اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خطاب به حجت الاسلام و المسلمين سيدحسن خميني نامه سرگشاده منتشر كرد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبر گزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در ابتداي اين نامه آمده است: خدا ميداند که نوشتن چنين نامهاي خطاب به يادگار امام چقدر برايمان سخت و طاقتفرساست. خيلي دوست داشتيم، در نامهاي که خدمت حضرتعالي مينويسيم، از مواضع شجاعانه جنابعالي تقدير و تشکر ميکرديم. اما ظاهراً دست تقدير به گونهاي رقم زده است که نکاتي را خدمت حضرتعالي گوشزد نماييم و چنين لب به اعتراض و گله بگشاييم.
نويسندگان اين نامه با يادآوري اعتراضات مردمي در سال 59 در اعتراض به عملکرد سيد حسين خميني آوردهاند: در آن سال مملکت به گونهاي ديگر دچار فتنه بود و عموزادهتان در حمايت از بنيصدر در درگيري وي و شهيد رجايي لب به سخنراني گشوده بود که عکسالعمل مردم به خوبي جواب ايشان را داد و البته بعداً از سوي خود امام روحالله پاسخي در خور شايسته دريافت کرد و گذر زمان پردههاي فتنه را کنار زد و رسوا شد آنکه در او غش بود.
حاج سيد حسن آقا! از سويي خوشحاليم که خودتان در مراسم بوديد و از نزديک عکسالعمل عاشقان روحالله را شاهد بوديد و ديگر نيازي به شنيدن نقلو قولها از سوي برخي از دوستان! و دلسوزانتان! نبود و قطعاً اين حرکت مردمي دستمزد کارهايتان در طول يکسال گذشته و در جريان فتنه بود. ظاهراً اوضاع آنگونه هم که شما فکر ميکرديد، نبود و شعارها و اعتراضات مردمي اميدواريم جنابعالي را متوجه برداشتهاي غلط و برخي بيبصيرتيهايتان کرده باشد.
نويسندگان اين نامه همچنين با بيان اين انتظار كه " سيد حسن خميني بايد در طول يکسال گذشته سينه چاک ارزشهاي انقلاب و عليالخصوص ميراث به جاي مانده از پدربزرگ و پدرش ميبود" از سكوت وي در برابر " شعارهاي ساختارشکنانه در روز قدس، اهانت به عکس مبارک حضرت امام، در مقابل حمله عدهاي اراذل و اوباش به عزاداران حسيني در روز عاشورا " و همچنين واكنش وي در برابر"صدا و سيما در پخش مستند «شاخص» و معرفي چهره واقعي امام روحالله" و " گرفتن عکس يادگاري" با موسوي و خاتمي به شدت انتقاد كردند.
در ادامه اين بيانيه ميخوانيم: جناب سيد حسن خميني؛ بيگمان خود بهتر از ما ميدانيد که همه ساله قريب به اتفاق شرکتکنندگان در مراسم ارتحال حضرت امام را پابرهنگان و قشر مستضعف جامعه تشکيل ميدهند که حضرت امام به حق آنان را وارثان حقيقي انقلاب ناميد و همه مسوولين نظام را به کار کردن براي آنان دعوت کرد. طبقهاي که در انتخابات سال 84 بر اشرافيت مسوولان وقت نظام شوريدند و در انتخابات سال 88 نشان دادند که هنوز بر عهدي که چهار سال پيش بسته بودند، پايبنداند و مرد عمل را به سخن مرفهين بيدرد نميفروشند. اما حيف که عملکرد عدهاي خواص بيبصيرت اين شيريني پيروزي را به کام آنان تلخ کرد.
امسال هم شرکتکنندگان در مراسم ارتحال حضرت امام، همان قشر مستضعف جامعه بودند که مصممتر از سالهاي گذشته در مراسم حاضر بودند. اينبار آنان بدون پرده و بيواسطه با جنابعالي سخن گفتند. البته آنان نيک ميدانند که جنس جنابعالي با جنس کروبي و موسوي و خاتمي يکي نيست. آنچه در رگهاي سيد حسن جريان دارد، خون خميني کبير است. و به اين خاطر هم هرگز به طور مستقيم جنابعالي را خطاب قرار ندادند و در واقع آنچه اتفاق افتاد، تلنگري از سوي مردم آگاه به برخي بيبصيرتيها بود.
جناب آقاي سيد حسن خميني، نيک ميدانيد صرف منتسب به امام و معصومين و پيامبر بودن کسي را تاکنون نجات نداده و وي را در برابر پيشگاه خداوند متعال بيمسووليت نکرده است. اما اين انتسابها وظيفه شخص را دوچندان سنگينتر کرده است و انتظارها و چشمداشتها را بيشتر. البته در صورت خطا و لغزش احتمال سقوط را هم مضاعف کرده است. چنانچه خداوند در قرآن کريم براي بشريت مثال فرزند نوح و همسران پيامبر ختمي مرتبت را ميآورد تا شايد مصداق «لعللکم يتفکرون» شوند. و بيگمان محشور شدن با پيامبر و امام فقط با دعاي بدون عمل به آن بزرگواران جز سرابي بيش نخواهد بود.
حاج سيد حسن خميني، بيگمان اگر از کسي بپرسند که يادگار امام بزرگوار در طول حيات پربرکتشان چه بوده است، همگان بر جمهوري اسلامي اشاره خواهند کرد و آنچه را که جمهوري اسلامي ايران را از ساير حکومتهاي موجود در دنيا متمايز ميکند، همانا اسلام و ولايت فقيه است. بدين سبب بود که آن عزيز سفر کرده در طول عمر با برکتشان و همچنين در وصيتنامه الهي سياسي خويش همگان را به اطاعت از وليفقيه زمان دعوت و سفارش نمودند و وجود آن را مانع آسيب به مملکت دانستند. سفارشي که به گونهاي ديگر در وصيتنامه پدر بزرگوارتان سيد احمد خميني از زبان ايشان خطاب به فرزندانش و علل الخصوص جنابعالي صادر شد و قطع به يقين داريم که ناديدهگرفتن آن موجب «خسر الدنيا و الاخرت» شدن هرکس ميگردد.
اميدواريم که جنابعالي هم آن را طوطياي چشم کرده و به منت جان در اجراي اوامر وليفقيه کوشا باشيد.

