حجتالاسلام مرتضي آقا تهراني نماينده مردم تهران و عضو شوراي مركزي فراكسيون انقلاب اسلامي طي ياداشتي به بيان ابعاد فتنه و معناي آن پرداخته است.
متن كامل اين يادداشت به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
و صلي الله علي محمد و آله و سلّم، لاسيما بقية الله في الارضين روحي و ارواح العالمين له الفداء
* فتنه در لغت
حرارت دادن طلا در بوتهاي چدني را گويند كه زرگران در آن طلا را به حدّ مذاب مي رسانند تا كه ناخالصي آن از خالصش جدا گردد و آلياژ غير طلائي ريزش كند؛ آشوب، اغتشاش و آشفتگي را نيز فتنه گويند.1
* در اصطلاح
آن آشفتگي كه موجب اختلال نظام گردد را فتنه گويند.2
* بستر فتنه
فتنه بر بستر اموري چند قارچ گونه رشد ميكند. اين امورات موجب اختلاف بين مردم جامعه مي شود، برخي از آن ها عبارتند از: اموال، اولاد، اختلاف نظرها، غلوّ در كارها، عذاب، كفر، جنون، ديوانگي و مبتلاشدنها و ... .3
* ويژگي
فتنه از ديرباز بوده و هست و خواهد بود. فتنه از سنن الهي است كه خود بستري براي امتحان شدن و غربال گرديدن است. از كلام خداوند اين نكته بر ميآيد كه فرمود: "أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ "4 آيا مردم پنداشتهاند كه تنها به ادعاي اين كه خود را از اهل ايمان دانستند ما اكتفا كرده و آن ها را به فتنه نمياندازيم. "وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ " 5 بيش ازاين به حتم و جدي كساني را كه ايمان آورده بودند به فتنه انداختهايم تا كه خداي تعالي به راستي بداند چه كسي راست گفته و چه كسي دروغ ادعا كرده است.
به راحتي از مجموع اين دو آيه شريفه اين گونه استفاده ميشود كه هر قوم، دسته و گروه به واسطه فتنهها بايد حقيقت ايمان خويش را نشان دهد. پس دعاء به اين كه فتنه نباشد و ما طاقت آن را نداريم درخواستي ناشدني و قرار گرفتن دربرابر خواست تكويني خداوند قطعي و از سنن خداوندي است. پس اين دعا اجابت ندارد، تنها بايد از او خواست كه بار الها ما را سربلند از اين فتنهها به در آر!
* وظيفه ما
تك تك انسانهاي شريف مؤمن لازم است كه در اعمال و اخلاق و گفتار خويش مراقبتي جدّي داشته باشند.6
اما بزرگان، فرهيختگان و خواص بايد بيش از ديگران در هنگام فتنه بيدار باشند. سكوت و فرار از وظيفه هرگز راه حل نيست، گرچه نبود برخي از وجودشان برتر است ولي بايد توجه داشت كه چون اين افراد نام برده، الگو و اسوه جامعه هستند رسالتي بس جدي را به دوش ميكشند كه هر كه آنها را دنبال كند نيز بار او را به دوش دارند.
گروه سوّم جامعه مديران، مسئولان قواي سه گانه و به ويژه قوه قضائيه است كه در برخورد، به واسطه تسامح و تساهل، فتنه را در حالي كه خاموش نشده، زير خاكستر قرار مي دهد. ولي بايد به هوش بود كه آتش فتنه خاموش نشده و به زودي به بهانهاي ديگر اشتعال خواهد يافت.
مگر فراموش كردهايم كه فتنه 18/4/1378 را سرپوش نهادند و درد را درمان نكرده، و فقط آن را پانسمان كردند و اينك پس از ده شاهد سرك كشيدن آن فتنه كهنه هستيم.
خلاصه اين كه فتنه را بايد شناخت، درمان و برخورد مناسبش را درك كرد، و در يك كلمه آن را بايد مديريت كرد. مديريت صحيح در قالب بصيرت، بيداري، ايثار و گذشت خود را نشان خواهد داد.
اگر مديران اين نظام در فكر چاره انديشي جدي نباشد و آن را به دقت مديريت نكنند در فتنههاي بعدي كه تقدير قطعي خداوند متعال است، هزينه بيشتري را طلب خواهد كرد. در اين حال ديگر نبايد جز خويش را ملامت كرد. اميدورام مسئولين در تشخيص وظيفه اشتباه نكنند و به درستي فتنهها را ريشه يابي كنند و از سر شاخه زدن و تساهل و تسامح بپرهيزند كه اين شيوه قرآني نيست كه فرمود: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ7
* هشدارها
نكته اين جاست كه بر مبناي دريافت قرآني، از دير هنگام شاهد بيانات مقام معظم رهبري (دامت بركاته) بوده ايم كه همه را نسبت به وقوع فتنه ها، هشدارهاي جدي داده اند. او پيش از اين از تهاجم، شبيخون، ناتوي فرهنگي نيز ما را بر حذر مي داشت، ولي برخي باور نداشتند. ايشان راجع به فتنهها نيز ما را بيدار باش داد، ولي برخي ترديد كردند. اينك بايد با هوشياري جدي جوانان و عزيزان برخورد دشمنان خارجي و داخلي را رصد كرده و توجه داشته باشند كه مبادا خود ابزار دست آن ها گردند و در راستاي رضاي آن ها گام بردارند. بي شك، بصيرت يابي از وظائف امروز همه ما است كه نبايد نسبت به آن دريغ داشت.
* برآيند فتنه
آن چه از فتنه بر مي آيد اين است كه مردم، گروهها، دستهها، احزاب و اقوام امتحان مي شوند. در نتيجه جامعه و مردم آبديده مي شوند و نيكان و اهل ايمان باثبات بيشتر خود را نشان داده ولي افراد سست و ضعيف به ناگاه همه چيز خود را از دست مي دهند و به جرگه بيگانگان مي پيوندند. همان گونه كه به لطف الهي حركت مردمي ما در روز 9دي نشان داد كه جمله مردم ايران چون گذشته در حمايت از اصول انقلاب به دور از هر اختلاف سليقه، حضور جدي مييابد تا كه از ولايت فقيه، قانون مداري و قانون گرائي حمايت كند تا كه نظامشان را به دست صاحب اصلي آن به سلامت سپرده گردد خون شهدا به ثمر نشيند تا كه در روز ظهورش همه بگوئيم: الحمدلله ربّ العالمين.
خوشا به حال مردم ما كه قبول شدگان در اين امتحان الهي بودند، ولي بد به حال مردودين در اين فتنه ها و امتحانات.
پي نوشتها:
1. علامه حسن مصطفوي، التحقيق فيكلمات القرآن، تهران: مركز نشر آثار العلامه المصطفوي، 1385، ج9، ص 230
2. همان، ص 235
3. همان
4. سوره مباركه عنكبوت، آيه 2
5. سوره مباركه عنكبوت، آيه 3
6. علامه حسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، تهران: مركز نشر آثار العلامه المصطفوي، 1385، ج9، ص 25
7. سوره مباركه بقره، آيه 192