تبليغاتX
طاهرنیوز

طاهرنیوز
لطفا درنظرسنجی هاشرکت کنید
لینک دوستان

اعتصاب غذا پاي اينترنت با چيپس و كباب و ريحان! (خبر ويژه)

عجب مخمصه فلاكت باري شده اين جنجال اعتصاب غذا و روزه سياسي براي بقاياي فتنه سبز!
در پي بي نتيجه ماندن اين بازي و بي اعتنايي مطلق نظام، فتنه گراني چون موسوي و عبدا... نوري و كروبي و شماري از سران گروهك نهضت آزادي مجبور شدند حفظ آبرو كنند و از چند بازداشت شده آشوب ها كه مدعي اعتصاب غذا بودند درخواست كنند «چون جنبش به آنها نياز دارد» اعتصاب؟! خود را بشكنند آنها هم كه بازي خورده و به سرعت به غلط كاري افتاده بودند، اطاعت امر كرده و مدعي شدند اعتصاب نكرده را مي شكنند! سايت كلمه دراين باره از قول آشوبگران بازداشتي نوشت: به احترام رهبران جنبش و شخصيت ها به اعتصاب غذا پايان مي دهيم.
بدين ترتيب يك گرفتاري بزرگ هم از دوش بازيگران نمايش اعتصاب، هم معركه گيران فتنه- كه متهم بودند فقط بلدند اظهار نگراني كنند و خود دست به اعتصاب غذا نمي زنند- و هم محافل خارج نشين كه حاضر نبودند براي چند ساعت جلوي شكمشان را بگيرند برداشته شد! جالب اينكه «ن-ك» كاريكاتوريست خارج نشين به دنبال انتقاد از موسوي و كروبي به خاطر عدم همراهي با شبه اعتصابيون، ديروز- مقارن با انتشار خبر پايان اعتصاب غذا- شير شد و نوشت: «من نمي توانم از سران جنبش بخواهم كه اعتصاب غذا بكنند، يا روزه سياسي بگيرند، اما خودم چيزي بخورم. من هم با دوستان همراه شده ام. همين چند روز پيش بود كه همسر يكي از همين دوستان به من گفت چرا براي همدلي با اين گروه، من هم دست به اعتصاب غذا نمي زنم. اما ديده ام چه بر سر كساني مي آيد كه به مدتي طولاني اعتصاب غذا كرده اند. ]![ من تا حد توانم تا روزي كه دوستانم اعتصاب غذاي شان را نشكسته اند ]![ غذا نخواهم خورد. اين را هم مي دانم كه بعد از سكته سال پيش، چنين كاري بي دردسر نخواهد بود. اميدوارم همسر اين دوست عزيز كه به هر طريقي با شوهرش در تماس است، از او بخواهد خودش را زجر ندهد، اما اگر مي خواهد راهش را ادامه بدهد تا به نتيجه اي برسد، تا روزي كه غذا نخورد، همراهش هستم. من حق ندارم از دوستم بخواهم كه جانش را از دست بدهد! اين چه درخواستي است؟ اما به تصميمش احترام مي گذارم، ولي اميدوارم كه هم او و هم ديگران اعتصابشان را بشكنند»!
اما ماجرا به همين جا ختم نشد. صرف ادعاي منافقين جديد در برخي حزب هاي افراطي نظير حزب مشاركت مبني بر دعوت به «روزه سياسي» با اعتراض تند بي دين هاي بي نقاب روبرو شد كه سال گذشته ترجيح داده بودند در بحبوبه تظاهرت روز جهاني قدس- جمعه آخر ماه مبارك رمضان- تظاهر به روزه خواري كنند. سايت صهيونيستي بالاترين در اين زمينه با انتقاد از دعوت به روزه سياسي نوشت: حزب مشاركت در بيانيه خود مي گويد «آنان كه در تظاهرات 25 خرداد سال گذشته به خيابان آمدند اكنون به نشانه همبستگي با زندانيان روزه گرفته و دعاي افطار براي پيروزي مي خوانند». تعيين روزه سياسي مورد قبول بخش بزرگي از جنبش نيست. نه با اعتصاب غذا سازگار است و نه با تكثر جنبش سبز. اين است كه حزب مشاركت مي گويد صدها هزار معترض، روزه گرفته اند. ما در يك سال گذشته انتقادات مشابهي داشتيم اما به خاطر جو حاكم و پرهيز از متهم شدن به تفرقه اندازي سكوت كرديم اما تا كجا بايد ادامه پيدا كند؟ مي گوييم نه غزه نه لبنان، مي گويند هم غزه هم لبنان. مي گوييم اعتصاب غذا، مي گويند روزه مي گويند اسلام رحماني و قانون اساسي. به راستي تفرقه انداز كيست؟ آنها كه به مصادره گفتار و كردارشان معترضند يا آنها كه خواسته ها و حرف هاي ديگران را در جهت اهداف سياسي خود تغيير مي دهند؟ چرا و تا كي بايد نيروهاي سكولار اين روند را تحمل كنند.
بالاترين در مطلب ديگري نوشت: ماه رمضان نزديكه. در اين ماه مسلمان ها يك ماه از اذان صبح تا مغرب چيزي نمي خورن. اما اين روزها هوا گرم و طولاني است. ما كه مسلمان نيستيم تا روزه بگيريم. اما آيا ما حاضريم به خاطر مبارزه هيچي نخوريم و گشنگي بكشيم؟ نه حاضر نيستيم! ما فقط كارهاي بي خطر مي كنيم. مثلاً پاي اينترنت، قبل از 22 بهمن يا عاشورا مردم رو تحريك مي كنيم بيان بيرون- يه شبه رژيم رو براندازي كنن. اونوقت خودمون خبر آپ لود مي كنيم؛ دستگيري 50 نفر، كشته شدن 2 نفر، وعده ما فلان روز انتقام شهدا! گاهي هم با چيپس و پفك به جنگ آپ لود كردن خبر ميريم!
سايت خودنويس هم ترجيح داد به خاطر ابراز نگراني كروبي براي بازداشت شده ها، با او كلنجار برود و بنويسد: اين روزها آنها در اعتصاب بودند و من هم از آنجا كه جنبش تغيير فاز داده، هر شب در كبابي سر كوچه! سران جنبش هم كه در نگراني به سر مي برند من هم تصميم گرفتم مثل آنها و مثل شيخ شجاع نگران شوم! پدرم مي گفت آخوند مرده خوب است اما كروبي براي من شده بود شيخ شجاع! افشاگري مي كرد، توپ را توي زمين مي انداخت! غوغا مي كرد! همه منتظر يك حركت جديد بوديم كه يهو 22خرداد امسال، توپ را برگردون زد تو زمين خودمان! بزرگان جنبش اين روزها براي اعتصاب غذا حرف هايي زدند كه به قول زهرا رهنورد مرغ پخته كه چه عرض كنم لولوي آب پز هم خندش ميگيره! نگران شدند بعد از اين همه روز و درخواست كردند كه اعتصاب را بشكنن! آخه عزيز من! وجداني تحليل سياسي كردي اين حرفو زدي؟؟؟ كروبي جان، بي خيال! نگران بچه ها نباش! شما اين دفعه توپ رو كه نزدي هيچ با لگد زدي توپاي بچه هاي خودمون!

نگراني امنيتي آمريكا از نتايج تازه ترين نظرسنجي در خاورميانه (خبر ويژه)

مشاور پيشين امنيت ملي كاخ سفيد به استناد نظرسنجي اخير در 6 كشور اسلامي گفت: از منظر افكار عمومي جهان اسلام، اوباما بازنده اصلي است و اين در حالي است كه محبوبيت ايران افزايش يافته است.
به گزارش «ريس فور ايران» فلينت لورت گفت: نظرسنجي جديد موسسه زاگبي نشان مي دهد مباحثي كه در مورد «جايگاه ايران در خاورميانه» در آمريكا مطرح مي شد، تحريف شده و غيرواقعي است. يكي از اين افسانه هاي خلاف واقع و خطرناك انزواي ايران در سطح منطقه اي و بين المللي است.
وي اضافه كرد: نتايج نظرسنجي امسال در چند كشور عرب اسلامي نمي تواند به مذاق افرادي كه خواستار انزواي ايران در ميان همسايگانش در منطقه و مدعي حمايت كشورهاي عربي از اقدام نظامي اسرائيل و آمريكا عليه ايران بودند، خوش بيايد. در اين نظرسنجي كه از شهروندان كشورهاي مصر، اردن، عربستان، امارات، لبنان، و مغرب صورت گرفته، 77 درصد آنها از حق ايران در برخورداري از برنامه هسته اي ]تسليحات هسته اي[ حمايت مي كنند و در واقع مخالف برخي تبليغات ضدايراني هستند. طبق همين نظرسنجي 88 درصد پاسخ دهندگان اسرائيل و 77 درصد آنها آمريكا را بزرگ ترين تهديد براي جهان مي دانند و تنها 10 درصد، از ايران به عنوان تهديد نام برده اند.
مشاور پيشين امنيت ملي كاخ سفيد اضافه كرد: اگر آمريكايي ها واقعا مايلند بدانند كه بازنده اصلي سال جاري از منظر افكار عمومي عرب كيست، بد نيست بدانند كه نتايج اين نظرسنجي نشان مي دهد اين فرد كسي جز باراك اوباما نيست، چرا كه مقبوليت سياست هاي وي در قياس با سال گذشته از 51 درصد به 16 درصد در سال جاري رسيده است و نظر منفي اعراب به سياست هاي رئيس جمهوري آمريكا، طي يك سال، از 23 درصد به 67 درصد افزايش يافته است.

تاثير معكوس تحريم ها سرعت دادن به برنامه هسته اي ايران است (خبر ويژه)

رسانه هاي آمريكايي احتمال اثرگذاري تحريم ها بر مواضع منطقي و مشروع جمهوري اسلامي ايران را زير سوال مي برند.
به نوشته وال استريت ژورنال «آمريكا و اروپا همه فشار خود را وارد مي كنند اما مشكل دراين است كه بعيد است اين فشارها باعث شود رهبري حكومت ايران برنامه هسته اي را رها كند. با وجود اينكه برخي شركت هاي غربي همكاري با ايران را كاهش داده اند اما شركت هاي ديگري از هم اكنون سعي مي كنند اين خلأ را پر كنند. گزارش هفته پيش بنياد دفاع از دموكراسي در واشنگتن تاكيد مي كند كه 18 شركت بزرگ سرمايه گذاري در عرصه انرژي ايران حضور دارند از جمله شركت هايي از تركيه، هند، روسيه و چين.»
نيويورك تايمز هم در گزارشي با اشاره به دعوت آمريكا به مذاكره پس از بلند كردن چماق تهديد و تحريم نوشت: نمي توان با قطعيت تاثير تحريم ها بر ايران را تاييد كرد. فشار اقتصادي ممكن است ايران را بر سر ميز مذاكره برگرداند اما گروه ديگري معتقدند تحريم ها برعكس ممكن است اثر معكوس داشته باشد و موجب شود ايران برنامه هسته اي خود را سرعت بخشد. ترس ديگري هم در اين ميان وجود دارد و آن اينكه ايران بتواند مانند گذشته راه هاي دور زدن تحريم ها را دست و پا كند. هم اكنون با همكاري برخي شركت ها براي تامين بنزين مورد نياز ايران ناكارايي تحريم ها زير سوال رفته است.

هرچه ايران زيرك است آمريكا شلوغ كاري مي كند (خبر ويژه)

«ايراني ها عاقل و باهوشند و اوباما مانند بوش نتوانسته جلوي پيشرفت برنامه هسته اي ايران و نفوذ اين كشور در منطقه خاورميانه را بگيرد.»
پايگاه خبري- تحليلي «اگزمينر» در تحليل ناكارآمدي سياست دولت هاي قبلي و فعلي آمريكا در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران نوشت: اوباما نيز مانند بوش در مورد ايران وارث مشكلاتي حاد و بزرگ است. او نتوانسته جلوي نفوذ ايران را در منطقه بگيرد بلكه در مورد برنامه هسته اي ايران نيز كند حركت كرده است.
به نوشته اين پايگاه خبري آمريكايي ،از يك سو نظامي گري آمريكا به خاطر استمرار حضور نيروهاي ايالات متحده در عراق و افغانستان بي نتيجه مانده است. همچنين هرگونه حمله به ايران در حالي كه آمريكا هنوز هزينه هاي دو نبرد ديگر را پرداخت مي كند بسيار دردناك است. اينها همه دلايل تغيير موضع اوباما در قبال ايران در هفته گذشته مي باشد. او در جمع برخي خبرنگاران از تمايل خود براي گفت وگو با ايران سخن گفت. حقيقت اين است كه هم در زمان بوش و هم در زمان اوباما پيشنهاد حمله به تاسيسات اين كشور ارائه شده بود كه با مخالفت فرماندهان نظامي مواجه شد و سران ايران نيز از اين مسئله به خوبي آگاه هستند.
در ادامه اين گزارش تاكيد شده است: آنچه بايد به خاطر سپرده شود اين است كه دولت ايران بازيگردان باعقل و باهوشي است و پيشنهاد اوباما زماني از سوي اين كشور پذيرفته مي شود كه مشوق هاي مناسبي در آن لحاظ شده باشد. ماه گذشته كه برزيل و تركيه درخواست سال قبل آمريكا به ايران در زمينه مبادله سوخت هسته اي را پيش كشيدند واشنگتن از دنبال گيري آن سر باز زد و حال نبايد اين فرصت را از دست دهد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان در انتهاي اين گزارش آمده است: اوباما كه شلوغ كاري را از بوش به ارث برده است اگر مي خواهد مشكلش با ايران حل و فصل شود بايد اقدام هاي بيشتري را به نفع ايران انجام دهد زيرا اين كشور در مذاكرات خود در مورد مسائل مختلف فراست و زيركي اش را نمايان ساخته است.

فيگارو: پس از 9 سال جنگ در دره هاي افغانستان گم شده ايم (خبر ويژه)

مرگ 8 تبعه آمريكا، انگليس و آلمان در افغانستان، انتقادها از اين اشغالگري بي سرانجام را در محافل غربي شدت بخشيد.
به گزارش راديو فرانسه كشته شدن 10 نفر در افغانستان در مطبوعات فرانسه انعكاس سنگيني داشته است به خصوص كه كشته شده ها غير از دو افغاني همه «غربي» بوده اند. روزنامه لوموند تحليل مي كند كه «خبر تكان دهنده قتل 8 تبعه غربي، نوعي روحيه جبرگرايي و تسليم را در محافل ديپلماتيك غربي متبادر مي كند كه ناشي از بدتر شدن اوضاع است. اكنون هيچ كس در افغانستان امنيت ندارد.
سرمقاله نويس فيگارو هم نوشت: مدت ها پرسش هايي را درباره افغانستان مدام مطرح مي كنيم، اما از يافتن پاسخ، عاجزيم. جنگي كه در پاييز سال 2001 توسط آمريكا و متحدانش آغاز شد، اينك در پيچ و خم دره هاي هندوكش، راه گم كرده است و با وجود اين كه باراك اوباما در نظر دارد كه خروج نيروهاي خود را از تابستان سال آينده شروع كند، اما هيچكس قادر نيست پايان اين جنگ را پيش بيني كند. در واقع زمان بندي خروج نيروهاي خارجي از افغانستان هيچ دليل يا توجيه خاصي ندارد، مگر اين كه بپذيريم كه همه اميدها از دست رفته و ماندن در اين كشور هيچ ثمري نخواهد داشت.
فيگارو اضافه كرد: واگذار كردن جنگ در افغانستان قابل تصور نيست. بدون شك بايد استراتژي را تغيير داد تا ميان مردم افغانستان و طالبان فاصله بيفتد اما افكار عمومي جهان بي صبرتر از آن است كه منتظر نتايج تغيير روش باشد و اين كار هم به زمان زيادي نياز دارد. افزون بر همه اينها اين روش تاكنون بسيار پرهزينه بوده و سالانه حدود صد ميليارد دلار خرج برداشته است.

ريزش در نظام توي سرمان بخورد خودمان چند شقه شديم! (خبر ويژه)

نه تنها نتوانستيم به اسم جنبش سبز در صفوف حكومت ريزش ايجاد كنيم بلكه خودمان هم در طرف اپوزيسيون دچار نزاع ها و اختلافات شديد شده ايم.
اين تعبير تعبيري است كه طي هفته هاي اخير در ميان محافل ضدانقلاب حامي فتنه سبز فراوان گفته و نوشته مي شود. سايت خودنويس در اين زمينه نوشت: امروز بر خلاف يك سال پيش، از هم گسيختگي آشكاري در ميان جبهه اپوزيسيون ديده مي شود. حركت سال گذشته اكنون در جذب دچار رخوت، ناكارآمدي و انشقاق آشكاري است. كمااينكه در اين مدت نه تنها نتوانسته به ريزش آشكار در جريان حاكم دست پيدا كند كه به عينه ميان صفوف مخالفان حكومت هم اختلاف بارزي ايجاد شده است. نه جنبش به يك شكل ديكتاتورگونه هدايت شده و متاسفانه تجربه سال هاي اخير نشان داده كه اصلاح طلبان در رسيدن به يك تفكر منسجم و يك حركت متحد ناتوان عمل مي كنند. اين مسئله در انتخابات 88 نيز محسوس بود. البته حضور آن روز ما هم در انتخابات، انتخاب ميان بد و بدتر بود نه به معناي تاييد موسوي يا كروبي به عنوان صالح. پس از بحث تقلب هم فكر مي كرديم هدف مشتركي وجود دارد اما پس از گذشت يك سال و با افزايش سقف خواسته ها، نمايندگان تفكرات گوناگون به اين نتيجه رسيدند كه تفكرات اصلاح طلبان به هيچ وجه آنها را به سر منزل مقصود نمي رساند. لذا سعي كردند راه خود را بروند. در اين سو اصلاح طلبان نيز كه از گذشته درس نگرفتند همچنان بر مواضع احساسات گرايانه پاي فشردند همانگونه كه در پيش از انتخابات عمل كرده بودند.
اين سايت ضد انقلابي همچنين نوشت: شايد بشود جنبش سبز را زاييده يك نگاه هيجان محور توصيف كرد. مي شود با هيجان جماعتي را به دور خود جمع كرد اما پس از آن براي نگهداشتن آن جمع برگرد يك محور، نياز به شناخت و آگاهي هست. يكي از توانمندي هايي كه مي توانست وجود داشته باشد و ندارد، ضعف نمايندگان جنبش سبز در بسط آگاهي و نگاه تحليل گر است. اگر هم زماني از همياري ميان طيف روشنفكر و سران جنبش استفاده نشد متاسفانه به دليل عدم وجود زبان مشترك بين مردم و روشنفكران و در عين حال اختلافات تفكري و ديدگاهي ميان سياسي گرايان و روشنفكران، لاجرم به اختلافات موجود بيشتر دامن زد. اين زمينه اختلافات تا حدي جلو رفت كه امروز آنچه كه بيشتر از گفتمان- در ميان خيل طرفداران- به چشم مي خورد، حذف و تندروي است، تندروي و تفكرات به دور از منطق در نقد نگرش هاي مخالف است. بخشي از سبزها كه نمي خواهد ناكارآمدي سيستم جذب خود را ببيند، ديگر اعضاي جنبش را به خود فروشي و وطن فروشي متهم مي كند. ما امروز مثل يك تيم فوتبال شده ايم كه فرصت هاي خود را از دست رفته مي بيند و صرفاً چشم به از دست دادن امتياز از سوي حريف دارد.




[ چهارشنبه بیستم مرداد 1389 ] [ 7:58 ] [ طاهرزاده ]
درباره وبلاگ

"این وبلاگ با هدف عمل به فرمایشات و منویات مقام معظم ولي فقيه حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) و بصیرت افزائی وبا لابردن سطح آگاهی مردم،تحلیل و یادآوری تاریخ مظلوم تشییع که در هر برهه از زمان با ترفند ها و فتنه های سياستمداران بي تقوا و دنیازدگان بي درد،در مبارزه بوده است،فعالیت می نماید.
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم».
امکانات وب
-------- جستجودرگوگل
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
--- Google Pagerank Checker Tool ----