در زمان اوج آشوبها همه ديدند که دشمنان چگونه آشکارا وارد ميدان شدند و خود را در کنار جريانهاي برانداز قرار دادند و حمايتهاي صريح بيگانگان از جمله رژيم صهيونيستي و هيلاري کلينتون وزير خارجه آمريکا از ميرحسين موسوي تماماً حاکي از آن بود که آنان به ثمربخش بودن تلاشهاي خود در طول اين چند سال اطمينان داشتند. آنچه توانست اين فتنه عميق را خنثي کند، علاوه بر تدابير حکيمانه و بينظير مقام معظم رهبري و خطبه تاريخي ايشان در 29 خرداد ماه، جانفشاني پاسداران و بسيجيان تحت رهبري داهيانه فرمانده معظم کل قوا بود.اگر بخواهيم با نقش برجسته سپاه در مهار اين فتنه بيش از پيش آشنا شويم، کافي است در متن اعترافات برخي از متهمين دادگاه عوامل فتنه تامل بيشتري داشته باشيم.
انقلاب اسلامي در ايران به دليل تأثيرگذاري و قدرت الهام بخشي آن يک انقلاب منحصر به فرد ديني در جهان امروز است. توان تأثيرگذاري بالاي آن بر مهندسي افکار عمومي و قدرت الهامبخشي آن با پشتوانه اسلام اهل بيت (عليهم السلام) موقعيت ويژهاي را براي نظام جمهوري اسلامي ايجاد کرده است. بر اين اساس انقلاب اسلامي با ماهيت ديني و شعارها و گفتمان مکتبي خود و در مواجهه با تهديدات ابرقدرتهاي شرق و غرب سلطهگر که اين انقلاب را مانع جدي سلطه و جهان گشايي در سراسر جهان ميديد، جمهوري اسلامي به نهادهايي نيازمند بود که بتواند نيازهاي انقلاب را در زمينههاي گوناگون خصوصاً در برابر هجمههاي دشمنان داخلي و خارجي پاسخ دهد از اين رو يکي از دستاوردهاي بزرگ نظام اسلامي تأسيس نهاد مقدس سپاه بنا به فرمان حضرت امام خميني (ره) رهبر کبير انقلاب اسلامي بود که با حضور عدهاي از جوانان انقلابي و پيرو راستين معظمله پايهريزي گرديد.
اصولاً نيروهاي مسلح در نظامهاي سياسي با هدف پاسداري از تماميت ارضي و استقلال نظامها تشکيل ميگردد اما در نظام جمهوري اسلامي بر اساس اصل 150 قانون اساسي فلسفه و کارکرد وجودي سپاه، پاسداري از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن تلقي گرديد:
اصل 150 :«سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب تشکيل شد، براي ادامه نقش خود در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن پا بر جا ميماند. ...»
برابر نص صريح قانون اساسي شک نمي توان کرد که ايفاي اين نقش و ماموريت مستلزم شناخت و بصيرت خانواده بزرگ سپاه (سپاه و بسيج) از انقلاب، دستاوردهاي ارزشمند آن، آسيب ها و تهديداتي که متوجه آن بوده و يا خواهد بود. راههاي مقابله با مخاطرات و تهديدات و همچنين هوشياري و آمادگي مستمر، عالمانه و همه جانبه در عرصه هاي مختلف است همين خصوصيت سپاه را از ساير نيروهاي ه مسلح متمايز ساخته است.
همچنين به استناد اساسنامه سپاه پاسداران مصوب 15/6/1361 مجلس شوراي اسلامي (سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نهادي است تحت فرماندهي عالي رهبر معظم انقلاب که هدف آن نگهباني از انقلاب اسلامي،دستاوردهاي آن وکوشش مستمر در راه تحقق آرمانهاي الهي وگسترش حاکميت قانون طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران و تقويت بنيه دفاعي جمهوري اسلامي از طريق همکاري با ساير نيروهاي مسلح و آموزش نظامي و سازماندهي نيروهاي مردمي ميباشد).
فصل دوم اساسنامه در قالب 10ماده و دو تبصره به تشريح ماموريت سپاه ، حيطه و چگونگي انجام آن اشاره دارد « مبارزه قانوني با عوامل و جريان هايي که در صدد خرابکاري، براندازي نظام جمهوري اسلامي، و يا اقدام عليه انقلاب اسلامي ايران مي باشند». « مبارزه قانوني با عواملي که با توسل به قوه قهريه در صدد نفي حاکميت قوانين جمهوري اسلامي باشند».
بر اين اساس يک تفاوت ماهوي بين سپاه و ديگر نيروهاي مسلح وجود دارد. که رسالت و مأموريت سپاه متفاوت از ديگران بوده و بر اين اساس سپاه به عنوان بازوي توانمند ولايت و رهبري آماده پاسداري از حاکميت جمهوري اسلامي در همه عرصههاي مورد نياز بوده است.
انتخاب روز پاسدار در روز ولادت سرور و سالار شهيدان امام حسين (ع) از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي به دليل اتصاف روحي و اخلاقي پاسداران به امام حسين (ع) بوده که در طول سه دهه گذشته انقلاب اسلامي به دليل روحيه شهادتطلبي و انقلابي و جان فشاني پاسداران براي جمهوري اسلامي، افتخار درياف مدال ويژه: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود.» را از بينانگذار نظام جمهوري اسلامي دريافت کردند.
شاخصههاي سپاه
ويژگي و شاخصههاي برجسته سپاه را در چند محور ميتوان خلاصه کرد:
1- تبلور ارزشها و معيارهاي ديني: پاسداران به عنوان نيروهاي متدين و انقلابي امتياز بالايي را در معرفت ديني، معنويت و بصيرت و بينش سياسي دارا ميباشند که تعلق به ارزشهاي مکتبي در رفتار، کردار، عملکرد و مديريت آنها آشکار است.
2- مردمي بودن: سپاه که نهادي برخاسته از متن تودههاي متدين جامعه است همواره يکي از ويژگيهاي ذاتي خود را که مردمي بودن بوده حفظ کرده است اين ويژگي با شجره طيبه بسيج نهادينه گشت و اين امتياز سپاه را به يک قدرت ملي مردمي در نظام جمهوري اسلامي تبديل کرد.
3- ولايي بودن: اعتقاد و التزام و عشق به ولايت در وجود پاسداران يکي از ويژگيهاي برجسته سپاه است و اين ويژگي سپاه را به عنوان نهاد مکتبي و ولايي در جامعه ايران معروف کرده است.
4- شهادتطلبي: روحيه و خصلت فداکاري، ايثار، جانفشاني براي آرمانهاي ديني و انقلابي با روحيه شجاعت و تهور، اين توان را به سپاه داده که در مواجهه با دشمنان داخلي و خارجي با تمام قدرت ايستادگي نمايد ايستادگي همتها، بروجرديها خرازيها و کلاهدوزها در مقابله با ضد انقلاب داخلي و دشمنان متجاوز در حماسه هشت سال دفاع مقدس تابلويي زرين و افتخارآفرين از نقشه برجسته سپاه را ترسيم نموده است.»
قلمرو عملکرد سپاه
سپاه بر اساس رسالت پاسداري از انقلاب و دستاوردهاي آن، هر عرصهاي از کيان نظام مقدس جمهوري اسلامي که بر اساس تهديدات سخت، نيمه سخت و نرم به خطر بيفتد، عملاً خود را موظف به دفاع و مقابله با آن ميداند. بنابراين مهمترين قلمروهاي عملکرد سپاه در محورهاي ذيل خلاصه ميشود:
الف: جنگ سخت (عرصه نظامي): سپاه به عنوان يک نيروي مسلح نيرومند و انقلابي، در هر شرايطي آماده پاسخگويي و مقابله با هجمه خارجي در کمک به ارتش جمهوري اسلامي بوده است نمونه آن در دوران دفاع مقدس در برابر هجوم ناجوانمردانه ارتش بعثي عراق به خاک ميهن اسلامي بود که نمونهاي از صحنه نمايش اقتدار و غرور آفرين سپاه در مواجهه با تهديد سخت بود. که در اشکال عمليات نامنظم چريکي، منظم محدود و عمليات گسترده و منظم نظامي در حماسه هشت سال دفاع مقدس انجام گرفت. اوج هنر نمايي و عمليات آفريني معجزه آساي سپاه را در عمليات هايي، چون فتح المبين، بيت المقدس و والفجر 8 و ميتوان مشاهده نمود که تمامي دشمنان نظام جمهوري اسلامي را به حيرت واداشت. همانهايي که فتح سه روزه تهران را از سوي سردار نگون بخت قادسيه "صدام حسين"، انتظار داشتند، توانمندي امروز سپاه و ارتقاء آمادگي در مواجهه با تهديدات خارجي به گونهاي است که کوچکترين تهاجم و تهديد نظامي دشمن، با پاسخ کوبنده و همه جانبه سپاه مواجه خواهد شد.
ب: جنگ نيمه سخت (عرصه امنيتي): سپاه در عرصه امنيتي و اطلاعاتي و مقاله با آشوبها و بحرانهاي داخلي توانمندي بالايي دارد و از اين توانمندي براي کمک به وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي بهره گرفته است. با اين توان قوي مهار بحرانها و مديريت آشوبهاي احتمالي، قدرت بازدارندگي اقتدار آميزي را در دفاع از نظام جمهوري اسلامي ايجاد کرده است. از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا به حال همواره يکي از راهبردهاي دشمن بهرهگيري از جريانهاي برانداز داخلي در مواجهه با جمهوري اسلامي بوده است، راهبرد بيثباتسازي، آشوبآفريني و برپايي غائلهها و فتنهها و نيز حرکتهاي تجزيه طلبانه در طول سه دهه گذشته همواره در دستور کار استکبار جهاني بويژه آمريکا و ديگر دشمنان جمهوري اسلامي بوده است. با مروري بر وقايع آغاز انقلاب و برپايي فتنههايي چون غائله ترکمن صحرا، فتنه کردستان، آشوب خلق عرب در خوزستان، غائله شريعتمداري و خلق مسلمان در آذربايجان، فتنه ترور شخصيتهاي انقلاب، جريان برانداز حزب توده، حمله به شهر هزار سنگر آمل توسط کمونيستها، انفجار مراکز حساس نظام توسط منافقين و دهها توطئه ديگر همچون کودتاها، دشمن در صدد جنگ داخلي و نابودي جمهوري اسلامي بود. نقش سپاه و روحيه شهادت طلبي و شجاعت بينظير پاسداران در مقابله با توطئههاي مذکور و مواجهه با دشمنان قسم خورده داخلي به گونهاي بود که امام در توصيف آنان فرمودند:
«جوانان ارجمند و عزيز ما درجبهههاي داخلي از عمق جنگهاي وسيع تا بيغوله و پناهگاههاي بزرگ منحرفان غافل از خدا، دموکرات و کومله تا منافقين و فدايي خلق و حزب خلق باصطلاح مسلمان تا حزب توده و ساير گروهکهاي کوچک و بزرگ را با فداکاريها و خداطلبيها آن چنان قلع و قمع کردند که دنيا را با همه دشمنيها که با جمهوري اسلامي دارند به اعجاب و تحير درآوردند. ...
ج: عرصه جنگ نرم: در ساليان اخير نقش سپاه در مواجهه با بحرانها و آشوبهاي داخلي و مقابله با فتنههايي همچون 18 تير 78، مهار جريان برانداز ملي- مذهبيها در سال 79 از بين بردن حرکتهاي ضدانقلابي گروهک پژاک و دهها مأموريت ديگر در راستاي رسالت سپاه نقش برجسته اي بوده است.
در دهه اول انقلاب دشمنان نظام داراي صفبندي شناخته شدهاي بودند و به راحتي ميشد مرزبندي آنان را با دوستان انقلاب تشخيص داد و اساساً دشمن شناسي سالهاي آغازين انقلاب کار چندان پيچيدهاي نبود اما به تدريج و به خصوص از دوم خرداد 76 به بعد فضاي سياسي کشور دچار پيچيدگيهايي شد که شناخت جبهه حق و باطل را دشوار ميساخت و نياز به بصيرت ديني و سياسي در جامعه به طور روزافزون احساس ميشد. هر چه از مبداء انقلاب فاصله ميگيريم تشخيص صحنه مبارزه با مخالفان نظام و دفاع از انقلاب پيچيدهتر ميشود و شرايط را به سمت شکلگيري فتنه بيشتر سوق ميدهد، زيرا وقتي دشمن به مرور از رويارويي مستقيم و ايجاد ترور و ناامني و دهها شيوه ديگر خود نااميد ميشود و طرفي نميبندد شيوههاي نوين و کم هزينهتري را انتخاب ميکند و امروز ميبينيم که نهايت تلاش خود را به کار بسته است تا با سرمايه گذاري روي احزاب و تأثيرگذاري بر ذهن نسل جوان، با استفاده از ظرفيتهاي دروني نظام به مقابله با آن بپردازد. در چنين شرايطي است که مفهوم بصيرت اهميت بيشتري پيدا ميکند.
اگر در دوران حاکميت اصلاحطلبان با فتنه روبهرو بوديم، امروز به تعبير مقام معظم رهبري با فتنه عميق روبهرو هستيم به طوري که حتي برخي نخبگان نيز در تشخيص خود با مشکل مواجه شدهاند. انتظار است که سپاه که ميخواهد در مقابل چنين فتنه و يا تهديد پيچيدهاي بايستد شناخت کافي از شيوههاي دشمن داشته باشد.
اگر چه عده اي در تلاش بودند که سپاه را مجموعه اي صرفاً نظامي معرفي کنند و با همين القائات بخشي از کارکرد هاي سپاه را نزد افکار عمومي جامعه زير سؤال مي برند اما وظيفه سپاه ايجاب مي کرد براي حفاظت از انقلاب و دستاوردهاي آن همواره با تغيير ماهيت تهديدات، قابليت ها و شيوه هاي مقابله خود را نيز تغيير دهد.از زماني که احساس شد دشمن به تهديد نرم روي آورده است سپاه با تدابير مقام معظم رهبري و براساس رسالت ذاتي خود سعي کرد خود را با الزامات مقابله با چنين تهديداتي وفق دهد البته سپاه در دوران دفاع مقدس (سالهاي 59 تا 67 ) هم صبغه نظامي پيدا کرد و توانست با توجه به ماهيت نظامي تهديدات آن زمان نيز موفق عمل کند اما طبيعي است هنگامي که ماهيت تهديدات تغيير مي يابد ديگر نمي توان با همان شيوه هاي گذشته به مقابله پرداخت همان طور که در همان دهه اول انقلاب در مقابله با تهديد منافقين، جريان بني صدر و..... که ماهيت تهديد از نوع جنگ سخت نبود به خوبي مقابله کند و مورد تشويق حضرت امام (ره) قرار گيرد و اين ازالزامات پويايي نهادي انقلابي مانند سپاه است.
امروز ديگر بحث تهديد نرم مطرح نيست بلکه ما وارد جنگ نرم شده ايم بدين معني که دشمن اکنون تهديدات خود را به فعليت رسانده است و ما در حوادث پس از انتخابات به وضوح شاهد تلاش آنان براي براندازي نرم بوديم. در جنگ نرم دشمن و در حوادث پس از انتخابات، اگر ايفاي نقش سپاه نبود، قطعاً امروز کشور وضعيت ديگري داشت. در اين جنگ نرم وقتي جريان برانداز نيروهاي خود را به سمت اغتشاش و تعرض به جان و مال مردم سوق دادند و احساس نياز شده که حضور نيروهاي بسيجي در صحنه لازم است باز هم شاهد بوديم که حضور پر برکت آنها که با تقديم 13 شهيد همراه شد ،توانست آتش برافروخته فتنه را مهار کند و بار ديگر کارکردهاي بينظير اين نيروي مردمي را به رخ دشمنان بکشد وباز هم يادآور فرمايش حضرت امام خميني(ره) مي شويم که فرمودند:«اگر سپاه نبود کشور هم نبود»، قطعا اگر در اين فتنه عميق عملکرد دقيق سپاه نبود کشور با آسيبهاي جدي مواجه ميشد. به همين دليل حجم تخريبها عليه سپاه و بسيج امروز شدت گرفته چون آنان به خوبي فهميدهاند که سپاه اجازه تعدي به اصول انقلاب را به هيچ جريان و گروهي نخواهد داد.
نقش سپاه در خنثي کردن فتنه 88
همان طور که ذکر شد راهبرد بيثباتسازي، آشوب آفريني و برپايي غائلهها و فتنهها و نيز حرکتهاي تجزيهطلبانه در طول سه دهه گذشته همواره در دستور کار آمريکاييها و ديگر دشمنان جمهوري اسلامي بوده است و سپاه بر اساس رسالت پاسداري از انقلاب و دستاوردهاي آن، هر عرصهاي از کيان نظام مقدس جمهوري اسلامي که بر اساس تهديدات سخت، نيمه سخت و نرم به خطر بيفتد عملاً خود را موظف به دفاع و مقابله با آن ميداند. به همين جهت دشمنان خارجي و نيز مخالفين و معاندين داخلي هم در نقطه مقابل سعي در تخريب اين نهاد مؤثر در حفظ و حراست از انقلاب و نظام اسلامي ميکند که البته هدف اصلي آنها هم از شدت بخشيدن به تخريبها عليه سپاه خارج کردن سپاه از ميدان رويارويي با دشمن ميباشد. در فتنه 88 و در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم و حوادث پس از آن نمونه بارز هوشمندي، تلاش و مقابله جدي سپاه با فتنه براي دفاع از نظام جمهوري اسلامي را شاهد بوديم.
بررسي محتوايي سپاه از فتنه اخير و رصد حوادث مربوط به آن چه قبل و بعد از انتخابات، توانست شناخت عميق و دقيقي از جريانات و حوادث مختلف انتخابات رياست جمهوري براي مجموعه خود ايجاد کند و به همين دليل آنچه رخ داد مجموعه سپاه را به هيچ عنوان دچار ترديد نکرد، چون شناخت کافي از برنامههاي دشمن وجود داشت. انتظار نيز همين است که آن نيرويي که ميخواهد در مقابل چنين تهديد پيچيدهاي بايستد شناخت کافي را از شيوههاي دشمن داشته باشد. اگر ايفاي نقش سپاه نبود قطعاً امروز کشور وضعيت ديگري داشت. آنچه که مشخص و قطعي بود راه افتادن يک جنگ نرم در قالب کودتاي مخملي يا انقلاب رنگي بود و جريان برانداز عوامل ميداني خود را وارد صحنه کرد. در زمان اوج آشوبها همه ديدند که دشمنان چگونه آشکارا وارد ميدان شدند و خود را در کنار جريانهاي برانداز قرار دادند و حمايتهاي صريح بيگانگان از جمله رژيم صهيونيستي و هيلاري کلينتون وزير خارجه آمريکا از ميرحسين موسوي تماماً حاکي از آن بود که آنان به ثمربخش بودن تلاشهاي خود در طول اين چند سال اطمينان داشتند. آنچه توانست اين فتنه عميق را خنثي کند، علاوه بر تدابير حکيمانه و بينظير مقام معظم رهبري و خطبه تاريخي ايشان در 29 خرداد ماه، جانفشاني پاسداران و بسيجيان تحت رهبري داهيانه فرمانده معظم کل قوا بود. البته تلاش و زحمات ديگر نهادها، سازمان ها و دستگاهها به ويژه نيروي انتظامي را نبايد ناديده گرفت و هر کدام از آنان در مهار فتنه ايفاي نقش کردند. اگر بخواهيم با نقش برجسته سپاه در مهار اين فتنه بيش از پيش آشنا شويم، کافي است در متن اعترافات برخي از متهمين دادگاه عوامل فتنه تامل بيشتري داشته باشيم.
اکنون دشمنان و بدخواهان به خوبي فهميدهاند آن مجموعهاي که به طور سازمان يافته وجود دارد و ميتواند انقلاب را در مقابل خطرات حفظ کند سپاه پاسداران است. البته اين به معناي ناديده گرفتن ساير مجموعهها نيست لکن سپاه به خاطر فلسفه وجودي خود براي دفاع از انقلاب کارايي خود را نشان داده است و اين واقعيتي است که دوست و دشمن به آن معترف هستند.
طبيعي است وقتي که سپاه از چنين قابليتي و ظرفيتي برخوردار باشد گروههايي که خواستههاي نامشروعشان در جهت براندازي نظام قرار دارد اين مجموعه را مزاحم خواستههاي شوم خود ميبينند و براي آنکه ضريب موفقيت خود را بالا ببرند در اقدامات مقدماتي خود تضعيف چنين نهادي را در دستور کار خود قرار ميدهند. آنها به خوبي ميدانند تا موقعي که سپاه از پايگاه مردمي برخوردار است شکستناپذير باقي خواهد ماند.