|
طاهرنیوز لطفا درنظرسنجی هاشرکت کنید
| ||
|
پيام ها و پيامدهاي فتواي حرمت استفاده از سلاح هسته اي
پيام رهبر معظم انقلاب به نخستين کنفرانس خلع سلاح هسته اي - که به ابتکار ايران در 28 فروردين ماه در تهران تشکيل شد- داراي نکات برجسته و مهمي است به گونه اي که فضاي اجلاس و مواضع شرکت کنندگان خارجي آن را تحت تأثير خود قرار داد. يکي از اين نکات برجسته و مهم، فتواي مقام معظم رهبري در حرمت استفاده از سلاح هاي کشتار جمعي و هسته اي بود که بازتاب هاي زيادي را به همراه داشت. هرچند معظم له تا کنون به کرّات بر حرمت استفاده از سلاح هسته اي تأکيد نموده اند و آن را در استراتژي دفاعي جمهوري اسلامي ايران فاقد اعتبار دانسته اند؛ اما چون اين موضوع در قالب يك پيام رسمي و در يك كنفرانس بينالمللي مطرح شد كه بيش از ۶۰ كشور در آن مشاركت داشتند و شبكههاي مختلف خبري آن را بهصورت زنده پوشش ميدادند، تأثيرگذاري بيشتري بر جاي گذاشت به گونه اي که تعداد زيادي از انديشمندان و تحليلگران حوزهي خلع سلاح، اصليترين پارامتري را كه در صحبتهاي خود مطرح ميكردند، اين بود كه رهبر ايران به عنوان بالاترين مقام كشور، استفاده از سلاح هستهاي را حرام شرعي اعلام كردهاند. علاوه بر اين، طرح فتواي معظم له در اين اجلاس بازتاب قابل توجهي در رسانه هاي دنيا داشت؛ صدها رسانه در سراسر جهان خبر حرام بودن استفاده از اين سلاحها را منتشر کردند. خبرگزاري ايترتاکس و ريانووستي از روسيه، خبرگزاريهاي رسمي کشورهاي قرقيزستان، قزاقستان و ازبکستان خبرهايي را با اين تيتر در اين زمينه منتشر کردند. خبرگزاري شينهوا و خبرگزاري چين نيز گزارشي را درباره حرمت استفاده از سلاحهاي کشتار جمعي از نگاه مسلمانان منتشر کردند. خبرگزاري ژاپني کيوتو و خبرگزاري کره جنوبي در گزارشي نوشتند: «ايران ميگويد استفاده از سلاحهاي اتمي از نگاه اسلام ممنوع است.» خبرگزاريهاي بينالمللي فرانسه، آلمان، رويترز، آسوشيتدپرس و يونايتدپرس نيز در گزارشهاي متعددي حرمت استفاده از سلاحهاي کشتار جمعي را از نگاه مسلمانان مخابره کردند. خبرگزاري پرنسا لاتينا در منطقه آمريکاي لاتين در گزارشي نوشت: رهبر عالي ايران ميگويد: استفاده از سلاحهاي اتمي از نظر اسلام حرام است. خبرگزاريهاي کويت، قطر و بحرين نيز در گزارشهاي جداگانهاي سخنان رهبر انقلاب اسلامي را درباره حرام بودن استفاده از سلاحهاي کشتار جمعي منتشر کردند. اين بازتاب هاي رسانه اي گسترده تا جائي بود که رسانه هاي نظام سلطه واکنش نشان داده و قصد داشتند تا با طرح موضوع تقيه در اسلام، مسأله را تحريف کنند؛ اما مسلما اين حرکت نتوانست از اهميت پيام و فتواي معظم له بکاهد.
فتواي رهبر معظم انقلاب چند پيامد مثبت براي جمهوري اسلامي به همراه داشت: 1- اولين پيامد مثبت اينکه تأثير گذاري اجلاس خلع سلاح را افزايش داد و آن را تحت لواي تأثير پذيري از فتواي رهبري به اجلاسي پيشرو در زمينه خلع سلاح تبديل کرد. برگزاري اجلاس هاي بعدي و تأکيد بر فتواي رهبري هم به نهادينه شدن اين فتوا در عرصه سياست بين المللي مي انجامد و هم اين گونه اجلاس ها را براي فراهم شدن زمينه خلع سلاح هسته اي تأثيرگذارتر مي سازد. 2- ارائه فتوا از سوي علماي شيعه ابزاري خاص با تأثيرگذاري خاص است که يکي از ويژگيهاي آن ناتواني غول هاي رسانه اي استکبار در تغيير آن، خنثي کردن آثار آن و جايگزين نمودن موضوعي منحرفانه به جاي آن مي باشد. تجربه تاريخي در مورد فتواي ميرزاي شيرازي در تحريم تنباکو و فتواي حضرت امام خميني در مهدورالدم بودن سلمان رشدي اين موضوع را اثبات مي کند. به همين سان فتواي مقام معظم رهبري هم پيامي روشن، مختصر و با معناي مشخص است که رسانه هاي غربي نمي توانند آن را تحريف کنند و يا جايگزيني براي آن طرح کنند. آنها هرچند سعي کردند موضوع تقيه را در مقابل اين فتوا علم کنند؛ اما متفکرين جهاني با شنيدن کلمه "حرمت" در فتواي رهبري معناي خاص همان اصطلاح را برداشت کرده و حتي از ميزان پايبندي نظام جمهوري اسلامي هم به آن مطلع هستند. اين موضوع به ويژه در ميان افکار عمومي کشورهاي اسلامي حوزه خليج فارس که آمريکا سعي مي کند همواره برنامه هسته اي ايران را براي آنها خطرناک معرفي کند، نقش مهمي در اطمينان يافتن آنها از صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران دارد. اين فتوا گفتمان دنيا در موضوع هسته اي را در چارچوب خاصي قرار مي دهد و در مهار برداشت هاي منحرفانه از فعاليت هاي هسته اي ايران کمک شاياني مي کند؛ چرا که فضاي فکري دنيا از جايگاه فتوا و فقه شيعي در نظام جمهوري اسلامي مطلع است. تأکيد کارشناسان خارجي اجلاس خلع سلاح بر عنوان "فتوا" در سخنان خود نشان دهنده اين حقيقت است. يکي از شرکت کنندگان به نام "وانتر ايرليش" ديپلمات اتريشي و سفير سابق اين كشور در ايران در اين باره مي گويد: « پيام رهبري از اين جهت به نظر من مهم بود كه ايشان بالاترين مقام جمهوري اسلامي ايران است و پيام ايشان دقيقترين و درستترين امكاني است كه ميتوان به وسيلهي آن از سياست ايران آگاه شد. اين پيام خيلي كارساز بود.» همچنين جاناتان گرانف، رئيس مؤسسه امنيت جهاني در آمريكا تصريح کرد: « مهمترين قسمت پيام رهبر ايران به كنفرانس خلع سلاح هستهاي اين بود كه استفاده از تسليحات اتمي به دليل اثر تخريبي فوقالعاده و اثرگذاري بر نسلهاي آينده و نداشتن توانايي تشخيص ميان نظاميان و غير نظاميان حرام است. از همين رو من از ايشان تقاضا دارم كه نامهاي به تمام سران مذهبي جهان بفرستند و از آنها بخواهند كه به ايشان بپيوندند و اعلام كنند كه استفاده از تسليحات هستهاي غير اخلاقي است و هيچكس تحت هيچ شرايطي حق استفاده از آن را ندارد. اين اقدام در صورت انجام، بسيار سودمند و معنيدار خواهد بود. فتواي آيتالله خامنهاي و شفافيت اخلاقي آن يك پيام روشن به تمام جهانيان است.» البته براي نهادينه شدن اين معنا بايد دستگاه سياست خارجي هم تلاش هايي را انجام دهد.
اما فتواي تاريخي مقام معظم رهبري پيام هاي مهمي را هم به همراه دارد: 1- يک پيام اساسي اينکه جمهوري اسلامي ايران در حوزه نظري سياست خارجي، راهبردهاي خاص خود را که برگرفته از آموزه هاي ديني است دنبال مي کند. اين راهبردها مستقل بوده و سازوکار ديني بر آن حاکم است. از اين رو کشورهاي سلطه گر به آساني نمي توانند آن را تغيير داده و يا در چارچوب طرح هاي خود مستحيل کنند. همچنين آنان نمي توانند از ابزارهاي مادي براي به چالش کشيدن اين راهبردها استفاده کنند. خلاصه اينکه راهبرد سياست خارجي مبتني بر دين سد محکمي را در مقابل حملات سلطه جويان به نظام اسلامي قرار مي دهد؛ همچنان که سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران تا امروزه ذيل راهبردهاي ديني ارائه شده توسط مقام معظم رهبري، همچون « عزت، حکمت و مصلحت» شرايط سختي را براي سلطه گران جهاني به وجود آورده است. استقلال اين راهبردها و اتکاي آنها به دين دو مقوله است که غرب را در مقابل خود مات مي کند. 2- پيام ديگر اينکه با وجود تبليغات منفي نظام سلطه در مورد دين اسلام و سعي در خشونت جلوه دادن اين آئين، استقبال مقامات سياسي کشورهاي مختلف از فتواي رهبر معظم انقلاب و بازتاب گسترده آن در رسانه هاي دنيا، نشان مي دهد که ترويج برداشت هاي خشونت آميز از اسلام که توسط غرب دنبال مي شود در فضاي فکري فرهنگي دنيا يک گفتمان نفوذ ناپذير نيست و مي توان با استفاده از مفاهيم ديني که توسط رهبري در حوزه سياست خارجي تئوريزه مي شود، حقيقت صلح طلبي اسلام و جمهوري اسلامي را به جهانيان نشان داد و اين البته مستلزم مطابقت جدي رفتار وگفتار نمايندگان ايران در سطح دنيا با گفتمان ديني رهبري معظم انقلاب در حوزه سياست خارجي است. اين موضوع را به ويژه در مورد سفرا و نمايندگان ايران در کشورهاي خارجي به جد بايد مورد ملاحظه قرار داد. 3- پيام مهم ديگر اين فتوا از جايگاه برجسته ديدگاههاي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در تحولات جهاني حکايت مي کند. از آنجا که مقامات کشورهاي خارجي شخص رهبري را به عنوان تصميم گير نهايي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران مي دانند، استقبال آنها از راهبرد ايران در مورد عدم استفاده از سلاح هسته اي در واقع تأثيرگذاري انديشه هاي رهبري در سطح جهاني را نشان ميدهد.
تبيين رهنمودها
محورهای بیانات مقام معظم رهبری طی دیدارهای اخیر و پیام ایشان به اجلاس خلع سلاح هستهاي
نيروهاي مسلح حصن و حصارند «نيروهاي مسلح - همچنان كه در بيان اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) هست - حصارند؛ حصار هميشه بايستي پابرجا باشد، حصار بايد رخنه پيدا نكند؛ لذا نيروهاي مسلح هميشه بايستي استواري خودشان را حفظ كنند. پرداختن به استحكام نيروهاي مسلح، يك اصل ديني غيرقابل اغماض است.» معظم له ضمن بيان اين مطلب در جمع فرماندهان نظامي و انتظامي(22/1/89) فرمودند: «مهمتر از آمادگيهاي نظامي، آمادگيهاي معنوي است؛ آمادگيهاي روحي است؛ قدرت عزم يك ملت است؛ توان ايستادگي يك ملتي است كه بتواند در مقابل اين تندبادها بايستد.»
شرايط دنياي معاصر و مبناي کار آن از ديدگاه معظم له دنياي کنوني، دنياي زورگوئي، ظلم، جاهليت و دنياي غلبه شهوترانها و زورگوها بر اكثر مردم جهان است که براي رسيدن به منافع اقتصادي انواع فجايع را مرتکب مي شوند. البته اين فجايع زير تابلوهاي صلح و دفاع از حقوق بشر رخ مي دهد به همين خاطر «با افكار عمومي مردم بازي ميكنند، فريب ميدهند؛ اصلاً مبناي كار بر فريبكاري است.»(22/1/89)
معناي صريح تهديد هسته اي آمريکا «معناي صريحش اين است كه دولت آمريكا يك دولت شرير و غيرقابل اعتماد است. اينها چند سال است دارند تلاش ميكنند تا در قضيهي هستهاي ما اثبات كنند جمهوري اسلامي غيرقابل اعتماد است؛ در حالي كه جمهوري اسلامي در اين سي سال، نه به هيچ كشوري حمله كرده، نه هيچ جا را ابتدائاً مورد تهاجم قرار داده، نه تروريستپروري كرده. آنها ميخواهند بگويند جمهوري اسلامي غيرقابل اعتماد است. خوب، در دنيا غير قابل اعتماد كيست؟ آنهائي كه هم بمب اتم دارند، هم حيا نميكنند كه بگويند ما ممكن است از اين بمب اتم استفاده بكنيم يا استفاده خواهيم كرد.»(22/1/89)
علت تهديد از سوي آمريکا مقام معظم رهبري علت تهديد تلويحي اوباما به استفاده از سلاح هسته اي عليه کشورهاي مورد نظر آمريکا را چنين بيان مي کنند که غرور و اعتماد آمريکائيها به پايههاي پوشالي قدرتي كه در اختيارشان هست، اختيار را از دستشان خارج کرده و اين تهديدات را مطرح مي کنند.(22/1/89)
پيام تهديد هسته اي آمريکا معظم له در ديدار پرستاران نمونه (1/2/89) درباره پيام اين تهديد فرمودند: «معلوم شد پشت صحنهي نمايش دستِ دوستي دراز كردن چيست. ادبيات روباهمنش تبديل شد به ادبيات گرگمنش. معلوم شد كه طبيعت خونخوار و سلطهطلب دنبال چيست. اينها ميخواهند اتم را و قدرت اتمي را وسيلهاي قرار بدهند براي سلطهي بر دنيا. قدرتهاي اتمي همهشان همين جورند؛ همهشان اين را وسيله و ابزاري قرار ميدهند براي اينكه بتوانند بر ملتها سلطه پيدا كنند، بر دنيا سلطه پيدا كنند. هيچكدام اين معاهدات اتمي آژانس بينالمللي انرژي اتمي را نه امضاء كردهاند، نه قبول كردهاند، و نه به طريق اولي عمل ميكنند. اينها دروغگوي واضحند. آن وقت در مورد كشورهاي ديگر بنا ميكنند ايرادگيري، نكتهگيري، كه به فلان بخش از معاهده، به فلان بند از معاهده، عمل نشد. قبول ندارند؛ اينها ميخواهند رقيبي در عرصهي نيروي اتم و سلاح اتمي در مقابلشان نباشد؛ مسئله اين است.»
لزوم ايستادگي دنيا در مقابل اين تهديد نوع واکنش مقام معظم رهبري در مقابل تهديد آمريکا به گونه اي بود که ماهيت غير منطقي سخنان اوباما را به خوبي نشان مي دهد و وجهه آمريکا را در مقابل سؤالات جدي آن هم خطاب به افکار عمومي دنيا قرار مي دهد. ايشان در مورد موضع تهديدآميز آمريکا فرمودند: «اين خيلي حرف عجيبي است؛ از اين حرف اصلاً دنيا نبايد بگذرد. در قرن بيست و يكم، قرن اين همه دعوي صلح و حقوق بشر و تشكيلات جهاني و سازمانها و مبارزهي با تروريسم و اينها، رئيس يك كشور بيايد آنجا بايستد و تهديد به حملهي اتمي كند! اين خيلي حرف عجيبي است در دنيا.» (22/1/89) معظم له همچنين در ديدار پرستاران به شکل جدي تري مي فرمايند: « مجامع جهاني حق ندارند اين تهديد رئيس جمهور آمريكا را رها كنند، حق ندارند اين را به فراموشي بسپرند؛ بايد دنبال كنند، بايد گريبان او را بگيرند. از اظهارات اينچنيني كه تهديد صلح بشري است، تهديد امنيت جامعهي جهاني است، نميشود بهآساني گذشت.»(1/2/89)
بي اساس بودن بازدارندگي هستهاي رهبر معظم انقلاب در پيام خود به اجلاس خلع سلاح هسته اي به روشني راهبرد بازدارندگي مبتني بر سلاح هاي هسته اي که قدرت هاي دنيا با اين توجيه مسابقه تسليحاتي به راه انداختند و هنوز هم به توسعه سلاح هاي هسته اي خود مي پردازند را زير سئوال برده و فرمودند: « اصرار اين دولتها بر نگهداري، افزايش و گسترش توان تخريبي اين سلاحها، كه هيچ كاربردي جز ارعاب و ترور دستهجمعي و ايجاد امنيت كاذب، مبتني بر بازدارندگي ناشي از نابودي تضمينشده همگاني نداشته و ندارد، استمرار كابوس هستهاي جهان را به دنبال داشته است. منابع خارج از شمار اقتصادي و انساني در رقابت غير عقلاني هزينه شدهاند تا هر يك از ابرقدرتها توان خيالي پيدا كنند كه بيش از ده هزار بار رقيبان خود و ساير ساكنان كره خاكي منجمله خودشان را نابود كنند. بيدليل نيست كه اين راهبرد «بازدارندگي مبتني بر نابودي تضمينشده متقابل»، يا ديوانگي نام گرفته است.»(28/1/89)
مزاياي استفاده از دانش هستهاي و ممانعت غرب از دستيابي ايران به آن «گسترهي كاربرد علوم هستهاي طيف وسيعي از نيازهاي پزشكي، انرژي و صنعتي را پوشش ميدهد كه هر يك از اهميت شايستهاي برخوردار است. به اين دليل ميتوان گفت كه فنآوري هستهاي جايگاه برجستهاي را در حيات اقتصادي به خود اختصاص داده است و با گذر زمان و افزايش نيازهاي صنعتي، پزشكي و انرژي به طور فزايندهاي اهميت آن بيشتر خواهد شد و به همين ميزان، تلاش براي دستيابي به انرژي هستهاي و بهرهگيري از آن نيز افزايش مييابد. ملّتهاي خاورميانه كه مانند ديگر ملّتهاي جهان تشنهي صلح و امنيت و پيشرفتاند حق دارند كه با بهرهگيري از اين فنآوري، جايگاه اقتصادي و موقعيت برتر نسلهاي آتي خود را تضمين كنند. شايد يكي از اهداف غبارآلود كردن فضا در مورد برنامههاي صلحآميز هستهاي جمهوري اسلامي ايران اين است كه مانع از توجه جدي ملتهاي منطقه به اين حق طبيعي و ارزشمند خود شوند.»(28/1/89)
حضرت زينب تبيين کننده ي جايگاه زن در اسلام بخشي از بيانات رهبري در جمع پرستاران به تحليل جايگاه حضرت زينب در واقعه عاشورا و الگو بودن ايشان براي زنان مسلمان مربوط مي شود. ايشان در اين باره مي فرمايند: « زينب كبري يك نمونهي برجستهي تاريخ است كه عظمت حضور يك زن را در يكي از مهمترين مسائل تاريخ نشان ميدهد. اينكه گفته ميشود در عاشورا، در حادثهي كربلا، خون بر شمشير پيروز شد - كه واقعاً پيروز شد - عامل اين پيروزي، حضرت زينب بود؛ والّا خون در كربلا تمام شد. اين حادثه نشان داد كه زن در حاشيهي تاريخ نيست؛ زن در متن حوادث مهم تاريخي قرار دارد. زينب (سلام اللَّه عليها) نشان داد كه ميتوان حجب و عفاف زنانه را تبديل كرد به عزت مجاهدانه، به يك جهاد بزرگ.»(1/2/89)
نگاه ابزاري غرب به زن معظم له با تبيين جايگاه حضرت زينب در تاريخ، نوع نگاه اسلام به زن را که ترکيب حجب و عفت زنانه با مجاهدت در راه خدا است، در مقابل نگاه ابزاري غرب به زن قرار داده و در نقد نگاه غرب مي فرمايند: «دنياي فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصيت زن را در روشهاي غلط و انحرافي كه همراه با تحقير جنس زن است، به زور به ذهن دنيا فرو كنند: زن براي اينكه شخصيت خودش را نشان بدهد، بايستي براي مردان چشمنواز باشد. اين شد شخصيت براي يك زن؟! اين غرب مستِ ديوانهي از همه جا بيخبر، تحت تأثير دستهاي صهيونيستي، اين را به عنوان تجليل از زن عَلم كرد؛ يك عده هم باور كردند. اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است. عظمت زن آن است كه بتواند حجب و حيا و عفاف زنانه را كه خدا در جبلّت زن وديعه نهاده است، حفظ كند؛ اين را بياميزد با عزت مؤمنانه؛ اين را بياميزد با احساس تكليف و وظيفه؛ آن لطافت را در جاي خود به كار ببرد،آن تيزي و بُرندگي ايمان را هم در جاي خود به كار ببرد. اين تركيب ظريف فقط مال زنهاست؛ اين آميزهي ظريف لطافت و بُرندگي، مخصوص زنهاست؛ اين امتيازي است كه خداي متعال به زن داده است؛ لذا در قرآن به عنوان نمونهي ايمان - نه نمونهي ايمان زنان، نمونهي ايمان همهي بشر؛ زن و مرد - دو زن را مثال ميزند: «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأت فرعون» و «مريم بنت عمران»؛ يكي زن فرعون است، دومي هم حضرت مريم است. اينها اشارهها و نشانههائي است كه منطق اسلام را نشان ميدهد.» (1/2/89)
شرايط کنوني آمريکا از ديدگاه مقام معظم رهبري
*علي حسن حيدري يکي از شگردهاي جنگ رواني آمريکا عليه ايران، زنده نگه داشتن دائمي ادبيات تهديد عليه جمهوري اسلامي ايرن بوده است. اين روش طي هفته هاي گذشته با واژگان جديدي از سوي رئيس جمهور آمريکا تکرار شد. اوباما در مواضع متناقض خود نسبت به ايران، به گونه اي تلويحي ايران و کره شمالي را تهديد به حمله اتمي کرد؛ اما محافل آمريکايي که شناخت نسبي از ايران دارند به سرعت نسبت به اين ادبيات غير منطقي اوباما واکنش نشان داده و ضمن مخالفت پنهاني با اين تهديد سعي کردند قضيه را به دست فراموشي بسپارند؛ لکن آنها با مواضع منطقي و مستحکم مقام معظم رهبري که به روشني پرده از سرگرداني محافل آمريکايي و شخص اوباما در قبال ايران برمي داشت مواجه شدند. معظم له به درستي تشخيص دادندکه تهديد اوباما از روي چيست. ايشان در مورد علت اين تهديد چنين فرمودند که غرور و اعتماد آمريکائيها به پايههاي پوشالي قدرتي كه در اختيارشان هست، اختيار را از دستشان خارج کرده و اين تهديدات را مطرح مي کنند. معظم له در قبال پرده پوشي آمريکا نسبت به اين موضع غير منطقي اوباما، فرمودند: «مجامع جهاني حق ندارند اين تهديد رئيس جمهور آمريكا را رها كنند، حق ندارند اين را به فراموشي بسپرند؛ بايد دنبال كنند، بايد گريبان او را بگيرند. از اظهارات اينچنيني كه تهديد صلح بشري است، تهديد امنيت جامعهي جهاني است، نمي شود بهآساني گذشت.» توجه به اين پاسخ دندان شکن از سوي رهبري به سران کاخ سفيد، در کنار تحليل مقام معظم رهبري از شرايط کنوني آمريکا، نشان مي دهد که چرا بايد در مقابل اظهارات تهديد آميز رئيس جمهور آمريکا همه جهانيان موضعگيري کنند. در چارچوب تحليل مقام معظم رهبري، آمريکا در حال افول قدرت جهاني خود است. از ديدگاه ايشان استكبار و در رأس آن آمريكا در سالهاي گذشته هر روز ضعيفتر از قبل شده است و براساس سنت الهي قدرتهايي كه مغرور ميشوند و طغيان ميكنند افول آنها آغاز ميشود. حضرت آيت الله العظمي خامنهاي در سال 1385 در ديدار رئيس جمهور سودان با ايشان، وضع كنوني آمريكا را در فلسطين، عراق و افغانستان نشانه افول بيش از پيش آن دانستند و با تأكيد بر اينكه ضعف و افول امريكا اكنون براي همه نخبگان و حتي مردم عادي جهان اسلام آشكار شده است، تصريح كردند: مسلمانان هر اندازه كه بر اسلام، استقلال و منافع خود ايستادگي كنند و همكاريهاي خود را افزايش دهند قدرتهاي استكباري بيشتر عقب نشيني خواهند كرد. معظم له در تحليل بنيادي علاوه بر افول جايگاه سياسي آمريکا، جايگاه اقتصادي آن را هم در سراشيبي سقوط مي دانند. از ديدگاه ايشان «با فروپاشي مارکسيسم، مکتب ليبرال دموکراسي غرب دچار وسوسه سلطه تک قطبي برجهان و پيشبرد سياستهاي خود بدون وجود رقيب شد و همه دنيا را در اختيار خود مي پنداشت.» اما ايشان با اشاره به وضعيت کنوني ليبرال دموکراسي غرب تأکيد مي کنند: «ادعاهاي سياسي و شعارهاي دروغين حقوق بشر و دموکراسي اين مکتب در گوانتانامو، ابوغريب، حمله به عراق، حمله به افغانستان، و بمباران مناطق مختلف برملا شد و امروز نيز حباب کاذب حاکميت پول در دنياي غرب شکسته شده و فريادهاي آنان به آسمان بلند شده است.»(22/7/87) به تعبير مايكل تي كلر نويسنده معروف آمريكايي جهان بزودي شاهد جابجايي بازيگران و افول قدرت آمريكا و ديگر کشورهاي قدرتمند خواهد بود. همزمان با رشد قدرتهاي جديد، دنيا شاهد نزول قدرت آمريكا خواهد بود. طبق برآورد نهاد شوراي اطلاعات ملي آمريكا وابسته به سازمان سيا آمريكا از سال 2005 م اگر چه همچنان در شمايل يك بازيگر جهاني به شمارمي آيد اما در همين حال بايد اين واقعيت را پذيرفت كه قدرت نظامي اين كشور به طور محسوسي كاهش يافته و ميزان بدهي هاي آنها به ميزان خطرناكي رسيده است. اين در حالي است که به نوشته روزنامه صهيونيستي هاآرتص به نقل از رابرت بائر، مأمور سرشناس سيا، ايران تنها قدرتي است كه قادر به پايان دادن برتري غرب در خاورميانه مي باشد. هاآرتص مي نويسد:آمريكا موجوديت خود در منطقه را به شدت متزلزل مي بيند؛ سايه قدرت و نفوذ ايران اسلامي در خاورميانه و بين كشورهاي منطقه راه تضعيف آمريكا را گرفته است و اين يعني پاياني غم انگيز براي ابرقدرتي آمريكا. آمريكا پس از انتخابات 2000 در چارچوب پروسه خاورميانه بزرگ، تز خاورميانه جديد عاري از مقاومت را دنبال كرد و از بناي خاورميانه بر پايه دموكراسي زاييده ليبراليسم سخن مي راند؛ اما به اذعان بسياري از كارشناسان و صاحب نظران غربي و آمريكايي آنچه پس از نه سال حاصل شده، شكل گيري خاورميانه جديد با رويكرد اسلامي است؛ مساله اي که مقام معظم رهبري در بهمن 88 در ديدار با گروهاي مقاومت فلسطيني از آن به عنوان "خاورميانه اسلامي" ياد كردند. اين اتفاق كه در شرف وقوع است و مراحلي از آن نيز آغاز گرديده ناظر به پيش بيني مقام معظم رهبري درباره ظهور خاورميانه اسلامي و افول اعتبار و قدرت آمريكا مي باشد. آمريكا پس از گذشت بيش از يك دهه اقدام يكجانبه گرايي و احساس ابر قدرتي مطلق در دنيا، در شرايط كنوني وجاهت و نفوذ خود را براي مديريت جهاني از دست داده است. مقامهاي سياسي و امنيتي اين كشور كه در وضعيت آچمز در برنامه ريزي و تصميم سازي قرار گرفته اند براي برون رفت از بن بست در وضعيتي كاملا پريشان به تصميمات و سياستهاي غير عملي و خارج از تمامي هنجارهاي جاري بر روابط بين الملل پناه آورده اند. به نوشته مجله ي آمريكايي فوربس، «آمريكا ديگر هيچ توان منطقي در مقابل ايران ندارد اين كشورفاقد توان لازم در جلب همكاري ديگران براي فشار به تهران است. بوش در دوران رياست جمهوريش با اشغال عراق قمار بزرگي كرد اين قمار حساب نشده و نسجيده بود بايد عنايت داشت كه استمرار هزيان گويي آمريكا تنها يك نتيجه دارد آن هم تشديد روند كاهش نفوذ آمريكا در سطح بين الملل است» به وجود آمدن چنين شرايطي براي آمريکا باعث بروز رفتارها و اعلام مواضع تهديدآميزي مي شود که به فرموده مقام معظم رهبري تنها برخاسته از غرور کاذب آنها بوده و البته جهانيان نبايد از آنها به سادگي بگذرند؛ چرا که آمريكا در شرايط فعلي مانند كسي است كه در حال غرق شدن و فرورفتن درآب است و از روي استيصال و درماندگي به هر چيزي براي نجات خود متوسل مي شود؛ قدرتي كه در حال افول و غرق شدن است قابل اعتماد نيست و در هر آن ممکن است محيط بين المللي را در راستاي اهداف نامعقول خود نا امن کند. آمريکائيها سعي مي کنند با الفاظ جذاب و ظاهري مدرن افکار عمومي دنيا را فريب داده و تنزل جايگاه خود را با ترفند فرافکني و تهديد ديگر کشورها جبران کنند؛ اما در جريان اين ترفند با موضع گيري هوشيارانه مقام معظم رهبري مواجه شدند. طبق چارچوب تحليلي مبتني بر ديدگاه مقام معظم رهبري درباره شرايط کنوني آمريکا بايد اينگونه نتيجه گرفت که ادبيات تهديد هسته اي در قرن صلح و حقوق بشر از سوي قدرتي مطرح شده که در سراشيبي افول است و براي جلوگيري از اين سقوط مي خواهد امنيت جهاني را به خطر اندازد. به عبارت ديگر تهديد تلويحي آمريکا به استفاده از سلاح هسته اي را بايد در کنار ناچاري پنهان کردن زوال و فروپاشي آن معنا کرد؛ زوالي که هوشياري جهانيان را براي مقابله با رفتارهاي نامعقول پيرامون آن مي طلبد.
رويکرد و اهداف اصلاح نظام اداري متناسب با سياست هاي کلي نظام
قال اميرالمومنين(ع): فليست تصلح الرعيه الا بصلاح الولاه (مردم اصلاح نمي گردند مگر با شايسته شدن زمامداران) در بند دوم از اصل 110 قانون اساسي، نظارت بر حسن اجراي سياستهاي كلي به عنوان بخشي از مسئوليت هاي مقام معظم رهبري تصريح شده است. حسن اجرا نيز مستلزم، حسن اجراي تمام مراحلي است كه يك سياست، ماهيت اجرايي پيدا كرده و در عمل به نتايج و اهداف خاصي دست مييابد و در واقع، مجموعة عوامل در قالب اين فرايند بايد به گونهاي عمل نمايند كه سياستهاي كلي محقق شود. لذا در تداوم ابلاغ سياستهاي کلي نظام و با توجه به حياتي بودن اصلاح نظام اداري در تقويت توانمندي هاي آن و ايفاي کارآمد وظائف و نقش فعلي دولت و يا به تعبيري ديگر انطباق نقش ها، توانمندي ها و قابليت هاي نظام اداري، مقام معظم رهبري(مدظله العالي) با ابلاغ سياستهاي كلي نظام اداري تمامي مخاطبان اين سياستها مشتمل بر رؤساي محترم سهقوه، نيروهاي مسلح و مسوولان نهادهاي غيردولتي را موظف فرمودند زمانبندي مشخص براي عملياتيشدن آن تهيه و پيشرفت آن را در فواصل زماني معين گزارش نمايند. اين سياست هاي کلي که در 26 بند ارائه شده است، اجراي آنها نقش مؤثري در نهادينه کردن ارزش ها، عدالت محوري، خدمت رساني، تربيت نيروي متعهد و متخصص که گام اوليه و اساسي حرکت به سوي پيشرفت و عدالت و توسعه اسلامي- ايراني است، دارد. در اين نوشتار به تبيين جايگاه نظام اداري در فرايند توسعه نظام اسلامي اشاره مي شود. نظام جمهوري اسلامي ايران در تکاپوي توسعه يافتگي مبتني بر هويت اسلامي- ايراني، چشم اندازي را در افق 1404 ه.ش مدنظر قرار داده که در آن ارتقاء و بهبود جايگاه کشور در موضوعات مختلف تصريح و تاکيد شده است. با توجه به اين سند بالادست، کليه سازمانها موظف اند در راستاي اهداف کلان سند گام برداشته و سياستهاي کلي نظام را که از سوي رهبري معظم انقلاب اعلام مي شود، سرلوحه اقدامات و برنامه هاي خود قرار دهند تا اينکه با اتکال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و باورجمعي و تلاش برنامه ريزي شده و مدبرانه مسئولان و بهره گيري کارآمد از قوت ها و فرصتها و رفع ضعف ها و مقابله با تهديدهاي فراروي کشور، شاهد رفع مشکلات و دغدغه هاي کلان و اساسي پيش روي نظام و دستيابي به اهداف کلان سند چشم انداز باشيم. در تبيين ضرورتها و اهداف رويکرد مذکور مي بايست تصريح شود که در فرايند توسعه اقتصادي و اجتماعي جوامع مختلف، يكي از عوامل تعيينكننده اساسي و بنيادين، نظام اداري و به بيان ديگر «سازمان اداري و تشكيلاتي دولت» است كه به عنوان بستر هدايت و تنظيم ساير نظامهاي فرايند توسعه از نقش قابل توجه و برجستهاي برخوردار است. ايجاد نظام متناسب در پاسخ به چيزي است كه در دو سه دهه اخير تحت عنوان حكمراني خوب مطالعه مي شود. اگر نظام اداري متناسب با نيازهاي ما و وظايف دولت باشد، تحقق حكمراني خوب امكان پذير است. انجام درست کارها از عهده سازماني بر مي آيد که مجهز به نظام اداري سالم باشند. سازمانهاي داراي نظام اداري سالم قادر به تصميم سازي و تصميم گيريهاي درست، بجا و مناسب هستند. سازمانهاي سالم به عنوان موجودات زنده و پويا در محيط مي توانند متولد شوند و با فراهم شدن امکانات لازم و کافي رشد نمايند و توسعه يابند و از طريق ارائه کالا و خدمات سالم و ارزنده باعث تأمين نيازهاي محيطي و تسهيل گر فرآيند رشد و شکوفايي جامعه شوند. در شرايطي که جمهوري اسلامي قصد دارد طي دهه چهارم انقلاب، به پيشرفت همراه با عدالت دست يابد، ساختار اداري بايد به گونه اي اصلاح شود که اين هدف کلان را تأمين کند و از آنجا که راهبرد پيشرفت همراه با عدالت، راهبردي خاص و بدون الگوبرداري از ساير کشورها است؛ در نتيجه نظام اداري متناسب با آن هم نمي تواند صرفا مبتني بر نظامات خارجي باشد؛ بهره گيري از تجربيات ساير کشورها امري لازم است؛ اما همه اين تجربيات بايد در ذيل سياست هاي ابلاغي از سوي رهبري باشد تا خللي در رسيدن به آن راهبرد کلان به وجود نيايد. توجه به عوامل تهديد کننده و چالش زا نيز در اين فرآيند يکي ديگر از الزامات است.
برخي عوامل تهديد کننده سلامت نظام اداري عبارتند از:
ادامه دارد.... [ شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 ] [ 9:29 ] [ طاهرزاده ]
|
||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||