دانشگاه آزاد متعلق به ما و فرزندان ماست! (خبر ويژه)
يك خبر موثق حكايت از آن دارد كه روز چهارشنبه 2/4/89، مهندس ميرحسين موسوي در جلسه هيئت موسس دانشگاه آزاد كه در دفتر آقاي هاشمي رفسنجاني و در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام تشكيل شده بود، شركت كرده است. بعد از ورود وي به جلسه، آقاي قمي به وي اعتراض كرده و مي گويد براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي شما ديگر عضو نيستيد و موسوي مي گويد، مي دانم كه عضو نيستم ولي با اصرار فراوان آقاي جاسبي در جلسه شركت كرده ام. در ادامه اين گفت وگو، آقاي هاشمي رفسنجاني، ضمن تمجيد از مهندس موسوي ابراز مي دارد حالا كه ايشان آمده است، بهتر است كه در جلسه بماند!!
در اين جلسه كه يك روز بعد از اعتراض گسترده دانشجويان به مصوبه غيرقانوني 134 نماينده به نفع دانشگاه آزاد، تشكيل شده بود، آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «ما وقتي مي خواستيم اين دانشگاه را تاسيس كنيم پنج شش نفر بوديم كه رفتيم به ثبت شركت ها و اينجا را به ثبت رسانديم و از جهت قانوني و قانون ثبت شركت ها، مالك محسوب مي شويم و در صورت فوت ما فرزندان ما مي توانند براي تصاحب دانشگاه اقدام نمايند. ما طبق قانون ثبت شركت ها مالك هستيم و مي توانيم اين مال را وقف كنيم و اگر وقف را باطل كنند ممكن است فرزندان ما نسبت به مالكيت دانشگاه اقامه دعوي كنند!! آقاي دكتر جاسبي هرجا مي رود با استقبال گسترده دانشجويان و اساتيد روبرو مي شود و جمعيت زيادي به استقبال ايشان مي آيند و از ايشان حمايت مي كنند!! آقاي جاسبي مي گويد كه ايشان در اوج محبوبيت!! است!»
آقاي رفسنجاني در ادامه به پيشنهاد آقاي جاسبي اشاره كرده و در توضيح اين پيشنهاد مي گويد؛
«پيشنهاد مشخص آقاي جاسبي اين است كه به تعدادي كه شوراي عالي به هيئت امنا افزوده است به همين تعداد از سوي ما به هيئت امنا افزوده شود كه اگر اين اتفاق بيفتد مشكل حل مي شود و مسائل همينطور مي ماند.»
در اين جلسه آقاي جاسبي اظهار مي دارد كه «اگر وقف دانشگاه آزاد به نتيجه برسد، همه چيز در اختيار هيئت موسس باقي مي ماند و اگر تعداد هيئت امنا هم افزايش يابد ما از جهت تعداد آرا در اكثريت هستيم و هيچ مشكلي پيدا نمي شود... من ديگر مسئول نخواهم بود اما در هيئت موسس شركت مي كنم و يك دفتر هم در دانشگاه آزاد خواهم داشت.» آقاي جاسبي درباره رئيس آينده دانشگاه آزاد مي گويد «تعدادي افراد همسو معرفي مي كنيم كه هركدام انتخاب شوند براي ما فرق چنداني ندارد».
گفتني است علاوه بر اظهارات و نقشه هاي غيرقانوني مورد اشاره براي مالكيت دانشگاه آزاد و تصاحب مبلغ نجومي 250 هزار ميليارد توماني بيت المال كه نه فقط درخور تقبيح بلكه شايسته پيگيري قضايي و جلوگيري از حيف و ميل آشكار بيت المال است، حضور مهندس موسوي در اين جلسه نيز معني دار تلقي مي شود، چرا كه وي به عنوان عامل مستقيم سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا، اسرائيل و انگليس و ايفاي نقش ستون پنجم دشمنان بيروني و ده ها و صدها جنايت و خيانت، بايستي به محاكمه و مجازات كشيده شود و حال آن كه از سوي آقاي جاسبي و با حمايت آقاي رفسنجاني به جلسه هيئت موسس دانشگاه آزاد دعوت شده است!! انتظار آن است كه دستگاه قضايي مسئوليت قانوني و شرعي و ملي خود را در برخورد جدي با اين خيانت آشكار، فراموش نكند. كه مخصوصا با توجه به شخصيت برجسته و دلسوز آيت الله آملي لاريجاني اميد است از اين توطئه پيشگيري شود.
«خسته نباشيد» اپوزيسيون به غرب پس از شكست عشقي (خبر ويژه)
سران گروه 8 با صدور بيانيه اي ضعيف، از گسترش برنامه هسته اي ايران با وجود تحريم هاي اعمال شده ابراز نگراني كردند.
در بيانيه اين گروه آمده است: ما از تداوم عدم شفافيت در مورد فعاليت برنامه هسته اي ايران و قصد روشن ايران براي ادامه و گسترش غني سازي اورانيوم به ويژه غني سازي نزديك به 20درصد عميقا نگرانيم.
اين گروه (شامل انگليس، آمريكا، كانادا، آلمان، ايتاليا، فرانسه، ژاپن و روسيه) با كمرنگ كردن حمايت خود از جريان اپوزيسيون خواستار احترام ايران به آزادي بيان و حاكميت قانون شد. اين موضع ضعيف در حالي است كه گروه 8 سال گذشته در اوج تحركات فتنه سبز، با صراحت و قاطعيت از آشوبگران حمايت كرده و خواستار توقف، هرچه سريع تر بحران! و برخورد با مخالفان شده بود. موضع ضعيف و بي مايه كشورهاي غربي در بيانيه اخير باعث شد سايت ضدانقلابي خودنويس با گله مندي بنويسد: متاسفانه تعبير «خسته نباشيد» به زبان كشورهاي گروه 8 قابل ترجمه نيست. آنها در اقدامي بي سابقه از دولت ايران خواستند به حاكميت قانون و آزادي بيان احترام بگذارد. در اين بيانيه آمده است: «ما از دولت ايران انتظار داريم كه به حاكميت قانون و آزادي بيان همانگونه كه در پيمان هاي بين المللي آمده و ايران نيز عضو آنهاست، احترام بگذارد.» آگاهان احتمال مي دهند كه دولت ايران فقط و فقط براي برآورده كردن اين انتظارات، نه تنها به حاكميت قانون و آزادي بيان احترام بگذارد، بلكه تمامي كاغذ پاره هاي سازمان ملل را نيز به همديگر وصله كند. متاسفانه «خسته نباشيد» به زبان هاي مادري كشورهاي گروه هشت قابل ترجمه نمي باشد(!)
احساس شكست عشقي! گروهك ها و اپوزيسيون ضد انقلاب در زمينه دل بستن به قدرت هاي استعماري در حالي است كه اين دولت ها فقط به هنگام احساس توانايي در جريان هاي معارض دولت هاي مستقل، از آنها حمايت مي كنند و در صورت مشاهده بي عرضگي اپوزيسيون، به سرعت پشت آنها را خالي مي كنند.
فرانسه سرانجام قجرعضدانلو را بر كروبي و موسوي ترجيح داد (خبر ويژه)
دولت و سازمان اطلاعاتي فرانسه با نااميدي از كارآمدي فتنه سبز، مجدداً به حمايت از گروهك تروريستي منافقين روي آورد.
رژيم فرانسه كه تا پيش از اين سعي مي كرد از حمايت علني گروهك منافقين- با وجود ميزباني سران اين گروهك- اجتناب كند، اين بار به گروهك تروريستي ياد شده اجازه داد تا در سالگرد جنايت هفتم تيرماه 1360، تجمعي با حضور مريم قجرعضدانلو ابريشمچي رجوي در شهر تاورني در حومه پاريس برگزار كند. گروهك منافقين براي برگزاري اين تجمع به تمام اعضاي خود در كشورهاي اروپايي، آمريكا و استراليا فراخوان داده بود. همچنين جان بولتون از عناصر تندرو و نومحافظه كار دولت بوش به همراه خوزه ماريا ازنار نخست وزير سابق اسپانيا در تجمع منافقين حضور به هم رسانده بودند.
تجمع ياد شده با حمايت پليس و دستگاه امنيتي فرانسه، دو روز قبل از سالگرد جنايت تروريستي منافقين و انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي برگزار شد. خبرگزاري فرانسه حضور جان بولتون نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل را با تعجب مخابره كرد و نوشت: اين حضور در حالي است كه آمريكا هنوز سازمان مجاهدين خلق ]منافقين[ را جزو فهرست گروه هاي تروريستي مي شمارد.
راديو فردا هم در گزارشي نوشت: اعضا و حاميان سازمان مجاهدين خلق با شركت در تجمعي در اطراف پاريس خواستار افزايش فشارها بر جمهوري اسلامي و توقف خريد نفت و گاز ايران از سوي كشورهاي غربي شدند. اين سازمان پس از حضور در عراق و همكاري با صدام ديكتاتور پيشين عراق در جريان جنگ با ايران، با انتقادهاي بسياري حتي از سوي مخالفان جمهوري اسلامي روبه رو شده است. هر چند اتحاديه اروپا سال گذشته نام سازمان را از ليست گروه هاي تروريستي حذف كرد اما آمريكا همچنان اين گروه را تروريستي مي داند.
گزارش ها حاكي است سركردگان منافقين در اين تجمع خواستار تحريم هاي بسيار سخت تر بر ايران شدند اما جان بولتون گفته است فكر نمي كنم تحريم ها، رژيم ايران را متوقف كند».
گفتني است اقدام حماقت آلود دولت فرانسه در ميدان دادن به يك گروهك تروريستي در حالي است كه سران رژيم فرانسه ادعاي دفاع از حقوق بشر مي كنند. ناظران آگاه نسبت به اوضاع به هم ريخته منافقين- به ويژه پس از روي كار آمدن متحدان ايران در عراق- معتقدند فرانسه در اقدام اخير خود روي جريان مرده اي كه جز جنايت و وحشي گري چيز ديگري نمي داند، شرط بندي كرده است. فرانسه پيش از اين مريم قجرعضدانلو را براي مدتي بازداشت و سپس آزاد كرد. وزارت خارجه فرانسه چندي پيش با صدور بيانيه اي رسمي ضمن اسم بردن برخي بازيگران فتنه نظير كروبي، رسماً از آنها حمايت كرده بود. منافقين در آتش افروزي و جنايت هاي سال گذشته نقش اصلي را ايفا مي كردند و به واسطه خيانت برخي سران فتنه فرصت پيدا كردند تا عليه ملت ايران عقده گشايي كنند اما به سرعت سرشان به سنگ خورد.
نكته جالب درباره ميتينگ منافقين در اطراف پاريس اينكه مهدي ابريشمچي- شوهر سابق مريم قجر- طي مصاحبه اي پيش از اين تجمع گفته بود «فرانسه به مثابه قلب اپوزيسيون است... ما سالهاست از دسته بندي بين گروه هاي ماركسيست، سلطنت طلب، ليبرال و سوسيال-دموكرات رنج برده ايم. ما يك شوراي همبستگي حول سازمان به راه انداخته ايم كه رياست آن را مريم رجوي ]ابريشمچي سابق![ به عهده دارد... اگر تحريم هاي جديد كافي هم نباشد، ضربه به روحيه نيروهاي رژيم مي زند ]!؟[ و اميد زيادي به اپوزيسيون مي دهد!
شايان ذكر است گروهك تروريستي منافقين با پشتيباني آمريكا و به ميزباني پاريس، جنايت هاي متعددي را عليه ملت ايران مرتكب شد كه شهادت 72 تن از چهره هاي خدوم از جمله شهيد بهشتي در 7 تير و نيز شهادت رئيس جمهور و نخست وزير وقت (شهيدان رجايي و باهنر) در 8شهريور 1360 از وحشيانه ترين آنهاست. منافقين بعدها به استخدام استخبارات صدام درآمدند و در جنايات مختلف عليه مردم ايران و كردها و شيعيان عراق شركت جستند. آنها در عمليات احمقانه فروغ جاويدان (مرصاد) در سال 67 گرفتار دست انتقام الهي شدند. منافقين اكنون نيز با دربه دري مطلق و نفرت مردم عراق مواجهند و مجبور شده اند به كشورهايي نظير اردن، فرانسه، انگليس، آلمان و آمريكا فرار كنند.
افتضاحات جوجه اپوزيسيوني كه با بوش عكس يادگاري گرفت (خبر ويژه)
يكي از فعالان آشوب هاي خياباني تير ماه 1378 افتضاحات گسترده اي را در آمريكا به بار آورده است.
منوچهر محمدي از عناصر بازداشت شده در حوادث تير ماه 78، در سال 1385از كشور گريخت و از طريق تركيه و عراق - با مديريت نيروهاي اشغالگر- به آمريكا رفت. وي توسط رسانه هايي نظير صداي آمريكا و بي بي سي به عنوان چهره هاي فعال اپوزيسيون و مبارز حقوق بشر معرفي مي شد اما خبرهاي سربسته كه در رسانه هاي ضد انقلاب منتشر شده نشان مي دهد وي يك كلاهبردار به تمام معناست و در بار آوردن افتضاح روي دست ساير عناصر ضد انقلاب زده است.
براساس اخبار منتشره در رسانه هاي ضدانقلاب نظير نيوز ايران، محمدي توسط هواپيماي نظامي آمريكائيها به آلمان و سپس به آمريكا منتقل مي شود.
وي در بنياد ملي دموكراسي به همراه علي افشاري مشغول به كار مي شود، اما ديري نمي گذرد كه با شكايت يكي از كارمندان خانم، به علت فساد اخلاقي و اذيت و آزار جنسي مواجه مي شود، اما باز اين پايان ماجرا نيست، منوچهر پس از اين افتضاح راهي شهر لوس آنجلس مي شود و در آنجا نيز با نشان دادن كارت فعاليت حقوق بشري خود و تصويرش در كنار جورج بوش، با وعده ازدواج دادن موجبات فريب يك خانم آمريكايي را فراهم مي آورد. وي بعد از اين سوءاستفاده هاي جنسي و مالي، خانم مذكور را به حال خود رها مي كند و نهايتاً نيز اين خانم با مراجعه به پليس شكايتي عليه وي تنظيم مي نمايد و منوچهر محمدي به اتهام تجاوز جنسي به دادگاه فرا خوانده مي شود. منوچهر محمدي حتي در زندگي سياسي اش نيز داراي شخصيت بسيار متزلزل مي باشد.
محافل و رسانه هاي ضدانقلاب پس از مشاهده رسوايي هاي پشت سر هم منوچهر محمدي مجبور شدند از يك دهه حمايت از اين مبارز حقوق بشر! شانه خالي كنند. آنها اكنون ادعا مي كنند منوچهر محمدي مزدور وزارت اطلاعات ايران است كه توانسته دستگاه امنيتي و جاسوسي آمريكا را فريب دهد.
گفتني است منوچهر محمدي در جريان آشوب هاي تير ماه 78 كه توسط سازمان سيا مديريت مي شد، در كنار عناصري نظير مريم شانسي، احمد باطبي و... بازداشت شد. در آن هنگام رسانه هاي آمريكايي و انگليسي سعي كردند از اين عناصر آشوبگر، چهره جوانان مبارز و آزاديخواه ترسيم كنند اما اكنون به نظر مي رسد اغلب عناصر بدسابقه مذكور روي دست سازمان هايي نظير سيا و ام آي6 انگليس باد كرده اند.
نيوز ويك نبايد مطلبي بنويسد كه كيهان سوء استفاده كند! (خبر ويژه)
عضو مركزيت گروهك فدائيان خلق در تلاش ناشيانه براي تخطئه و تحريف اظهارات سردبير مجله نيوزويك، به اقتدار ايران شهادت داد و كار را خراب تر كرد.
علي كشتگر كه جزو ماركسيست هاي تازه دموكرات و اصلاح شده! به شمارمي رود، از مقاله اخير فريد زكريا (از مشاوران ارشد دولت بوش) انتقاد كرده و در گويا نيوز مي نويسد: نوشته فريد زكريا بيگانه از واقعيت است و آدمي را دچار رنجيدگي و شيفتگي و ترديد مي كند.
كشتگر در حالي كه تلاش مي كرد مفاد تحليل سردبير نيوزويك را درباره محبوبيت رهبر انقلاب تخطئه كند، از سر ناشيگري نوشت: «من با حمله نظامي كه مك كين مي گويد مخالفم اما طبعاً مثل هر آدم منصفي بر اين باورم كه هم ممكن است آقاي مك كين حرف درستي درباره ايران بزند و هم احتمال دارد حكومت اوباما و شخص رئيس جمهور آمريكا درباره ايران اشتباه كنند. براي نمونه با شناختي كه از روانشناسي حكومتگران ايران دارم معتقدم كه نامه هاي ارسالي پرزيدنت اوباما به رهبر ايران چه پيش از انتخابات و چه پس از آن مقامات ايراني را جسورتر كرده باشد. مقاله اخير آقاي فريد زكريا در نيوزويك نيز به سهم خود و به همين دليل مورد استقبال روزنامه كيهان قرار گرفته است.»
گفتني است فريد زكريا طي يك سال گذشته از حاميان سرسخت فتنه سبز به شمار مي رفت اما در مقاله اخير خود با مشاهده واقعيات اجتماعي ايران تصريح كرد «جنبش سبز توهم است و متاسفانه جمهوري اسلامي در ميان ملت ايران محبوبيت بالايي دارد.» وي تصريح كرده بود «من از حاميان جريان سبز هستم اما فكر نمي كنم اين جريان مي توانست از پس سرنگوني جمهوري اسلامي برآيد. بايد باور كنيم جمهوري اسلامي حاميان بسياري دارد. مازيار بهاري خبرنگار نيوزويك عقيده دارد آيت الله خامنه اي محبوب ترين سياستمدار ايراني است... يكي از نكات كليدي در محبوبيت احمدي نژاد هزينه هاي زياد او براي بهبود رفاه اجتماعي فقرا بود... برخلاف اروپاي شرقي، جمهوري اسلامي، هم پشتوانه مذهبي و هم پشتوانه ملي و ناسيوناليستي مردم را با خود دارد.» كشتگر در اعتراض به مقاله فريد زكريا، با زبان بي زباني اذعان مي كند كه سخنان زكريا درست است و مقامات آمريكايي با وجود هارت و پورت هاي ظاهري، اقتدار مطلق جمهوري اسلامي را پذيرفته اند.