دفاعيات مدير مسئول كيهان در دادگاه - قسمت دوم
چرا كميته صلح نوبل شيرين عبادي را به پاپ ترجيح داد
شريعتمداري مدير مسئول كيهان در ادامه دفاعيات خود گفت؛
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه
شكايت خانم شيرين عبادي از كيهان، آنگونه كه در متن شكوائيه آمده و وكلاي مدافع ايشان در اولين جلسه دادگاه مطرح كرده اند، شامل موارد زير است كه هر چند با يكديگر رابطه اي ارگانيك و در هم تنيده دارند ولي به روال جاري و معهود دادگاه، هر يك را جداگانه و با ارائه شواهد و اسناد مربوطه پاسخ خواهم داد. اين اسناد به وضوح نشان مي دهد«خانم شيرين عبادي كه صهيونيست ها و آمريكايي ها ايشان را بانوي صلح ايران»! لقب داده اند ، چه هويتي دارد!
1- در كيهان مورخ 2/6/87 مقاله اي با عنوان «اراذل و اوباش چه كساني هستند»؟! به چاپ رسيده بود كه يكي از موارد شكايت خانم شيرين عبادي از روزنامه كيهان است. در اين مقاله به نمونه اي از سوابق خانم شيرين عبادي در وابستگي به رژيم خونريز و آمريكايي پهلوي اشاره شده و آمده بود كه ايشان، خود را جان نثار شاه مي دانسته و از قتل عام مردم قم توسط رژيم پهلوي در 19 دي ماه 1365 حمايت كرده است. درباره مقاله ياد شده و علت و انگيزه آن بايد عرض كنم كه؛
الف: روز دوشنبه 28 مردادماه 1387 در كانون غيرقانوني موسوم به «مدافعان حقوق بشر»! كه خانم شيرين عبادي مسئول خودخوانده آن است يك نشست فوق العاده برپا مي شود. موضوع اين نشست «اتهامات وارده» است و افرادي نظير ابراهيم يزدي، دبيركل گروهك غيرقانوني نهضت آزادي، حسن يوسفي اشكوري، روحاني خلع لباس شده، هادي اسماعيل زاده، سارق اسناد زندان اوين در بدو انقلاب و چند تن ديگر از مدعيان اصلاح طلبي حضور داشتند و رياست جلسه برعهده خانم شيرين عبادي بوده است. در اين نشست خانم شيرين عبادي به مطالب كيهان درباره ايشان و برخي ديگر از مدعيان اصلاحات اشاره مي كند و بي آن كه براي اثبات ادعاي خود مبني بر غيرواقعي بودن اخبار و گزارش هاي كيهان دليل و سندي ارائه دهد، اظهار مي دارد «اگر مرا ترور كنند و به قتل برسم، روزنامه كيهان مسئول آن است»! و يكي ديگر از حاضران در جلسه كذايي مي گويد؛
«پشت صحنه تمامي مطالبي كه عليه خانم شيرين عبادي مطرح مي شود، حسين شريعتمداري است»! در پايان اين نشست كه به قول خودشان نشست اضطراري بود، بيانيه اي صادر مي شود. در اين بيانيه از رسانه هايي نظير روزنامه كيهان با عنوان «آشوبگر»! ياد مي كنند و از دستگاه قضايي مي خواهند كه با اين رسانه ها برخورد شده و از انتشار آنها جلوگيري شود!
بديهي است كه كيهان در واكنش به اين اقدام كانون غيرقانوني مدافعان حقوق بشر حق شكايت داشت و خانم عبادي نيز براي اقدام مجرمانه اي كه مرتكب شده بود و اتهام ناروايي كه به اينجانب و روزنامه كيهان زده بود پاسخي نداشت، اما كيهان به روال هميشگي خود كه در مقابل اينگونه اتهامات به پاسخ مي نشيند، طي يادداشتي در تاريخ
2/6/87 با عنوان «اراذل و اوباش چه كساني هستند»؟! ضمن رد ادعاهاي خانم شيرين عبادي آورده بود؛
«اين نخستين بار نيست كه شيرين عبادي دستور خفه كردن رسانه هاي متعهد و خاموش كردن صداي اعتراض مردم انقلابي را صادر مي كند و آنان را «آشوبگر» مي نامد... ايشان در روزهايي كه قيام زنان و مردان انقلابي شهر مقدس قم- 19 دي ماه 1356- به گونه اي وحشيانه از سوي رژيم آمريكايي شاه سركوب شد نيز به حمايت از آن سركوب وحشيانه و قتل عام بي رحمانه پرداخت». در ادامه آن يادداشت آمده بود؛
«شايد كمتر كسي سخنراني هاي شيرين عبادي در آن روزها را به ياد داشته باشد. سخنراني هايي كه در آن از انقلاب و انقلابيون مسلمان ايران ابراز «تنفر و انزجار» مي كرد و با لگدمال كردن پيكر زنان و كودكاني كه در جريان قتل عام وحشيانه رژيم پهلوي به خاك و خون كشيده شده بودند، خود را «جان نثار شاه» و «آماده جانبازي» در راه شاهنشاه آريامهر مي دانست.»
در همان مقاله خطاب به شيرين عبادي آمده بود؛
«امروز حق داريم به نمايندگي از آن مردان و زنان و كودكان به خون غلتيده كه خويشان حقيقي ما هستند و به پيروي از مراد و مقتدايمان حضرت امام خميني(ره) از شما دادخواهي كنيم كه چرا يك «ملت مسلمان» را كه خواستار رهايي از چنگال استعمار آمريكا و انگليس و رژيم دست نشانده پهلوي بود، «عامل اجنبي» خوانديد و چرا «انقلاب اسلامي» آنان را «آشوب طلبي» ناميديد؟ و طرفه آن كه خود را «مدافع حقوق زنان و كودكان» نيز جا مي زنيد؟! مگر قتل عام هزاران زن و كودك مظلوم اين مرز و بوم، تجاوز به حقوق زنان و كودكان نبود؟ و اگر بود- كه بود- چرا از آن قتل عام وحشيانه حمايت كرديد؟! و چرا امروز هم به همين ملت پشت كرده و بر سفره اربابان آمريكايي تان نشسته ايد و همچنان از «اراذل و اوباش» واقعي كه همجنس بازان و بهائيان و روسپيان و تروريست ها و اشرار خياباني و بياباني هستند، دفاع مي كنيد؟...»
ب: در پي چاپ اين يادداشت، خانم شيرين عبادي ضمن شكايت از روزنامه كيهان تلاش كرد اظهارات خويش در حمايت از سركوب و قتل عام مردم ايران و اعلام جان نثاري براي شاه را تكذيب كند و گفت و نوشت كه هرگز چنين اظهاراتي را بيان نكرده است! و جالب آن كه براي محكم كاري در تكذيب خبر كيهان طي مصاحبه اي با تظاهر به خشم و نفرت از رژيم سفاك پهلوي گفت؛ «مرده شور شاه را ببرند»!
با شناختي كه از خانم شيرين عبادي داشتيم و داريم، تكذيب خبر مستند كيهان از سوي ايشان برايمان دور از انتظار نبود. از دروغگويي پرسيدند آيا در طول عمر شصت و چند ساله خود براي يك بار هم كه شده، حرف راست زده اي؟ پاسخ داد اگر بگويم آري، دروغ ديگري گفته ام!
خانم شيرين عبادي در حالي خبر كيهان را تكذيب مي كرد كه اظهارات ايشان در شماره سوم بهمن ماه روزنامه رستاخيز، ارگان رسمي حزب «شاه ساخته» رستاخيز درج شده بود و ما اين سند را كه در آرشيو كيهان وجود داشت و نسخه اي از آن نيز خدمت رياست محترم دادگاه تقديم مي شود، به دست چاپ سپرديم و در پاسخ به تظاهر خانم عبادي كه گفته بود؛ «مرده شور شاه را ببرند»! خطاب به ايشان نوشتيم؛ سركار خانم عبادي! مرده شور شاه را كه چند ده سال پيش برده اند. اگر جرأت داريد، اعلام بفرمائيد مرده شور بوش و شيمون پرز و نتانياهو را ببرند. مگر قرار نيست فرزند زمان خود باشيد؟!
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه!
ملاحظه مي فرمائيد كه ادعاي خانم شيرين عبادي در اين بخش از شكايت ايشان بي پايه و اساس است و اگر قرار به پي گرد قضايي باشد، خانم شيرين عبادي به دلايل ياد شده قابل تعقيب هستند.
ج: براي آن كه تابلوي روشن تري از ماجراي ياد شده ترسيم كرده باشم از محضر دادگاه محترم اجازه مي خواهم به اين نكته نيز اشاره كنم كه آن روزها- بهمن ماه 56- خانم شيرين عبادي رئيس شعبه 24 دادگاه شهرستان تهران-و سپس رئيس دادگستري تهران- و مسئول «كميته زنان دادگستري» بود. كميته اي كه تحت نظارت خانم «مهناز افخمي» وزير مشاور و بهايي كابينه هويدا فعاليت مي كرد. گفتني است كه خانم مهناز افخمي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به آمريكا گريخت و از سوي «اشرف پهلوي» مأمور راه اندازي يك تشكيلات با هدف جمع آوري و سازماندهي سلطنت طلب هاي گريخته از كشور شد. اين تشكيلات با عنوان «بنياد مطالعات ايران» در واشنگتن آمريكا راه اندازي شد كه «بنياد اشرف پهلوي» نيز ناميده مي شود. اين بنياد علاوه بر دروغ پردازي و توهم پراكني عليه اسلام و انقلاب، كمك هاي مالي و تداركاتي به ضدانقلابيون فراري را هم در دستور كار خود دارد. گروهك تروريستي «تندر»، گروهي كه انفجار در حسينيه شيراز و چند عمليات تروريستي ديگر را برعهده داشت از جمله گروههاي سلطنت طلب نزديك و مرتبط با بنياد مورد اشاره بوده است. خانم مهناز افخمي وزير مشاور بهايي در كابينه هويدا هم اكنون در آمريكا مديرعامل «بنياد مطالعات ايران» يا همان «بنياد اشرف پهلوي» است.
و اما، خانم شيرين عبادي- يعني همان خانمي كه آمريكايي ها و اسرائيلي ها ايشان را «بانوي صلح ايران»! مي نامند- با بنياد ياد شده و مديرعامل آن خانم مهناز افخمي روابط بسيار نزديكي دارد.
اشاره به اين نكته نيز ضروري است كه آقاي احمدعلي مسعود انصاري در كتاب خاطرات خود با عنوان «پس از سقوط» چاپ بهار 1385 تصريح مي كند؛ «بنياد مطالعات ايران» با تخصيص بودجه يك ميليون و سيصدهزار دلاري اشرف پهلوي در واشنگتن تشكيل شد و پرويز ثابتي، سخنگو و مديركل امنيت داخلي ساواك براي اداره آن از موساد به سيا منتقل گرديده و در بنياد ياد شده به كار گرفته شد و...
ارتباط خانم شيرين عبادي با مهناز افخمي و بنياد ياد شده كه از حاميان شناخته شده عمليات تروريستي است، اگر چه نفرت انگيز بوده و از سوي كسي كه خود را «بانوي صلح»! مي داند غيرقابل توجيه تلقي مي شود، اما، به هيچ وجه قصد ندارم ايشان را به دست داشتن مستقيم- تاكيد مي كنم كه مستقيم و نه غيرمستقيم- در عمليات تروريستي متهم كنم، چرا كه اثبات حمايت ايشان از تروريست ها را به نقطه ديگري از اين دفاعيه موكول مي كنم. ولي در اين نقطه با توجه به ماهيت بنياد ياد شده و حضور عوامل نشان دار سيا و موساد در آن، زبان حافظ به كام مي گيرم و خطاب به خانم شيرين عبادي مي گويم؛
در خلوت مغانم دوش آن صنم چه خوش گفت
با كافران چه كارت، گر بت نمي پرستي؟
2- خانم شيرين عبادي در بخش ديگري از شكوائيه خويش، كيهان را به ايراد اتهامات ناروا و درج مطالب كذب عليه خود متهم كرده و خطاب به دادستان محترم نوشته است؛ «مديرمسئول كيهان بايد منابع مورد استناد خود را ارائه نمايد».
ابتدا لازم مي دانم برخورد «احتياط آميز» خانم عبادي را كه ناشي از تجربيات چند ده ساله ايشان در حرفه وكالت و امور قضايي است «تحسين» كنم و از سوي ديگر به عنوان يك روزنامه نگار عرض كنم كه كشف اين «احتياط»هاي رمزآلود و دوپهلو نيز بخشي از حرفه ما در كار روزنامه نگاري است. خانم عبادي مواردي نظير دفاع از بهائي ها، حمايت از همجنس بازي، رابطه نزديك با محافل صهيونيستي، دريافت جايزه صلح نوبل از طريق لابي صهيونيست ها، همراهي و همكاري با سرويس هاي اطلاعاتي دشمن عليه جمهوري اسلامي و دهها نمونه ديگر از اين دست را كه در كيهان آمده است با صراحت نفي نمي كنند، بلكه مي فرمايند «مديرمسئول كيهان بايد منابع مورد استناد خود را به دادگاه ارائه دهد». چرا كه خود مي داند چه كرده است و حالا در پي آن است كه بداند آيا كيهان نيز آنچه ايشان مرتكب شده است را مي داند؟! پاسخ كيهان اما، مثبت است و براي همه آنچه درباره خانم شيرين عبادي نوشته و به مردم هشدار داده است، دلايل و اسناد غيرقابل انكاري در اختيار دارد. اگر چه امروزه با توجه به سوابق، مواضع و عملكرد برملا شده ايشان بايد گفت؛ «چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است»!
3- خانم شيرين عبادي نمي تواند حمايت خود از «همجنس گرايي» را نفي كرده و كيهان را به ايراد اتهام ناروا در اين باره متهم كند. چرا كه...
الف: بعد از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم عبادي در سال 2003 ميلادي، از آنجا كه پاپ ژان پل دوم، رهبر كاتوليك هاي جهان نيز در فهرست نامزدهاي دريافت كننده اين جايزه قرار داشت، تصميم نهايي كميته صلح نوبل در انتخاب خانم شيرين عبادي در ميان جمعيت ها و مراكزي كه جريان اعطاي جايزه صلح نوبل را دنبال مي كنند، اين پرسش آميخته به تعجب شكل گرفته و به سرعت در رسانه ها منتشر شد كه چرا با وجود نامزدي پاپ ژان پل دوم، جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي تعلق گرفته است؟! در پي اين پرسش كه تكرار فراواني داشت، سخنگوي سوئدي هيئت انتخاب كننده برندگان جايزه صلح نوبل در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام كرد؛
«جناب پاپ براي ما شخصيت قابل احترامي است و ايشان نيز نامزد دريافت جايزه صلح نوبل بوده اند، اما متاسفانه جناب پاپ ژان پل دوم با همجنس گرايي و بارداري قبل از ازدواج زنان مخالفند، بنابراين نمي توانستيم جناب پاپ را انتخاب كنيم»!
همانگونه كه ملاحظه مي فرمائيد، حمايت خانم شيرين عبادي از همجنس گرايي به اندازه اي غليظ و پررنگ بوده است كه كميته صلح نوبل علي رغم امتيازات بيشتر پاپ- البته از نگاه كميته ياد شده و نه از نگاه انساني و اخلاقي- و در حالي كه افكارعمومي براي دريافت جايزه صلح نوبل روي پاپ متمركز شده بود، خانم شيرين عبادي را، آنهم با استناد به اين، به اصطلاح «امتياز»! كه حامي همجنس گرايي است، برمي گزيند!
ب: در مهرماه سال 1382- اكتبر سال 2003، شبكه تلويزيوني CNN آمريكا طي برنامه اي مستند به تحليل چگونگي اعطاي جايزه صلح نوبل 2003 به خانم شيرين عبادي مي پردازد. خانم كريستين امان پور، مجري برنامه در بخشي از گزارش خود توضيح مي دهد «اين كه نوبل امسال به پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليك هاي جهان نرسيد، خيلي ها را به تعجب واداشت، چون از دو سه ماه قبل، پاپ به عنوان اصلي ترين كانديداي دريافت جايزه صلح نوبل 2003 معرفي شده بود، اما، ظاهراً در رأي گيري نهايي موفق به كسب آراء لازم نشده است» مجري برنامه در ادامه گزارش خود توضيح مي دهد «البته طبيعي هم بود كه نروژي ها با اين انتخاب مخالف باشند. مخالفت پاپ با رابطه جنسي قبل از ازدواج، بارداري هاي غيررسمي و مخصوصاً مخالفت ايشان با همجنس گرايي از پاپ، شخصيتي متعصب و مخالف آزادي هاي فردي ساخته است. به ويژه در كشوري مانند نروژ كه بيست و پنج سال است در راه آزادي و صلح جهاني فداكاري كرده است»!
ج: روزنامه انگليسي اينديپندنت نيز در شماره 11 اكتبر 2003 خود روي همين نكته به عنوان علت اصلي ترجيح شيرين عبادي به پاپ تاكيد مي كند و...
د: خانم شيرين عبادي كه براي انتشار نسخه آلماني كتاب خاطراتش به برلين سفر كرده بود، در يك كنفرانس مطبوعاتي -19 آوريل 2006/فروردين 1385- به پرسش هاي مختلف خبرنگاران پاسخ مي گويد خانم عبادي در پاسخ به سوال خبرنگاري كه نظر ايشان را درباره همجنس بازي پرسيده بود، اظهار مي دارد كه «درباره همجنس گرايي بايد بگويم كه الان در ايران به موجب قانون براي همجنس گرايان مجازات هاي سختي وجود دارد. اينچنين مجازات هاي سنگيني در دنياي حقوق بشر جايز نيست»! خانم عبادي در ادامه سخنان خود، اظهارنظري مي كند كه در عصر علم و دانش و تخصصي بودن علوم، تعجب آور است و البته، كمي تا قسمتي هم خنده دار، ايشان براي اثبات - شما بخوانيد توجيه- نظر خود درباره ضرورت آزادي همجنس گرايي مي گويد «امروزه علم ثابت كرده است كه همجنس گرايي يك مساله ژنتيك است(!!). بنابراين تعيين مجازات براي كسي كه در ايجاد ژن هيچ نقشي نداشته، چه معنايي مي تواند داشته باشد.»!!
شما را به خدا بفرمائيد اين نظريه مشعشع و علمي!! خانم شيرين عبادي را در كدام مركز علمي و آكادميك به پشيزي مي خرند؟! كاش اين نظريه علمي!! در دوران قوم لوط ثابت شده و به حضرت لوط علي نبينا و عليه السلام نيز ابلاغ شده بود تا آن قوم فلك زده به خاطر اعمال زشت و شنيعي كه انجام مي دادند، دچار عذاب الهي نمي شدند!... يكي از نتايج نظريه علمي خانم عبادي آن است كه خداي عليم و خبير و رحمان و رحيم نيز -نستجيربالله- از اين پديده علمي بي خبر بوده است!... چند سال قبل، يكي از مدعيان اصلاحات و از هم پيمانان كنوني خانم شيرين عبادي در فتنه اخير، در جريان كنفرانس معروف برلين طي مصاحبه اي گفته بود؛ «مشكل دموكراسي در ايران، آن است كه در اين كشور هنوز خدا نمرده است»!!
اگر اهداي جوايز علمي نوبل هم مثل جايزه صلح نوبل، بي در و پيكر باشد - كه هست - حق آن بود كه به خانم شيرين عبادي علاوه بر جايزه صلح نوبل، جايزه نوبل در رشته فيزيولوژي و پزشكي را هم اهداء مي كردند!
هـ: خانم شيرين عبادي كه در اسفند ماه سال 87- مارس 2008- به دعوت نخست وزير اسپانيا براي شركت در نخستين اجلاس ائتلاف تمدن ها به مادريد رفته بود، طي سخناني در مركز فرهنگي خانه آسيا- شعبه مادريد- وابسته به وزارت خارجه اسپانيا، از مجرمانه بودن همجنس گرايي در ايران ابراز تأسف كرده و مي گويد «متاسفانه در ايران به لحاظ قانوني، همجنس گرايي جرم تلقي شده و براي آن مجازات هاي سنگين در نظر گرفته اند».
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه؛ آيا اسناد ارائه شده در حمايت و دفاع خانم شيرين عبادي از عمل زشت و نفرت انگيز همجنس گرايي كمترين ترديدي باقي مي گذارد؟
جرم بزرگتر خانم عبادي آن است كه همه جا در مجامع بين المللي و رسانه هاي آمريكايي، اروپايي و صهيونيستي، خود را نماينده زنان مسلمان ايران معرفي مي كند! آيا زنان و دختران مسلمان اين مرز و بوم كه به عفاف و پاكدامني زبان زدند و حتي زنان و دختران پيرو ساير اديان الهي در ايران با خانم شيرين عبادي درباره همجنس گرايي هم عقيده هستند؟! و آيا مسئولان محترم نبايد با تعقيب قضايي خانم عبادي از شخصيت توده هاي عظيم زنان پاكدامن و فرهيخته ايران دفاع كنند؟!
اينجانب در ادامه دفاعيات خود با ارائه شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار ديگر به اين واقعيت تلخ اشاره خواهم كرد كه يكي از اصلي ترين اهداف آمريكا و اسرائيل از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، تحقيرشخصيت زن ايراني بوده است. به اين منظور كه با ارائه و معرفي خانم عبادي به عنوان نماينده زنان ايراني، مانع از الگوبرداري زنان ساير كشورهاي اسلامي از شخصيت برجسته و فرهيخته زن ايراني شوند. دغدغه اي كه طي سي و چند سال گذشته براي نظام سلطه و غارتگر جهاني به كابوس وحشتناكي تبديل شده است. در اين باره به اقتضاي موارد شكايت خانم عبادي اشاره بيشتري خواهم داشت. ان شاءالله.