تبليغاتX
طاهرنیوز

طاهرنیوز
لطفا درنظرسنجی هاشرکت کنید
لینک دوستان
آسيب‌شناسي حزب مشاركت-27
تلاش براي براندازي با شعار دموكراسي

خبرگزاري فارس: سند ديگري از منزل سحابي توسط مأموران كشف شد كه مربوط به خريد پانصد قبضه سلاح دويست كلت و سيصد قبضه مسلسل است. دستنوشته‌ ديگري منتسب به اكبر گنجي از منزل سحابي پيدا شده كه در آن نيز خبر از خريد پانصد قبضه اسلحه مجهز به صداخفه‌كن است.


در ادامه واكاوي كتاب آسيب‌شناسي حزب مشاركت پس از بررسي دفاع مشاركتي‌ها از مجرمين سياسي-امنيتي، حمايت از "اپوزيسيون داخل‌نشين " ، "توطئه‌هاي قتل‌هاي زنجيره‌اي " و غائله كوي دانشگاه 78 در اين بخش به چگونگي شكل‌گيري " كنفرانس برلين " خواهيم پرداخت:
در آخرين روزهاي فروردين 1379 و هم‌زمان با دهه‌ عاشورا، كنفرانسي توسط "بنياد‌هاينريش بل " وابسته به حزب سبزهاي آلمان در برلين تشكيل ‌شد كه هدف اعلام شده‌ آن در وصف اوضاع ايران بعد از انتخابات 29 بهمن (مجلس ششم) بود. در اين كنفرانس افرادي تحت عنوان "نمايندگان اصلاح‌طلبان كشور " شركت كردند كه عبارت بودند از: عزت‌الله سحابي، حسن يوسفي‌اشكوري، حميدرضا جلايي‌پور، كاظم كردواني، علي افشاري، عليرضا علوي‌تبار، شهلا لاهيجي، جميله كديور، مهرانگيز كار، شهلا شركت، چنگيز پهلوان، محمود دولت‌آبادي و اكبر گنجي.
هدف اصلي از برپايي اين كنفرانس تلاش براي تغيير نظام ديني حاكم بر ايران و جايگزين كردن يك حكومت غير‌ديني مطيع غرب در آن بود. ميزبانان اين كنفرانس، گستاخي را تا آنجا پيش مي‌برند كه مطالبات ضد‌‌اسلامي و ضد‌‌منافع ملي را با ميهمانان كنفرانس در ميان مي‌گذارند و از كساني كه آشكارا عليه احكام دين و حكومت ديني سخن گفتند تعريف و تمجيد مي‌كنند.
واقعيت تلخ و تأسف بارتر اينكه هيچ يك از كساني كه از ايران به عنوان سخنران در اين كنفرانس شركت داشته‌اند، با مشاهده و شنيدن حركات خلاف شرع و شعارهايي كه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران داده شده و سخناني كه در مخالفت با احكام دين و براندازي نظام اسلامي گفته شد، كمترين سخني نگفتند و كوچك‌ترين عملي نشان ندادند.
اين كنفرانس مورد حمايت تمامي گروه‌هاي ضد‌‌انقلاب و معاندين نظام قرار گرفت تا جايي كه در پي برگزاري اين كنفرانس، گروهك "سازمان سوسياليست‌هاي ايران " از بنياد‌ هاينريش بل، وابسته به حزب سبز آلمان، به خاطر برگزاري كنفرانس برلين سپاسگزاري كرد.
اين گروهك در بيانيه‌ خود تأكيد كرد كه " استقبال از اين برنامه از سوي بخش بزرگي از ايرانيان تبعيدي در آلمان و ساير كشورهاي اروپايي، دليلي بر ضرورت برپايي چنين گردهمايي‌هايي است و اميدواريم آن بنياد به برگزاري چنين كنفرانس‌هايي براي تفاهم اپوزيسيون داخلي و خارجي ادامه دهند ".(1)
اين گروهك اضافه نمود: "با صرف‌نظر از وابستگي‌هاي سياسي و مذهبي‌مان آماده‌ گفتگو هستيم؛ صرف‌نظر از اينكه رقباي سياسي‌مان در درون حكومت و يا در اپوزيسيون قرار داشته باشند. كنفرانس برلين در كنار توهين‌هاي مكرر به اصول اسلامي ـ از جمله حجاب ـ و برخي تجديدنظر طلبان داراي سوابق انقلابي به عنوان مقدمه‌اي براي نزديكي بيشتر جريان ضد‌‌انقلاب ارزيابي مي‌شود ".(2)
همچنين پنج گروهك تروريستي "فدائيان خلق، فراكسيون متحد جبهه‌ ملي ايران، سازمان سوسياليست‌هاي ايران، حزب دموكراتيك مردم و جمهوري‌خواهان ملي " با امضاي بيانيه‌ مشتركي سمينارهايي از اين نوع را امكان مفيدي براي بحث و تبادل نظر درباره‌ي مسائل ايران قلمداد مي‌كنند.(3)

* بانيان كنفرانس برلين

1ـ بنياد ‌هاينريش بل
بنياد‌ هاينريش بل كه وابسته به حزب سبزها مي‌باشد، باني اصلي كنفرانس برلين به شمار مي‌آيد. حزب سبزها فاصله‌ كامل خود را با هر نوع ايدئولوژي اعلام كرده و از نظر تفكر، داراي ضديت با دين و مذهب، به‌طور عام و با اسلام، به طور خاص است. اين حزب پايبندي به دين را امري بسيار عقب‌افتاده و ارتجاعي مي‌داند.
حزب سبزهاي آلمان ضديت‌هاي فراواني با جمهوري اسلامي نشان داده است؛ تاجايي كه حتي "يوشكا فيشر "، وزير وقت خارجه آلمان، داراي بيشترين ارتباط در سطح اروپا با مسعود رجوي، رهبر گروهك منافقين، مي‌باشد. در نامه‌هاي يوشكا فيشر به رجوي كه در مطبوعات آلمان منعكس مي‌شد، وي با لفظ "مسعود عزيز " از رجوي نام مي‌برد. گفتني است كه "مريم قجر "، همسر سابق مهدي ابريشمچي و همسر فعلي رجوي، چندي پيش از كنفرانس برلين، در كنگره‌ زنان حزب سبزها شركت مي‌كند و به سخنراني عليه جمهوري اسلامي مي‌پردازد.
حزب سبزها دشمني عجيبي با اسلام دارد تا حدي كه از اعطاي مجوز به مسلمانان عرب ساكن آلمان در شهر آخن (از ايالات غربي آلمان) در جهت ساخت يك مدرسه‌ فرهنگي به اتهام اينكه روزي ممكن است اين گروه نيز همانند جمهوري اسلامي شوند، مخالفت كرد و بيش از ده سال است كه از اجراي اين پروژه جلوگيري مي‌كند. اين حزب همچنين در پي جنجال‌هاي تبليغاتي همچون دادگاه صهيونيستي ميكونوس (1376) با صدور بيانيه‌اي تحت عنوان "شهامت "، اقدام دادگاه را در صدور حكم عليه مسئولان جمهوري اسلامي ستود.
حزب سبزها روابط ويژه‌اي نيز با رژيم صهيونيستي دارد. اين حزب از معدود احزاب در آلمان و ديگر كشورهاي اروپايي است كه به دنبال مطرح شدن موضوع انتقال پايتخت اسرائيل به بيت‌المقدس، از اين پروژه‌ي استكباري حمايت نمود.
سه بنياد مهم حزب سبزها در سال 1997 با يكديگر ادغام شده و "بنياد ‌هاينريش بل " را در شهر برلين به وجود آوردند. اين بنياد در بروشور تبليغاتي خود كه در رابطه با برنامه‌هاي اين بنياد در ماه مارس و آوريل 2000 ميلادي منتشر نمود، از برگزاري كنفرانس در رابطه با ايران خبر داد و اعلام كرد كه اين كنفرانس از سوي ‌هاينريش بل با همكاري بنياد "خانه‌ فرهنگ‌هاي جهان " تحت عنوان "ايران پس از انتخابات؛ جامعه‌ مدني و اهداف اصلاحات در ايران " از روز جمعه، نوزدهم تا روز يكشنبه بيست و يكم فروردين ماه 1379 برگزار مي‌شود.(4)

2- ضد‌‌انقلابيون و معاندين برانداز
به غير‌از بنياد آلماني "هاينريش بل "، تعدادي از ضد‌‌انقلابيون نشاندار به رهبري "حسن ماسالي " نيز در تدارك كنفرانس دخالت داشته و در طراحي و اجراي آن نقش داشتند؛ كه عبارت‌اند از: كتايون اميرپور (خبرنگار روزنامه‌ زود دويچه سايتونگ)، مهدي سرداني (نويسنده‌ ضد‌‌انقلاب)، احمد طاهري (خبرنگار روزنامه‌ فرانكفورتر روند شاو)، بهمن نيرومند و نويد كرماني (نويسنده‌ ضدانقلاب).
اين عده در روز آغازين كنفرانس بيانيه‌ مشتركي صادر كردند و در آن خواستار تشكيل يك حكومت لائيك و سكولار در ايران شدند: "جدايي دين از سياست لازمه‌ دسترسي به يك جامعه‌ دموكراتيك است ".(5)

* هويت دست‌اندركاران كنفرانس برلين

1- حسن ماسالي
پشت صحنه‌ كنفرانس ضدانقلابي برلين، حسن ماسالي، طراحان براندازي و از بنيانگذاران راديو آزادي (وابسته به سيا) بود كه از ابتداي اجراي پروژه‌ "نفوذ و استحاله از درون " جمهوري اسلامي، به عنوان جريان محوري آن به همراه ديگر طيف‌هاي برانداز خارج كشور همچون هوشنگ انصاري (از طيف سلطنت‌طلب)، منوچهر گنجي (از درفش كاوياني و سازمان دفاع از حقوق بشر و آزادي براي ايران)، بهمن نيرومند، شاكري و مهدي سرداني (از اعضاي سابق مركزيت شوراي مقاومت ملي منافقين) نقش فعالي داشته است.
"ماسالي "، عنصر ضد‌‌انقلابي 68 ساله و مسئول امور ايران در حزب سبزهاي آلمان است و اين شاخه را به همراه يك آلماني اداره مي‌كند. او در تماس با برخي طيف‌هاي ضدانقلاب داخل و خارج كشور توانست از طريق بنياد ‌هاينريش بل (وابسته به حزب سبزها) كنفرانس ضدانقلابي برلين را طراحي و اجرا نمايد.
اين برانداز در حاشيه‌ كنفرانس برلين با برخي ايرانيان سفر كرده به اين سمينار ضدانقلابي از جمله چنگيز پهلوان، مهرانگيز كار، حسن يوسفي اشكوري و عزت‌الله سحابي ديدار و گفتگو داشته است.
زندگي‌نامه‌ سياسي اين ضدانقلاب بدين‌گونه است كه در سال 1339 وقتي كه در آلمان تحصيل مي‌كرد، وارد كنفدراسيون دانشجويان در آلمان غربي سابق شد و به فاصله‌ كوتاهي در كادر رهبري آن قرار گرفت. در سال 1349 "گروه اتحاد كمونيستي " را به‌وجود آورد كه بعدها آن را به "وحدت كمونيستي " تغيير نام دادند.
ماسالي به همراه همسرش، در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي از ايران خارج و رويارويي با انقلاب اسلامي را پي‌گرفت. او سال‌هاي پيشتر ادعا كرده بود كه "رژيم جمهوري اسلامي در كوتاه مدت رفتني است " .(6)
اين معاند نظام به همراه "بهمن نيرومند " (مترجم اكبر گنجي در مصاحبه با نشريه‌ آلماني تاگس اشپيگل سايتونگ)، "مهدي سرداني طارمي " و "مسعود رجوي " شوراي ضد‌‌انقلابي به اصلاح مقاومت ملي را تشكيل دادند؛ اما پس از استقرار گروهك منافقين در عراق و افزايش اختلافات درون گروهي از اين شورا جدا شد.
وي به همراه طيف‌هاي ديگر برانداز از سال 1368 به بعد وارد فاز جديد مبارزه‌ فرهنگي ـ سياسي با انقلاب اسلامي شد و حركت جديدي را با هدايت سازمان سيا و سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي آغاز كرد. به‌طوري كه در سال 1373 "حسين مهري "، از راديو ضد‌‌انقلابي لس‌آنجلس و همكار سيا، با ترتيب دادن يك ميزگرد با حضور عناصر شاخص ضدانقلاب خارج كشور همچون "حسن ماسالي "، "منوچهر گنجي "، "علي راسخ "، "پرويز دستمالچي " و "مهدي حائري " درباره‌ يك "ائتلاف تاكتيكي " براي اجراي پروژه‌ "استحاله از درون انقلاب " بحث كردند. در اين ميزگرد، حائري تصريح كرده بود: "در اثر ضعف و عدم همبستگي اپوزيسيون، جمهوري اسلامي توانسته پانزده سال حكومت كند ". راسخ نيز گفته بود: "ما فرهنگ ائتلاف نداريم ".
ماسالي چند سال پيشتر در گفتگو با نشريه‌ كيهان لندن نيز در پاسخ به اين پرسش كه اگر دوباره انقلابي به وجود بيايد به عنوان يك عنصر مبارز چگونه عمل مي‌كند؟ گفته بود: "تنها تا مرحله‌ براندازي يا تغيير حكومت فكر نمي‌كنم بلكه براي كسب قدرت سياسي فكر و برنامه مي‌ريزم " .(7)
او براي اجراي استراتژي براندازي خاموش، در نشريه‌ ضد‌‌انقلابي نيمروز، نه راهكار را تشريح كرده كه عمده‌ترين آنها ايجاد پلوراليسم (در تمام زمينه‌ها) و جدا كردن دين و ايدئولوژي از حكومت بود.
ماسالي در ادامه‌ فعاليت خود در سال 1378 و در گفتگو با كيهان سلطنت‌طلبان چاپ لندن، مدعي شده بود: "جمهوري اسلامي ايران واپسگرا و استبدادي و تروريست است ".
اين برانداز براي هماهنگي بيشتر در اجراي تهاجم سياسي ـ فرهنگي عليه انقلاب اسلامي و تسريع در فرايند براندازي آرام در سال 1995 (1373)، تمام طيف‌هاي ضدانقلاب داخل و خارج كشور را در "كنفرانس همبستگي‌هامبورگ " در آلمان جمع كرد كه از ضد‌‌انقلاب‌هاي داخل كشور در اين كنفرانس، عزت‌الله سحابي و تعدادي ديگر از ايران شركت كرده بودند.
تدارك جريان دادگاه مفتضح ميكونوس نيز بر عهده‌ ماسالي به همراه "بني صدر فراري " بوده است. همچنين وي عامل دعوت از "منوچهر محمدي " و "مهاجري‌نژاد "، دو تن از عوامل آشوب‌هاي خياباني تير ماه 1378 كوي دانشگاه تهران به نمايندگي از بنياد‌ هاينريش بل بوده است.
گزارش‌هاي ديگري حاكي است كه در ابتداي تأسيس راديو آزادي ايران (وابسته به سيا)، سازمان سيا از وي براي هم‌فكري و ارائه‌ نظر به آمريكا دعوت كرده بود.(8)

2 ـ بهمن نيرومند
بهمن نيرومند مترجم مورد اعتماد "اكبر گنجي " در مصاحبه با روزنامه‌ تاگس اشپيگل سايتونگ مي‌باشد كه چهل سال دارد و سابق بر اين از فعالان كنفدراسيون دانشجويان ايراني خارج از كشور (وابسته به احزاب كمونيست) بوده است. اين برانداز پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1359 به ايران آمد و به سازماندهي نيروهاي چپ (كمونيستي) در كشور پرداخت. منابع آگاه او را به عنوان يكي از عناصر محوري تظاهرات‌هاي خياباني چپ‌ها در كشورمان در پس از پيروزي انقلاب اسلامي معرفي مي‌نمايند كه به خشونت شديد گراييد. نيرومند در سال 1360 به دنبال ورود گروهك‌ها به فاز نظامي از كشور گريخت و فعاليت عليه جمهوري اسلامي را در آلمان پي گرفت.
اين ضد‌‌انقلاب پس از فرار از كشور به همراه مسعود رجوي (سركرده‌ منافقين)، شوراي به اصطلاح مقاومت ملي منافقين را تشكيل داد و علناً در جهت براندازي نظام جمهوري اسلامي فعاليت نمود. وي بعد از پايان جنگ تحميلي و شكست فاحش منافقين در عمليات مرصاد، از شوراي مقاومت ملي استعفا داد و بعد از آن با همكاري دولت آلمان و ديگر احزاب اين كشور (به‌خصوص حزب سبزها) وارد فاز ديگر مقابله با جمهوري اسلامي (سياسي ـ فرهنگي) شد و با به عضويت درآمدن در "انجمن پن " آلمان هر چند مدت از شبكه‌هاي تلويزيوني آلمان عليه جمهوري اسلامي فعاليت تبليغي كرد. نيرومند از دشمنان سرسخت حضرت امام‌خميني(ره) تلقي مي‌‌گردد به طوري كه در كتاب‌هايش حملات شديدي عليه حضرت امام داشته است و همچنين وقتي حضرت امام(ره) به ملكوت اعلي پيوست، يكي از روزنامه‌هاي برلين خبر داد كه نيرومند اين روز را با مشروب و دعوت از برخي عناصر فراري جشن گرفته است. (9)

3- مهدي سرداني‌طارمي
مهدي سرداني‌طارمي، از ديگر دست‌اندركاران اصلي كنفرانس برلين سال‌ها پيش از انقلاب در دانشگاه بوخوم آلمان مشغول تحصيل شد و به عضويت اتحاديه‌ انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا درآمد.
سرداني پس از انقلاب به همراه همسرش به فعاليت‌هاي ضداسلامي پرداخت و به گروهك منافقين پيوست و با ترور شخصيت شهيد بهشتي، برضد‌‌انقلاب اسلامي وارد عمل شد و بعدها در كنار "نيرومند " و "رجوي " شوراي مقاومت ملي را بنا نهاد.(10)

4- كتايون اميرپور
از ديگر دست‌اندركاران كنفرانس برلين از "كتايون اميرپور " نام برده شده‌است كه با نوشته‌هايش در روزنامه‌ "زود دويچه سايتونگ "، عليه نظام جمهوري اسلامي فعاليت مي‌نمايد و ارتباطات گسترده‌اي را با نفوذي‌ها در داخل مطبوعات ايران برقرار كرده و مقالات ضد‌‌انقلابي آنها در آلمان ترجمه نموده و به چاپ مي‌رساند.(11)

5- نويد كرماني
نويد كرماني يكي ديگر از گردانندگان اجلاس برلين است. اين برانداز خبرنگار روزنامه‌ "فرانكفورتر الگماينه " بوده و مقالات خود برضد‌‌جمهوري اسلامي را در اين روزنامه به چاپ مي‌رساند.(12)

6- احمد طاهري
احمد طاهري از گردانندگان اصلي كنفرانس برلين بوده و از مخالفان سرسخت نظام جمهوري اسلامي ايران است و براي سومين روزنامه‌ مهم آلمان "فرانكفورتر روند شاو " مطالب ضد‌‌ايراني تهيه مي‌كند. او از عناصر نفوذي در مطبوعات ايران با ترجمه‌ مطالبشان حمايت كرده و به تبليغ آنها مي‌پردازد.(13)

* ماجراي رسوايي تندروها در كنفرانس برلين

در اولين روز برگزاري كنفرانس و در همان دقايق اوليه، درگيري‌هاي لفظي شديدي روي داد، به طوري كه برخي از مخالفان خواستار براندازي علني نظام و گروهي ديگر كه شمارشان خيلي بيشتر از گروه اول بود، خواستار جدايي دين از سياست و فروپاشي نظام ولايت فقيه در ايران به بهانه اصلاحات بودند.
در ادامه‌ اين جلسه، دست‌اندركاران از حاضران خواستند كه براي ضدانقلابيوني كه در ايران اعدام شده‌اند، براي يك دقيقه بايستند و اداي احترام نمايند. نيروهاي اصلاح‌طلب شركت‌كننده در كنفرانس برلين نيز به پاخاستند و همراه با ديگر ضد‌‌انقلابيون خارج كشور اداي احترام كردند.
پس از اين مراسم، عضو هيئت رئيسه‌ بنياد‌هاينريش بل در حضور تندروها مدعي شد كه: "من به انتقادكنندگان به برگزاري اين سمينار مي‌گويم كه هيچ‌كس از ما، از روش‌هاي سركوبگرانه‌ جمهوري اسلامي ايران دفاع نمي‌كند ". ]تشويق حضار[. وي در ادامه، علت تشكيل كنفرانس را به خاطر آشوب‌هاي خياباني تيرماه 1378 تهران عنوان كرد. "فوكس " در اين باره ادعا كرد: "ما اميدوار بوديم كه اين حركت دانشجويي بتواند مقدمه‌اي براي تحولات عميق در جامعه‌ ايران شود، اما بعد فهميديم كه اين انگاره برخاسته از تحليل نادرست از وقايع ايران بود ".
فوكس در پايان گفت: "خواست همه‌ ما بايد اين باشد كه دست در دست هم از اصلاح‌طلبان ايران حمايت كنيم ".
در ادامه‌ جلسه احمد طاهري به تقدير از سحابي پرداخت. وي با تجليل از عزت‌الله سحابي بيان داشت كه: "ايشان از مخالفان شديد حاكميت روحانيت و ولايت فقيه است ". او از مهرانگيزكار نيز به عنوان "ژاندارك ايران "! ياد نمود و گفت: "خانم كار روشنفكري سكولار (غيرديني) است ". اين ضد‌‌انقلاب مقيم آلمان در ادامه با شجاع خواندن اكبر گنجي، رهبر جوخه‌هاي ترور شخصيت رفسنجاني، درباره‌ او مدعي گرديد كه: "گنجي كسي است كه يكي از قدرتمندترين مردان جمهوري اسلامي ايران يعني ‌هاشمي‌رفسنجاني را از اريكه‌ قدرت به پايين كشيد ".
همچنين در اين جلسه، عزت‌الله سحابي در توهين به ملت ايران بيان داشت: "مردم ايران در انقلاب سال 1357 مي‌دانستند كه چه نمي‌خواهند، براي اينكه نمي‌دانستند كه چه مي‌خواهند اما آنها در انتخابات مجلس ششم نشان دادند كه چه مي‌خواهند و رأي "نه " و منفي به جريانات حاكم بر كشور دادند ".
اكبر گنجي، رؤياپرداز رمان عاليجنابان، نيز در اين كنفرانس بدون توجه به ماهيت انقلاب اسلامي در سخناني مدعي شد: "تاريخ بشريت نشان داده‌است كه به شيوه‌هاي انقلابي نمي‌توان دموكراسي ايجاد كرد و انقلاب‌ها و انقلابيون، قاصر از ايجاد حكومت‌هاي دموكرات هستند ".
در ادامه‌ جلسه، سحابي در سخناني حكومت ايران را حكومتي ديكتاتوري خواند: "شما كه عليه ديكتاتوري داخل ايران مبارزه مي‌كنيد، بايد بدانيد كساني كه اينجا هستند نيز همچون شما در حال مبارزه با ديكتاتوري در داخل هستند ".
هنگامي كه يوسفي‌اشكوري قصد سخنراني داشت، حاضران ضد‌‌انقلاب در جلسه، معترض او شدند ولي سخنگوي بنياد‌هاينريش بل در اين باره به حاضران اطمينان داد كه او فرسنگ‌ها با معيارهاي روحانيت فاصله دارد: "شما مانع از اظهارات كسي مي‌شويد كه به رغم اينكه روحاني است، خود ديشب به من گفت كه به جد خواهان جدايي دين از سياست است ".
در جلسه‌ روز شنبه كه روز دوم اجلاس برلين بود،‌ هاينربيله فلت، مدير جلسه، در معرفي "عليرضا علوي تبار "، عضو مطرح حزب مشاركت كه جانشين مدير مسئول روزنامه‌ صبح امروز بود، اين مشاركتي را به عنوان مبتكر طرح زنجيره‌اي كردن روزنامه‌ها و دورزدن قانون دانست: "او به عنوان مبتكر طرحي است كه پس از تعطيلي هر كدام از روزنامه‌ها روزنامه ديگري با همان هويت اما با نام ديگر را تأسيس مي‌كرد ".
در ادامه‌ جلسه‌ روز دوم، شهلا لاهيجي مدير يك مؤسسه انتشاراتي در تهران و ديگر اصلاح‌طلب شركت‌كننده در كنفرانس برلين، در موضعي ضد‌‌ديني اظهار داشت كه: "بايد اين باور در حاكميت پديد آيد كه دوران كمربند‌هاي عفت گذشته است ".
حميدرضا جلايي‌پور، از عناصر ارشد حزب مشاركت و از دست اندركاران روزنامه‌هاي زنجيره‌اي وابسته به حزب مشاركت، نيز در سخناني درباره‌ اكبر گنجي ادعا كرد: "شما فكر نكنيد كه اكبر گنجي در خيابان لاله‌زار قدم مي‌زند، گنجي چهارسال است كه در وحشت به سر مي‌برد ".
وي در ادامه‌ سخنان خود، حضور نويسندگان دوران پهلوي و غير‌خودي‌ها در روزنامه‌هاي حزب مشاركت را مايه‌ مباهات دانست: " من در روزنامه‌ خودم همه‌ حرف‌ها را مي‌نويسم و مهم براي ما اين نيست كه چه كسي اين حرف‌ها را گفته و نوشته، بلكه مهم كيفيت حرف‌ها و مطالب است ".
جلايي‌پور همچنين از راه دادن ضد‌‌انقلابيون به روزنامه‌هاي حزب مشاركت اين‌گونه پرده برداشت: "ما صرفاً در روزنامه‌ خودمان يك محدوديت داريم و آن در مورد كساني است كه در خارج از كشور هستند و به خاطر مسائل اوايل انقلاب نمي‌توانيم اسم آنها را با مطالب‌شان درج كنيم، ليكن چنانچه آنها هم مطالب خود را تحت اسم ديگري (مستعار) بنويسند ما آنها را چاپ مي‌كنيم ".
گفتني است كه روزنامه‌هاي زنجيره‌اي حزب مشاركت مقالات زيادي را از ضدانقلابيون خارج كشور به چاپ رسانده‌اند كه يكي از آخرين آن مقالات مربوط به "حسين باقرزاده "، از اعضاي شناخته شده‌ گروهك منافقين بود، كه باعث تعطيلي روزنامه‌ مشاركتي نشاط شد. همچنين روزنامه‌ ديگر حزب مشاركت، عصر آزادگان، نيز در شماره‌ 30 فروردين 1379 خود مقاله‌اي با عنوان "بازخواني رفتار گروه‌هاي افراطي خارج از كشور " چاپ نمود كه متعلق به "محسن حيدريان " از اعضاي سابق مركزيت حزب توده در ايران و ضد‌‌انقلاب مقيم خارج كشور بود.
چنگيز پهلوان از اعضاي كانون ضدانقلابي نويسندگان نيز در كنفرانس برلين، ضدانقلابي‌ترين مواضع را گرفت. وي جمهوري اسلامي را يك "كودك عقب‌افتاده " خواند.
در اين ميان، فردي از جلايي‌پور سؤال كرد كه با اين حرف‌هاي شما چنانچه حكومت ايران و ساختارهاي آن تغيير كند، چه چيزي از ولايت فقيه و جمهوري اسلامي ديگر باقي خواهد ماند؛ شما اگر نام اين تغيير را انقلاب نمي‌نهيد پس نام آن چيست؟ كه جلايي‌پور به اين سؤال پاسخ نداد.
در پايان اين كنفرانس "ولفگانگ ايشنيگر "، معاون وزير خارجه، وقت آلمان، به جمع‌بندي كنفرانس پرداخت و بيان كرد كه: "بحث سكولاريسم در ايران ابعاد ويژه‌اي دارد و بسيار حساسيت‌برانگيز است ".(14)

* حمايت حزب مشاركت از متهمان كنفرانس برلين

با وجود محكوميت كنفرانس برلين از سوي بسياري از گروه‌ها و شخصيت‌ها در طيف‌هاي مختلف، حزب مشاركت نه تنها از محكوم كردن اين سمينار خودداري كرد بلكه در حمايت از افراطيون شركت‌كننده، به‌ويژه اعضاي ارشد حزب خود، در اين كنفرانس طي بيانيه‌اي عليه صدا و سيما موضع گرفته و اقدام آن را در تهيه‌ گزارشي از كنفرانس برلين نكوهش نمود و توطئه خواند: "جبهه‌ مشاركت ايران اسلامي اين اقدام را در مجموعه تحريكات وحدت‌شكنانه براي جلوگيري از تشكيل مجلس شوراي اسلامي، مقابله با دولت جناب آقاي خاتمي و رويارو قرار دادن گروه‌ها و گرايش‌هاي سياسي و به زير سؤال بردن اصلاحات مورد نظر جبهه‌ دوم خرداد ارزيابي مي‌كند ".(15)
همچنين در جريان محاكمه‌‌ متهمين شركت‌كننده در كنفرانس براندازانه‌ برلين، كه در ميان آنها اعضاي شاخص حزب مشاركت نيز حضور داشتند، حزب مشاركت با هدف انحراف در مسير محاكمه، ضمن حمله به قوه‌ قضائيه به اتهام‌زني دست زد.
اين حزب در نامه‌هايي به رئيس قوه‌ قضائيه ضمن حمله به آيت‌الله شاهرودي از متهمين اين كنفرانس علناً حمايت كرد:
"بيش از شش ماه است كه همه‌ رسانه‌هاي گروهي و مطبوعات، كه اينك در نتيجه‌ اقدام قوه‌ قضائيه تقريباً به صورت انحصاري در اختيار جناحي خاص قرارگرفته‌اند و از جمله صدا و سيما با گستره‌ همه‌ كشور، هر آنچه خواسته‌اند، گفته‌اند و نوشته‌اند و به نمايش درآورده‌اند و به خود اجازه داده‌اند قبل از رسيدگي قضايي، حيثيت و شرف افراد را زير پاي خود لگدمال كنند و قوه‌ قضائيه كه بايد از حقوق اوليه‌ متهمين دفاع كند. نه تنها هيچ اقدامي در جلوگيري از اين اقدامات غيرقانوني و خلاف شرع انجام نداده است، بلكه متأسفانه بعضي از مسئولان آن، در اين كوره نيز دميده‌اند ".(16)
هم‌زمان با دفاع حزب مشاركت از متهمين كنفرانس برلين، همايش حمايت‌آميز بنياد ‌هاينريش بل نيز در همين راستا برگزار شد.
در اين همايش جمعي از عناصر ضدانقلاب از جمله: كاظم كردواني، چنگيز پهلوان، كريم لاهيجي (از كانون ضدانقلابي نويسندگان)، عليرضا حاج سيدجوادي و بهمن نيرومند (از ضد‌‌انقلابيون مقيم فرانكفورت) سخنراني كردند. جالب آنكه وجوهي كه بابت فروش بليط اين همايش جمع‌آوري شده به حساب دستگيرشدگان در ارتباط با كنفرانس برلين واريز گرديد.(17)
با صدور احكام اوليه‌ متهمان دادگاه كنفرانس برلين زمينه‌ي اتهام‌زني حزب مشاركت عليه قوه‌ قضائيه فراهم شد.
اين حزب در پي صدور احكام متهمين برانداز، جريان دادگاه را كه با رعايت معيارهاي قانوني برگزار گرديده بود، غيرقانوني خواند و مدعي گرديد كه:
"علي‌رغم بي‌توجهي مسئولان قضايي به تذكرات مكرر مربوط به تخلفات قانوني و حقوقي در اين قوه، (حزب مشاركت) وظيفه‌ شرعي و قانوني خود مي‌داند تا بار ديگر نداي اعتراض خود را به گوش مردم شريف ايران و مسئولان قوه‌ قضائيه رسانده، به مردم اعلام كند كه آنچه در اين بخش از قوه‌ قضائيه مي‌گذرد. هيچ ارتباطي با اسلام، انقلاب و آرمان‌هاي اصيل مردم مسلمان ايران ندارد ".(18)

*جريان محاكمه اعضاي شاخص حزب مشاركت شركت‌كننده در كنفرانس برلين

اوايل ارديبهشت ماه سال 1379، در پي بازگشت اعضاي حزب مشاركت، از كنفرانس برلين دادگستري تهران از آنان به دادگاه انقلاب شكايت كرد. در اطلاعيه‌ دادگستري استان تهران آمده است كه "به دنبال شركت عده‌اي در كنفرانس "ايران بعد از انتخابات مجلس " در آلمان و برخي سخنان در مخالفت با نظام جمهوري اسلامي و ارزش‌هاي ديني و مباني اسلام و ارائه‌ تصويري مخدوش از باورهاي اعتقادي ملت ايران، پرونده‌اي تشكيل و به دادگاه انقلاب ارجاع شده است ".(19)
پس از اين شكايت، متهمان و مجرمين سياسي از جمله عناصر اصلي شركت‌كنندگان در كنفرانس برلين كه اعضاي اصلي حزب مشاركت به شمار مي‌آمدند، به دادگاه انقلاب احضار شدند.
13آبان 1379، پرونده‌ چند تن از مجرمين سياسي كنفرانس برلين از جمله عليرضا علوي‌تبار، عضو شاخص‌ حزب مشاركت، در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي مقدس رسيدگي شد.
همچنين محاكمه‌ حميدرضا جلايي‌پور، ديگر عضو ارشد حزب مشاركت كه در كنفرانس برلين شركت كرده بود و گرداننده‌ اصلي روزنامه‌هاي زنجيره‌اي حزب مشاركت محسوب مي‌گردد، نيز 15 آبان 1379 در شعبه‌ سوم دادگاه انقلاب اسلامي تهران به همراه چند متهم ديگر پرونده برگزار گرديد.
در ابتدا جلسه، قاضي دادگاه با اشاره به علت علني شدن محاكمه از "شريفي "، نماينده‌ مدعي‌المعموم، خواست تا شكايات رئيس دادگستري استان تهران را طرح كند.
"شريفي " نماينده‌ مدعي‌العموم در جلسه‌ دادگاه بيان داشت كه "براساس محتويات پرونده‌ تجمعي از سوي "حزب سبزها " و بنياد "هاينريش بل " آلمان كه ضديت اين حزب با نظام در راه براندازي به اثبات رسيده، با هدف نفي حاكميت ديني و ارائه‌ چهره‌ خشن از نظام و حذف ولايت فقيه و مشروعيت بخشيدن به مخاصمه‌ مخالفان نظام تشكيل شد. سخنان مطرح شده در اين كنفرانس در جهت تبليغ عليه نظام و توهين به مقدسات و نفي ارزش‌هاي ديني و مقدسات بود ".
نماينده‌ مدعي‌العموم، سپس به سوابق سازمان‌دهندگان اين كنفرانس از جمله: بهمن نيرومند، خليل رستم‌خاني، نويد كرماني، كتايون اميني و توماس ‌هارتمن اشاره كرد و گفت: "نيرومند داراي گرايش مائوييستي و از اعضاي فعال منافقين است و "خليل رستم‌خاني " نيز بنابه اظهار وي طي سال‌هاي 1361 الي 1369 به صورت مخفي در ايران زندگي مي‌كرد.
رستم‌خاني به همراه "هارتمن " با افرادي از جمله: جلايي‌پور، گنجي، سحابي، اشكوري، علي افشاري، سپانلو، كردواني، دكتر باطن، فريبرز رئيس‌دانا، پهلوان، عبدالكريم سروش، شهلا لاهيجي، مهرانگيز كار، شهلا شركت، تهمينه ميلاني و خديجه حاج‌مقدم ملاقات و از آنان براي شركت در كنفرانس برلين دعوت كردند. همچنين مهدي جعفري گرجيني يكي از بانيان كنفرانس برلين عضو حزب سبزها در آلمان است كه از ايران به اين كشور گريخته و هم اكنون رهبر مجلس حزب سبزها است.
نماينده‌ مدعي‌العموم ادامه داد: "يكي از شركت‌كنندگان اين كنفرانس گفته است: "بايد با حاكميت ملاها در ايران جنگيد و جنبش اصلاح‌طلب در ايران فراهم شده است و اين كنفرانس فرصتي براي بيان ديدگاه‌هاست و زمان آزادي فرا رسيده است و من به آزادي احترام مي‌گذارم ". همچنين يوسفي اشكوري نيز در كنفرانس برلين گفته است: "اجراي دموكراسي در ايران يك شعار نيست بلكه بايد به صورت عملي تحقق يابد ".
وي ادامه داد: "تيپ فكري شركت‌كننده در اين كنفرانس نشان مي‌دهد كه هدف كنفرانس بيان ديدگاه‌هاي درون نظام نبوده و هدف از دعوت، محاكمه‌ نظام ديني و تصديق اهداف اپوزيسيون خارج از كشور بوده است. مهرانگيزكار در آن جلسه گفته است: "شعارهاي داده شده در بسياري از موارد صحيح است ".
وي طرح براندازي نظام از سوي اپوزيسيون خارج، حمايت از نيروهاي معاند نظام مقيم خارج، حمايت از آشوب‌هاي خياباني تيرماه سال گذشته تحت عنوان "جنبش دانشجويي "، تبادل نظر در زمينه‌ي دگرگوني در حكومت ديني و قانون اساسي و تسريع در روند حاكميت ليبراليسم، شكستن يخ‌هاي موجود بين نيروهاي اصلاح‌طلب خودي و اپوزيسيون خارج، ارائه‌ي چهره‌ي خشن و ديكتاتور و خونريز از نظام جمهوري اسلامي را از اهداف برگزاري اين كنفرانس برشمرد.
شريفي سپس دو اتهام عمده‌ي عزت‌الله سحابي، عليرضا علوي‌تبار و خانم منيره رواني‌پور را اقدام عليه امنيت ملي از طريق شركت در اين جلسه و تبليغ عليه نظام از طريق ارائه‌ تصويري خشن از نظام مبتني بر وجود جواختناق و خفقان و سانسور در ايران ذكر كرد. نماينده‌ مدعي‌العموم ادامه داد: "در بازرسي از منزل عزت‌الله سحابي ليستي از افرادي كه ترور شده‌اند و يا قرار است ترور شوند، پيدا شده است كه بنا به گفته‌ وي اين ليست از سوي يكي از ياران بني‌صدر فراري در اختيار وي قرار گرفته است و در دستنوشته‌ ديگري كه از خانه‌ سحابي پيدا شده است، وي به دوستان خارجي خود نوشته است: "امريه شما اجرا شد ". لذا اين امريه چه بوده است و بايد در دادگاه روشن شود. وي اظهار داشت: "سند ديگري از منزل سحابي توسط مأموران كشف گرديد كه مربوط به خريد پانصد قبضه سلاح دويست كلت و سيصد قبضه مسلسل است ـ دستنوشته‌ ديگري منتسب به اكبر گنجي از منزل سحابي پيدا شده است كه در آن نيز خبر از خريد پانصد قبضه اسلحه مجهز به صداخفه‌كن از اسپانيا براي يكي از دستگاه‌هاي انتظامي كشور داده شده است.
بايد روشن شود اگراين سند محرمانه است چرا در منزل سحابي بوده و اگر اين سند مجعول است بايد مشخص شود كه چرا و به چه قصدي آن را ساخته‌اند؟
وي در پايان براساس مواد 498، 500، 42 و 46 قانون مجازات اسلامي خواستار مجازات سه تن از متهمان پرونده (سحابي، علوي تبار و منيره رواني پور) شد ".(20)
دومين جلسه‌ علني محاكمه‌ متهمان پرونده‌ كنفرانس برلين صبح 1379.2.15 در شعبه‌ سوم دادگاه انقلاب برگزار شد. در اين جلسه قرار بود علاوه بر رسيدگي به پرونده‌ حميدرضا جلايي‌پور، عضو ارشد حزب مشاركت، به اتهامات فريبرز رئيس‌دانا، سعيد صدر، خديجه حاج‌ديني‌مقدم و شهلا شركت رسيدگي شود.
در ابتدا جلسه‌ دادگاه، قاضي پرونده از شريفي به عنوان نماينده‌ مدعي‌العموم خواست تا متن شكايت عليه اين پنج متهم را قرائت كند.
سپس شريفي با اشاره به اهداف برگزاري كنفرانس برلين، اتهام اين پنج نفر را "اقدام عليه امنيت كشور " از طريق تشكيل كنفرانس برلين با همكاري عناصري از اتباع ايراني، حزب سبزهاي آلمان، سازمان وحدت كمونيستي، منافقين و چريك‌هاي فدايي خلق و همچنين "تبليغ عليه نظام " از طريق سخنراني در اين كنفرانس و القاي جوخفقان، ناامني و ترور در داخل كشور عنوان كرد. در ادامه‌ قرائت كيفرخواست، شريفي، نماينده‌ مدعي‌العموم، گفت: سخنرانان در اين كنفرانس به تبليغ عليه نظام، توهين و افترا به مقدسات و اسلام پرداخته و برخي از شركت‌كنندگان صحنه‌هايي از ابتذال را به نمايش گذاشتند.
وي اتهام جلايي‌پور را "شركت در اقدام عليه امنيت كشور از طريق تشكيل كنفرانس برلين با همكاري عناصري از اتباع ايراني و حزب سبزها و سازمان وحدت كمونيستي و منافقين و چريك‌هاي فدايي خلق و نيز تبليغ عليه نظام و متهم كردن نظام به ايجاد جووحشت و سانسور " عنوان كرد.
شريفي براساس ماده‌ 498 قانون مجازات اسلامي خواستار مجازات حميدرضا جلايي‌پور شد.
وي گفت: "جلايي‌پور در قسمتي از سخنان خود در كنفرانس برلين گفته است: شما فكر نكنيد كه گنجي با فكر آزاد در لاله‌زار تهران قدم مي‌زند، بلكه وي چهار سال است كه در وحشت به سر مي‌برد ".(21)
ادامه دارد.....
پانوشت:
1. روزنامه‌ي كيهان، 1379.1.28
2. همان
3. همان
4. مرتضي قمري‌وفا، براندازي در سكوت، تهران، كيهان، 1381، صص 116 ـ117
5. همان، صص 98ـ99
6. نشريه‌ي ضدانقلابي ايرانشهر، سال 1361
7. كيهان سلطنت‌طلبان، چاپ لندن، 1374
8. روزنامه‌ي كيهان، 1379.2.22
9. همان
10. همان
11. همان
12. همان
13. همان
14. همان
15. روزنامه‌ي كيهان، 1379.2.13
16. روزنامه‌ي اطلاعات، 1379.8.10
17. روزنامه‌ي رسالت، 1379.4.7
18. روزنامه‌ي همبستگي، 1379.11.3
19. روزنامه‌ي اخبار اقتصاد، 1379.2.3
20. روزنامه‌ي ايران، 1379.2.14
21. همان، 1379.2.16
منبع: كتاب آسيب‌شناسي حزب مشاركت ايران اسلامي
(انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي)
انتهاي پيام/ك

[ چهارشنبه سی ام دی 1388 ] [ 9:21 ] [ طاهرزاده ]
درباره وبلاگ

"این وبلاگ با هدف عمل به فرمایشات و منویات مقام معظم ولي فقيه حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) و بصیرت افزائی وبا لابردن سطح آگاهی مردم،تحلیل و یادآوری تاریخ مظلوم تشییع که در هر برهه از زمان با ترفند ها و فتنه های سياستمداران بي تقوا و دنیازدگان بي درد،در مبارزه بوده است،فعالیت می نماید.
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم».
امکانات وب
-------- جستجودرگوگل
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
--- Google Pagerank Checker Tool ----