشگاه فقط دانش است در صورتي كه من فكر ميكنم بايد در اين ارتباط مقداري تغيير ايجاد كنيم. نه اينكه اسم دانشگاه را عوض كنيم بلكه بايد موضوع دانشگاه را عوض كنيم.
وي با بيان اينكه اگر موضوع دانشگاه فقط صرفا دانش باشد نتيجه آن اين ميشود كه ميبينيد، گفت: بايد ماموريت و موضوع دانشگاه را كمي عوض كنيم و اگر موضوع دانشگاه را انسان قرار دهيم آن وقت دانشي كه در دانشگاه ارائه ميشود مفهوم پيدا ميكند وگرنه دانش صرف منهاي حقيقت انسان به چه كار ميآيد؟
رييسجمهور با بيان اينكه فكر ميكنم بايد موضوع دانشگاه را خود انسان قرار دهيم و علم بايد در خدمت انسان و انسانيت انسان قرار بگيرد، تصريح كرد: اين يك كار بزرگي است. البته اگر بخواهيم قطاري كه هزار سال روي يك ريل حركت كرده و تمام تجهيزات، قطعات، پيچها و وسايل روي آن اساس شكل گرفته را تغيير دهيم يك مقدار كار سخت است، ولي شدني است گرچه ممكن است طول بكشد اما امكان دارد البته شايد يكي از بهترين نقاط براي تحقق اين هدف، دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها باشد.
به گزارش ايسنا، وي ادامه داد: ميبينيد خود دفتر نهاد رهبري در دانشگاهها و مجموعههاي گروه معارف چون موضوع دانشگاه دانش بود به گروههاي علمي محض تبديل شدند. نه اينكه علم چيز بدي است ولي بايد در راستاي همان هدفي كه گفته شد نيز حركت كرد و آنجا كه زودتر ميتوانيم هدف را تغيير دهيم گروه نهاد و معارف است كه در دوران انقلاب تشكيل شده است.
احمدينژاد افزود: دانشگاه ما 80 الي صد سال قبل تاسيس شدند و از جاي ديگر اقتباس شدهاند و آبشخور موسسان دانشگاه خارج از حوزه فرهنگ و انديشه ما بوده است. اما گروه معارف و نهاد در دوران انقلاب تاسيس شدهاند و به همين جهت ميتوانيم آنها را به سرعت به اهداف انقلاب برگردانيم.
رييسجمهور با طرح اين پرسش كه چرا برخي از وقتها اين احساس در ما به وجود ميآيد كه وضع فرهنگي خوب نيست؟ گفت: زياد به من ميگويند كه عده زيادي رفتارشان نادرست و خارج از محدوده و ضابطه است كه به نظر من اين مساله دو علت دارد، علت اول آن است كه ما دايره و محدوده را درست تنظيم نكردهايم، به همين خاطر عده زيادي از همان ابتدا تصور ميكنند خارج از دايره ارزشها و آرمانها قرار دارند. ما كراوات زدن را مسخره ميكرديم و حتي كار كفرآميز شد در حالي كه هيچ مرجعي فتوا به حرمت كراوات نداده بود نميگويم كار خوبي است. نبايد مشابه بيگانه بود و يا ما ميديديم اساتيد مسلمان و انقلابيمان از اساتيدي كه مثلا ريششان را تراشيده بودند فاصله ميگرفتند، در حالي كه برخي از مراجع تراشيدن ريش را فاقد اشكال ميدانند.
وي با بيان اينكه انقلاب اسلامي دايره وسيعي است، گفت: باور من اين است كه جوانان امروز ايران زمين و ملت ايران در مقايسه با جوانان ساير ملتها بهترين هستند و اگر كساني از روي لجبازي دست به اقداماتي ميزنند محدود و قليل هستند.
رييسجمهور ادامه داد: پيامبر عزيز اسلام رحمةللعالمين است، دايره هدايت پيامبر عزيز اسلام همه نوع انسان را در بر ميگيرد. مگر اينكه كساني خود آگاهانه و يا براساس جهل از اين دايره بيرون بروند و گرنه اصل پيام جهاني و همگاني است. اسلام آمده تمام دنيا را اداره كند. پيامبر عزيز اسلام فقط متعلق به مسلمين نيست متعلق به هندوها، بوداييها و مسيحيها و يهوديها نيز هست آنها نيز بايد با شخصيت پيامبر اسلام آشنا شوند و بگروند. حضرت مسيح و حضرت موسي (ع) نيز پيامبر ما هستند و ما آنها را قبول داريم ولي پيامبر اسلام اكمل و نقطه اوج است، هيچ پيامبري پيامبر ديگري را تكذيب نكرده است.
وي ادامه داد: نگاه ما به دين بايد اين باشد كه هفت ميليارد نفر را جذب كند و وقتي اين نگاه اين گونه باشد اين دايره وسيعتر خواهد شد.
رييسجمهور با بيان اينكه علت دوم موضوع اشاره شده نوع كار تبليغاتي ماست، گفت: وقتي موضوع دانشگاه، انسان و ساختن انسان شد در آن موقع روش كار ما در دانشگاه نيز متفاوت ميشود. رابطه استاد و دانشجو فقط محدود به امتحان، نمره دادن و حضور و غياب نميشود و روش كار متفاوت ميشود چرا كه ميخواهيم تربيت كنيم. تربيت يعني چه؟ شايد دو تعريف را بتوانيم از تربيت داشته باشيم البته اينها يك تعريف و مكمل يكديگرند. تعريف اول اين است كه راه را باز كنيم و موانع را برداريم تا فطرتها بيدار شود و اسماء الهي در وجود انسان متجلي شود. تربيت، انتقال يك ادبيات و انتقال يك مجموعه از مفاهيم نيست. تعريف دوم از تربيت، انتقال ارزشهاي انساني است.
رييسجمهور با بيان اينكه بايد موانع برداشته شود تا فطرتها بيدار شود و هر كس با شخصيت و ارزشهاي خود آشنا شود و يك سلسله ارزشهاي اخلاقي در وجود انسان متجلي شده و رشد پيدا كند، گفت: هر دوي اينها براي تحقق نيازمند شناخت هستند، شناخت دقيق نيازمند حوصله، احساس مسووليت و صبوري و مهمتر از همه نيازمند يك عشق الهي است. بستر انتقال ارزشهاي اخلاقي از يك متخلق به طرف مقابل تنها و تنها عشق است و اگر عشق و محبت نباشد اگر بهترين مفاهيم را نيز بيان كنيد و اثبات و استدلال كنيد باز هم منتقل نميشود.
وي با بيان اينكه استدلال و اثبات در انتقال مفاهيم لازم است، گفت: عامل اصلي عشق به مردم است. پيامبر اسلام (ص) عاشق مردم بود و فقط تظاهر به محبت نميكرد، بلكه وجودش مالامال از عشق و محبت به مردم بود و چون مردم را دوست داشت نفوذ و كلامش اثرگذار بود. محال است كه به كسي علاقه نداشته باشيم و بتوانيم ارزشهايي را به او منتقل كنيم. وقتي عشق آمد سخنراني نيز لازم نيست يك نگاه و يك كلام را نيز متحول ميكند و يك فرد را زير رو ميكند. ولي اگر عشق نباشد اين مساله فايدهاي ندارد. پيامبر عزيز اسلام عاشقترين عاشقها نسبت به نوع انسان بود.
رييسجمهور خطاب به حضار گفت: عشق به جوانان و مردم تجلي عشق به خداوند است اگر كسي آمد و ادعا كرد كه من عاشق خدا، معارف اسلامي و ارزشهاي اسلامي هستم اما در دل عشق به نوع انسان نداشته باشد يك دروغگوي بزرگ است. عينيت عشق به خداوند عشق به مردم و خلق خداوند است، اگر پيامبران عاشق مردم نبودند نميتوانستند آن شرايط سخت را تحمل كنند. وقتي چهار نفر ميآيند شعاري ميدهند يا اعلاميهاي ميدهند آدم از كوره در ميرود چه برسد به زمان پيامبران و ائمه كه اين بزرگان را زنداني ميكردند، سر ميبريدند و مشكلات بسيار زيادي در سر راه آنها ايجاد ميكردند، چرا تحمل ميكردند چون عاشق خداوند و عاشق مخلوق خداوند بودند.
احمدينژاد در ادامه تصريح كرد: تربيت انسان با كار اداري و ساز و كار معمولي انجام نميشود بايد در بستر عشق اين اقدام را انجام داد.
وي با طرح اين پرسشها كه چگونه ميخواهيم عاشق مردم و خداوند باشيم و چه بايد كنيم كه حقيقت وجودي انسان شكوفا شود؟ عنوان كرد: درس اخلاق بگذاريم خيلي خوب است، اما آيا با درس اخلاق و معارف انسانها شكوفا ميشوند؟ اكنون به گفته دوستان 14 واحد معارف در دانشگاه داريم كه 14 واحد كم نيست. بر حسب ظاهر بايد با 14 واحد بتوانيم همه را منقلب كنيم و سوالات جواب داده شود اما چرا اين اتفاق نميافتد؟ درس معارف را بايد خوب ياد گرفت ليسانس الهيات دارد و تمام سوالات را جواب ميدهد و نمره 20 ميگيرد ولي وقتي در جامعه به او نگاه ميكنيم ميبينيم اين آن چيزي نيست كه شما براي آن زحمت كشيدهايد.
وي با بيان اينكه حرفهايي كه در اينجا ميزنم درددل من است، افزود: به نظرم ما يك غفلت بزرگ داشتهايم. درس معارف، اخلاق، تفسير، اصول و فقه همه قالب هستند، اينها جسم كار هستند ولي روح كار كدام است؟ با جسم چه كسي درست ميشود؟ آن آقا استاد اخلاق بود من يادم ميآيد قبل از انقلاب با منافقين جر و بحث داشتيم - البته به آنها آن زمان منافقين نميگفتند - فردي را ميشناختم كه ترم شش پزشكي بود و براي اينكه خود را بسازد و براي مبارزه آماده شود ميرفت بيابان و روي سنگ ميخوابيد كه تحمل سختيها را داشته باشد و آنها آن موقع به ما كتاب آن آقا را كه استاد اخلاق بود معرفي ميكردند كه بخوانيم آدم شويم. آن آقا بعد از انقلاب فكر كنم حاكم شرع در يكي از استانها شد و وقتي كه امام، رهبري را به عنوان امام جمعه موقت تهران معرفي كردند همان آقا اعتراض كرد و گفت اين شاگرد ما بوده است، پس چرا اين را گذاشتهايد و بعد رفت كنار صدام قرار گرفت.
رييسجمهور با طرح اين سوالات كه روح و عصاره حقيقي چيست؟ آنچه كه به درس اخلاق، معارف و حتي تاريخ و فيزيك جان ميبخشد كدام است؟ حقيقت اخلاق چيست و كدام است؟ گفت: فكر ميكنم ما غفلت كردهايم ما تصور كردهايم كه اگر ذهن انسانها را از علوم انباشته كنيم، آدمها درست ميشوند اين طور نيست. اكنون آدمهايي داريم كه مدعي هستند ولي در حوادث سنگين قادر به تشخيص نيستند.
رييسجمهور گفت: فكر ميكنم اخلاق، دين و عرفان بايد به افراد به گونهاي آموزش داده شود كه در مواقع حساس اجتماعي دست آدم را بگيرد. دين اگر دين باشد بايد به انسان تقوا دهد و اين تقوا بايد آثار بيروني داشته باشد. آثار بيروني آن چيست؟ خداوند ميفرمايد اگر تقوا پيشه كنيد به شما فرقان و تشخيص ميدهم.
حال چطور شده دينداري در برخي مسائل به داد برخي افراد نرسيد؟ اگر كسي مدعي دينداري است و از آمريكا ميترسد نميگوييم كه بي دين است ولي ميگوييم دينش ضعيف است چراكه آمريكا را صاحب اثر دانسته است.
احمدينژاد گفت: فكر كنيد كه اگر ميخواهيم جامعه بشري را منحط كنيم و جاي شيطان بنشينيم بايد ببينيم از كجا شروع كنيم و تمركز فعاليتهاي ما كجا باشد؟ پاسخ روشن است. شيطان بيكار نيست كه خود را الاف كند شيطان مركزيت و ريشه را ميبيند شيطان رييسجمهور آمريكا را مال خود ميكند و آن وقت تمام ساختارها از آن او ميشود و تحت تاثير قرار ميدهد. اگر ارتباط انسان با محور عالم و حقيقت عالم منقطع شود كارش تمام است و آنچه كه به فعاليتهاي ما و به كار تربيتي جان ميدهد عشق و ايمان به واسطه بين خدا و عالم است.
وي ادامه داد: ما ميخواهيم كاري كنيم كه فيوضات الهي در انسان جاري شود. مجراي اين امر كجاست و چيست؟ ذهن انسان انباشته شود از مطالب خوب و درس توحيد، ولي وقتي كه اين درس توحيد ما را به واسطه فيض الهي متصل نكند به درد ما نميخورد. درسي كه در آن زمزمه عشق و محبت به حضرت مولي نباشد درس نيست. هدف از تربيت انسان آشنا كردن دل و جان انسانها با وجود امام است و تمركز شيطان اين است كه رابطه انسان با امام را قطع كند. برخي موضوع را سخيف ميكنند دعواي ما سر اين نيست كه برخي سرشان را روي خاك ميگذارند و برخي ديگر روي فرش. اينها مسائلي پيش پا افتاده است. دعوا بر سر امامت جامعه است تنها مجراي نزول رحمت الهي و راه رشد كمال انسان عشق و شناخت امام است. غير از اتصال و تبعيت به امام راه رشد ديگري براي انسانها نيست. راه انتقال ارزشها در بستر مجراي عشق، وجود نوراني امام است ما وقتي ميخواهيم عشق به امام را منتقل كنيم بايد وجود خودمان سرشار از عشق به امام باشد. تربيت ما نبايد مكانيكي باشد كاري كه شما ميكنيد بايد با عشق همراه باشد و تجلي عشق وجود نازنين امام است. دروغ ميگويند كساني كه ميگويند ما مسلمان هستيم، عاشق خدا هستيم ولي عشق به امام نداريم دروغ است. چرا كه عينيت عشق به خدا عشق به امام عصر (عج) است.
احمدينژاد در ادامه سخنانش گفت: هنر ما بايد اين باشد كه طوري رفتار كنيم كه طرف مورد نظر ما كه ميخواهيم تربيتش كنيم دل و انديشهاش متوجه امام شود وگرنه كار ما ابتر است.
رييسجمهور خطاب به مسوولان نهاد رهبري در دانشگاهها گفت: حاصل زحمات شما در دانشگاه مشخص است، من فكر ميكنم بايد به نحوي باشد كه هر كس وارد دانشگاه ميشود دفاتر نهاد نمايندگي را پناهگاه خود بشناسد ولي شما ميدانيد كه قبل از اينكه اين جوانان وارد دانشگاه شوند دشمنان مرزبندي درست ميكنند. برخي افراد دشمنان و آمريكا را دستكم گرفتهاند نميگويم چيزي هستند ولي خيلي پول خرج ميكنند و تلاش ميكنند. سال گذشته براساس آنچه كه خودشان اعلام كردند 400 ميليون دلار در اين ارتباط خرج كردند. وقتي كه مثلا رييسجمهور آمريكا يك بيانيه ميدهد و ميگويد ما فلان كار را ميكنيم بدانيد كه ساعتهاي زيادي در مورد آن كار كردهاند، طراحي كردهاند. آنها مثل برخي از ما نيستند كه قبل از اينكه كاري طراحي و برنامهريزي شود مسوول پشت تريبون است. بايد مرزهايي كه دشمن ايجاد ميكند را بشكنيم، بايد به سرعت شرايط را آماده كنيم. البته در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز كارهايي در اين زمينه آغاز شده است.
رييسجمهور گفت: آرزوي من اين است كه دانشجويان سر كلاس درس معارف با ذوق بروند سر يك كلاس 40 نفري هشتاد نفر نيز اضافه بروند و اين شدني است. برخي از شما از اين گونه كلاسها داريد. به كلاسهايتان و مباحثي كه مطرح ميكنيد روح بدهيد و خواهيد ديد كه چقدر موثر خواهد بود. شما مسوولان نهاد و روساي دانشگاه بايد يك جلسه مشترك بگذاريد و در اين ارتباط صحبت كنيد. مباحث و گرههايي كه در اين ارتباط وجود دارد را در اين جلسه مشترك مطرح كنيد و سعي در برداشتن آن گرهها كنيد.
وي به سخنان محمديان كه گفته بود از چهار هزار استاد معارف در دانشگاهها 800 نفر آنها فقط عضو هيات علمي هستند و از رييسجمهور خواسته بود كه زمينهاي را فراهم كند تا استادان بيشتر معارف عضو هيات علمي شوند، اشاره كرد و گفت: تمام كساني كه از گروه ارزشيابي شما عبور كردهاند و تاييد شدهاند انشاءالله عضو هيات علمي خواهند شد، شما بايد به يك تحليل واحد و يكپارچه از فضاي ذهني جوانان و طراحيهايي كه عليه آنها صورت گرفته دست پيدا كنيد و يك برنامه واحد در طول يكسال در اين ارتباط داشته باشد. استاد معارف و امام جماعت در دانشگاه بايد جزو محبوبترين شخصيتها در دانشگاه باشد.
رييسجمهور به بحث پيگيري ازدواج دانشجويي از سوي دفتر نهاد رهبري در دانشگاهها اشاره كرد و گفت: ميبينيد كه اين بحث ازدواج چقدر شيرين شد و شما اين موضوع را پيگيري كرديد به نظر من مناسب است كه دفتر نهاد در زيرمجموعه خود صندوق قرضالحسنه نيز داشته باشد.
رييسجمهور خطاب به آنها گفت: شما بايد اردوهاي دانشجويي را نيز سامان بدهيد و اين ثابت شده است كه اردوهاي مناسب چقدر در شكلگيري روح و اخلاق دانشجويان و جوانان مناسب است اين اردوها نبايد فقط منحصر به راهيان نور باشد. البته اين اردوهاي راهيان نور جزء سازندهترين و بهترين اردوها بوده است ولي بايد اين اردوها به تمام نقاط كشور گسترش پيدا كند و شما بايد اردوها را مديريت كنيد.
رييسجمهور با طرح اين پرسش كه افق نگاه ما بايد به كجا باشد و ماموريت ما چيست؟ گفت: به نظر من كار دانشگاه بايد در دل ماموريت اصلي تعريف شود و وقتي كه كار دانشگاه از اين ماموريت اصلي جدا شد ما آسيب ديديم. برخي از دوستان تاكيد ميكردند كه ما ميخواهيم در دانشگاه مستقل باشيم يعني چه؟ دانشگاه منهاي آرمانهاي انقلاب دنبال چه چيزي است؟ كسي كه در دانشگاه ياد نگيرد براي ارزشهاي الهي تلاش كند به درد چه ميخورد؟ آن موقع ميشود تيغ در دست زنگي مست.
رييسجمهور ادامه داد: آرمان ما كجاست؟ آيا انقلاب كرديم كه يك عده يك زماني حكومت كنند و بعد آن عده كنار بروند و عده ديگر بيايند و چند حزب و دسته ايجاد شود؟ آيا براي اين امر نياز بود آنقدر مجاهدت و فداكاري شود و شهيد داده شود؟ اگر آرمانهاي انقلاب فقط همين بود انقلاب اينقدر دشمن نداشت. آيا كساني كه در 15 خرداد و 17 شهريور سينه سپر كردند در دوران دفاع مقدس در برابر دشمن بعثي مقاومت كردند و ايستادند هدفشان اين بود كه يك آبخور درست شود كه يك عده زماني بخورند كنار بروند و يك عده ديگر شروع به خوردن كنند؟ نه. انقلاب اسلامي در دل ظهور است، از جنس ظهور است. انقلاب اسلامي در مهد انقلاب جهاني اسلام است و بايد توجه داشت كه جز با حاكميت جهاني عدالت و انسان كامل اصلاح جامعه محال و محال است. ما بايد دانشگاه طراز جهاني بسازيم، ساز و كار جهاني بسازيم.
رييسجمهور با بيان اينكه از روزي كه جناحبندي درست شد فاتحه برخي از آرمانها خوانده شده است و اين مساله چقدر ضربه زد، گفت: نظام يك حزب بيشتر ندارد و آن حزب حقيقي است. البته ديگران نيز آزاد هستند كه فعاليت كنند مخالف نيستيم، ولي اصالت ندارند ولي يك حزب بيشتر نيست و آن حزب ولايت و انقلاب است. از روزي كه انقلاب را دو شقه كردند برخي از آرمانهاي الهي را در داخل خفه و كاري كردند كه اسم از امام حسين(ع) بردن و اسم از شهيد شدن محكوم شد و مقاله در اين ارتباط نوشتند و از سوي مسوولان نيز تشويق شدند.
رييسجمهور گفت: افق نگاه انقلاب جهاني، توحيدي است و هرچقدر ما افق نگاه را پايينتر بياوريم ارزش كار پايينتر ميآيد و بعد به بنبست ميرسيم ما بايد ماموريت خودمان را در بستر انقلاب جهاني تعريف كنيم.
احمدينژاد گفت: به شما بشارت ميدهم كه به فضل الهي و به لطف ايستادگي مجاهدان و ملت ايران، دنيا در آستانه تحول آخر است.
وي به سفر اخير خود به مالي و نيجريه اشاره كرد و گفت: در سفري كه به مالي داشتيم ميديديم كه مردم جمهوري اسلامي را بسيار دوست داشتند حتي برخي از مردم آنها مثل سفرهاي استاني نامه ميدادند با اميد نامه ميدادند، قرار بود ساعت 5 بعدازظهر به نيجريه برسيم ولي به خاطر استقبالي كه در مالي شده بود ساعت 9 شب رسيديم. سفير ما در نيجريه ميگفت كه مردم از حوالي ساعت 11 صبح اطراف سفارت تجمع كرده بودند و شعار ميدادند. شعارهاي انگليسي در حمايت از ايران و محكوميت قطعنامه درست كرده بودند و ميگفتند كه ما از ايران حمايت ميكنيم و اين اجتماع آنقدر باشكوه بود كه من از ماشين پياده شدم و رفتم وسط جمعيت و با مردم صحبت كردم. مثل اينكه ما در مشهد، قم يا شيراز براي مردم سخنراني كنيم اجتماع باشكوه بود.
وي ادامه داد: رييسجمهور نيجريه به من ميگفت كه جوانان اينجا شما را دوست دارند و مردم اينجا ايران را دوست دارند و من نيز تاكيد كردم كه ما نيز تمام مردم اين منطقه را دوست داريم. اين موضوع كه ميگويم فقط منحصر به مالي و نيجريه نيست در شانگهاي كه رفته بوديم نيز اين گونه بود. استقبال بسيار خوبي از غرفه جمهوري اسلامي ايران در نمايشگاه اكسپوي 2010 شانگهاي صورت گرفت. زماني كه ما به شانگهاي رفته بوديم فرداي روزي بود كه قطعنامه عليه ايران صادر شده بود ولي بسياري از مردمي كه ما آنجا ميديديم ميگفتند كه ما از ايران حمايت ميكنيم با شما هستيم و حرف ايران حرف ماست.
رييسجمهور با بيان اينكه جهان در آستانه يك تحول و انقلاب جهاني است و انقلاب جهاني آغاز شده است، گفت: ما دو ماموريت را بر عهده داريم ماموريت اول اين است كه كشور را بسازيم، انسانهاي طراز حكومت جهاني تربيت كنيم و ماموريت دوم اين است كه جهان را با راه امام و خط ولايت آشنا كنيم. جهان آماده است شما با عشق و اميد و انگيزه تلاش كنيد كه فردا از آن شماست.
پيش از صحبتهاي رييسجمهور محمديان رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشگاهها نيز سخنراني كرد.
در اين مراسم نسرين سلطانخواه معاون علمي رييسجمهور نيز حضور داشت.
ادامه مطلب

