در تحلیل های جبهه متحد اصولگرایان، ساكتین فتنه چه جایگاهی دارند؟
برای بررسی مواضع خواص جامعه در ایام فتنه 88 و پس از آن تا به امروز، مجموعه نكاتی كه رهبر حكیم انقلاب در بیش از 50 سخنرانی خود از خطبه مهم نماز جمعه 29 خرداد 88 تاكنون در مورد فتنه بیان داشته اند شاخصی متقن و خدشه ناپذیر است. مهمترین كلیدواژه های ایشان در این ایام تاكید بر "تبیین جنگ نرم"، "تمسك توامان به بصیرت و صبر"، "تلاش برای فهم حقایق"، "اعلام مواضع صریح و شفاف"، "عدم اتخاذ مواضع دوپهلو"، "مرزبندی با ضد انقلاب و نظام سلطه" و نهایتا اعلام استراتژی نظام در "جذب حداكثری و دفع حداقلی" بوده است.
در مقایسه با این شاقول و میزان، خواص جامعه در مواجهه با فتنه به 5 دسته قابل تقسیم اند:
1. افراد در خط ولایت (اهل البصر و الصبر): این گروه از خواص بصیر و صبور جامعه، پشت سر رهبری حرکت کردند تا گمراه نشوند و نلغزند. این افراد از موثرین كشور، خط مشی رهبری نظام را فهم كرده، در آن مسیر حركت نمودند و هرجا كه صحنه را غبارآلود دیدند و دچار ابهام شدند تنها به یك دهان چشم دوختند. نه دچار افراط شدند و نه به ورطه تفریط گرفتار.
2. تندروها و جلورونده ها (ضعف صبر): این گروه با اینكه بصیرت لازم برای درك صحیح فتنه را داشتند، چه بسا از سر دلسوزی با تندروی قبل از تكمیل فرآیند روشنگری و از همان ابتدا با سردادن شعار دستگیری و حتی اعدام سران فتنه به دنبال فیصله دادن قائله بودند. ایشان كه فقط نیمی از دوگانه صبر و بصیرت را گرفته بودند، بعد از 9 دی و خصوصا بعد از غائله 25 بهمن 89 وقتی دیدند كه کسی برای سران داخلی فتنه تره هم خرد نمی كند، به اشتباه خود پی بردند.
3. عقب مانده ها و متاخرین (ضعف بصیرت): این گروه كه در تحلیل صحنه دچار اشتباه شدند، یا از ابتدا بر خطر جنگ نرم واقف نبودند یا فتنه را كوچك شمردند. آنها بجای دیدن تقابل انقلاب و ضد انقلاب، به دلیل اختلافات سیاسی احتمالی با رئیس جمهور، گناه اصلی فتنه گران یعنی ظلم در حق رای مردم را ندیدند یا معادل و هم سنگ خطاهای ساختاری نظیر كهریزك قلمداد كردند. در نتیجه برخی از ایشان با درک نكردن نیاز لحظه با تاخیری چند هفته ای، عده ای دیگر با چند ماه فاصله و حتی گروهی دیگر بعد از 9 دی به اعلام موضع علیه فتنه گران پرداختند.
4. ساکتین در فتنه تاکنون (بی بصیرت ها و مردودین): این عده كه یك نام بزرگ در میان آنها بیش از بقیه خودنمایی می كند و همچنان ساكتند در امتحان فتنه مردود شدند، سقوط کردند و از چشم مردم انقلابی و نظام افتادند. شاید همراهی قبلی آنها با فتنه گران، خصوصا نامه بی ادبانه و بی سلام به نایب امام زمان (عج)، چنین سرنوشت شومی را برایشان رقم زده است. البته صبر علی گونه رهبر معظم انقلاب فرصت داد تا برخی از این خواص در معرض سقوط، بعد از گذشت یک و نیم سال از فتنه اعلام برائت کنند و جزء ساكتین نمانند؛ هرچند که «حسنات الابرار سیئات المقربین».
5. سران فتنه (بازیچه های داخلی نظام سلطه): جماعت اصلاحطلبی که از مدعیان همیشگی و دروغین حفظ جمهوریت نظام بودند، در ماجرای فتنه علاوه بر ظهور تام مخالفت همیشگی با اسلامیت نظام، رای اکثریت مردم را نیز برنتافتند و به مقابله با قانون، نظام و انقلاب پرداختند؛ قانون و نظامی که که قبل از انتخابات 88 با شیطنت همه چیز را تنها در چهارچوب آن قابل دفاع عنوان می کردند. ایشان به هر کاری برای رسیدن به اهداف پلیدشان دست یازیدند و از ذبح کردن شعارهای اصلی نظام در حمایت از فلسطین و حتی جسارت به عکس امام (ره) نیز دریغ نکردند. این گروه شقی کار را به جایی رساندند که در روز عاشورا به خیام عزای حسینی حمله ور شدند و نهایتا در 9 دی و 22 بهمن 88 توسط همان جمهوریت که مردم مومن و حسینی بودند، حذف شدند.
در مقایسه با این شاقول و میزان، خواص جامعه در مواجهه با فتنه به 5 دسته قابل تقسیم اند:
1. افراد در خط ولایت (اهل البصر و الصبر): این گروه از خواص بصیر و صبور جامعه، پشت سر رهبری حرکت کردند تا گمراه نشوند و نلغزند. این افراد از موثرین كشور، خط مشی رهبری نظام را فهم كرده، در آن مسیر حركت نمودند و هرجا كه صحنه را غبارآلود دیدند و دچار ابهام شدند تنها به یك دهان چشم دوختند. نه دچار افراط شدند و نه به ورطه تفریط گرفتار.
2. تندروها و جلورونده ها (ضعف صبر): این گروه با اینكه بصیرت لازم برای درك صحیح فتنه را داشتند، چه بسا از سر دلسوزی با تندروی قبل از تكمیل فرآیند روشنگری و از همان ابتدا با سردادن شعار دستگیری و حتی اعدام سران فتنه به دنبال فیصله دادن قائله بودند. ایشان كه فقط نیمی از دوگانه صبر و بصیرت را گرفته بودند، بعد از 9 دی و خصوصا بعد از غائله 25 بهمن 89 وقتی دیدند كه کسی برای سران داخلی فتنه تره هم خرد نمی كند، به اشتباه خود پی بردند.
3. عقب مانده ها و متاخرین (ضعف بصیرت): این گروه كه در تحلیل صحنه دچار اشتباه شدند، یا از ابتدا بر خطر جنگ نرم واقف نبودند یا فتنه را كوچك شمردند. آنها بجای دیدن تقابل انقلاب و ضد انقلاب، به دلیل اختلافات سیاسی احتمالی با رئیس جمهور، گناه اصلی فتنه گران یعنی ظلم در حق رای مردم را ندیدند یا معادل و هم سنگ خطاهای ساختاری نظیر كهریزك قلمداد كردند. در نتیجه برخی از ایشان با درک نكردن نیاز لحظه با تاخیری چند هفته ای، عده ای دیگر با چند ماه فاصله و حتی گروهی دیگر بعد از 9 دی به اعلام موضع علیه فتنه گران پرداختند.
4. ساکتین در فتنه تاکنون (بی بصیرت ها و مردودین): این عده كه یك نام بزرگ در میان آنها بیش از بقیه خودنمایی می كند و همچنان ساكتند در امتحان فتنه مردود شدند، سقوط کردند و از چشم مردم انقلابی و نظام افتادند. شاید همراهی قبلی آنها با فتنه گران، خصوصا نامه بی ادبانه و بی سلام به نایب امام زمان (عج)، چنین سرنوشت شومی را برایشان رقم زده است. البته صبر علی گونه رهبر معظم انقلاب فرصت داد تا برخی از این خواص در معرض سقوط، بعد از گذشت یک و نیم سال از فتنه اعلام برائت کنند و جزء ساكتین نمانند؛ هرچند که «حسنات الابرار سیئات المقربین».
5. سران فتنه (بازیچه های داخلی نظام سلطه): جماعت اصلاحطلبی که از مدعیان همیشگی و دروغین حفظ جمهوریت نظام بودند، در ماجرای فتنه علاوه بر ظهور تام مخالفت همیشگی با اسلامیت نظام، رای اکثریت مردم را نیز برنتافتند و به مقابله با قانون، نظام و انقلاب پرداختند؛ قانون و نظامی که که قبل از انتخابات 88 با شیطنت همه چیز را تنها در چهارچوب آن قابل دفاع عنوان می کردند. ایشان به هر کاری برای رسیدن به اهداف پلیدشان دست یازیدند و از ذبح کردن شعارهای اصلی نظام در حمایت از فلسطین و حتی جسارت به عکس امام (ره) نیز دریغ نکردند. این گروه شقی کار را به جایی رساندند که در روز عاشورا به خیام عزای حسینی حمله ور شدند و نهایتا در 9 دی و 22 بهمن 88 توسط همان جمهوریت که مردم مومن و حسینی بودند، حذف شدند.
ادامه مطلب

